icon
icon
نتایج جستجو برای
#جنگ
sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 48

هنوز می‌توانی چیزی درست کنی

فریبا محمودی

به آشپزخانه می روم. پیاز قرمز را برمی دارم و پوست می کنم و با خودم فکر می کنم که خب حداقل این یکی را می توانم درست انجام بدهم. من می توانم تصمیم بگیرم حلقه ای خردش کنم یا نگینی. می توانم کره را در تابه بیندازم و صبر...

هنوز می‌توانی چیزی درست کنی
شوروم 48

اسلحه را بگذار، کانولی را بردار

آزاده کفاشی

دوشنبه ۱۱ اسفند بود، درست دو روز پس از آغاز جنگ. ناگزیر مانده بودم خانه و صبح تا ظهر را به سروسامان دادن به کارهای عقب مانده گذراندم. ظهر شد و من و مادر و خواهرم نشسته بودیم سر میز ناهار. هنوز لقمه ی اول را نخورده بودیم که بووم؛...

اسلحه را بگذار، کانولی را بردار
شوروم 48

بارانِ اشکم می‌رود

حمید کاظم‌زاده

المیرا زنگ زد که جمع کنم برویم ویلایشان حوالی تبریز. با هر خبری که از تهران می شنید، زنگ می زد یا پیام می داد و هر بار باید کلی با هم بحث می کردیم که چرا من می گویم نه. نمی شد برویم. گفتم اینجاها خبری نیست. مثل هر...

بارانِ اشکم می‌رود
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می گیرم، عطر برنج می خورد توی صورتم، نفس می کشم. دانه های برنج قد کشیده اند. هیچ وقت فکر نمی کردم آشپز خوبی بشوم، ولی حالا فکر می کنم چه خوب از پسش برآمده ام. از دیدن دانه های کشیده و سفید برنج کیف می...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 46

سیاست درد

راب بادیس

تجربه ی درد در تمام انسان ها مشترک نیست. صاحب تاریخچه است؛ به مرور زمان و مکان به مکان تغییر می کند. شرح این تاریخ گویای سیاست نهادینه در بطن تلاش هایی است که برای اندازه گیری، اعتباربخشی یا فراموش کردن تجربه ی کسانی که درد دارند صورت گرفته است....

سیاست درد
شوروم 46

پونکتومِ جنگ

معصومه تدینی

حافظه ی عاطفی همان بخش از مغز انسان است که انتخاب می کند بعضی از خاطرات را سال ها نگه دارد . سیستم های حافظه، تجربه هایی را که در زمان برانگیختگی هیجانی شدید رمزگذاری شده اند، بهتر به خاطر می سپارند. این فرایند حاصل همکاری آمیگدال و هیپوکامپوس است....

پونکتومِ جنگ
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه ماشه ی خود را در دست داشت، پیاده از محل اقامت کشیش های جوان به سمت هیروشیما به راه افتاد. کم کم داشت فکر می کرد این کیف، که اشیای قیمتی اش...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می رفت. این قایق در جاهای مختلفی توقف می کرد تا اعلامیه ای را به گوش همه برساند. در کرانه های ماسه ای شلوغی که صدها مجروح...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
هنوز می‌توانی چیزی درست کنی
شوروم 48

هنوز می‌توانی چیزی درست کنی

فریبا محمودی

به آشپزخانه می روم. پیاز قرمز را برمی دارم و پوست می کنم و با خودم فکر می کنم که خب حداقل این یکی را...

اسلحه را بگذار، کانولی را بردار
شوروم 48

اسلحه را بگذار، کانولی را بردار

آزاده کفاشی

دوشنبه ۱۱ اسفند بود، درست دو روز پس از آغاز جنگ. ناگزیر مانده بودم خانه و صبح تا ظهر را به سروسامان دادن به کارهای...

بارانِ اشکم می‌رود
شوروم 48

بارانِ اشکم می‌رود

حمید کاظم‌زاده

المیرا زنگ زد که جمع کنم برویم ویلایشان حوالی تبریز. با هر خبری که از تهران می شنید، زنگ می زد یا پیام می داد...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می گیرم، عطر برنج می خورد توی صورتم، نفس می کشم. دانه های برنج قد کشیده اند. هیچ وقت فکر نمی...

سیاست درد
شوروم 46

سیاست درد

راب بادیس

تجربه ی درد در تمام انسان ها مشترک نیست. صاحب تاریخچه است؛ به مرور زمان و مکان به مکان تغییر می کند. شرح این تاریخ...

پونکتومِ جنگ
شوروم 46

پونکتومِ جنگ

معصومه تدینی

حافظه ی عاطفی همان بخش از مغز انسان است که انتخاب می کند بعضی از خاطرات را سال ها نگه دارد . سیستم های حافظه،...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه ماشه ی خود را در دست داشت،...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می رفت....

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد