جیکوب اِمهانگو
جهان، روح دارد و به شیوههایی مرموز با ما حرف میزند، یا دستکم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای دورافتاده، تومبی گروه بزرگی از پیروان، که بیشترشان زن بودند، را دور خودش جمع کرده بود. این زنها در تمامی جلسات هفتگی تومبی کنار رودخانه...
جهان، روح دارد و به شیوههایی مرموز با ما حرف میزند، یا دستکم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای...
هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد