
سارا تقیآبادی
مرا بگیر و به هرجایی که میخواهی پرتاب کن؛ زیرا باز هم روحم شاد و راضی خواهد بود—مادامی که وجود و اعمالش موافق طبیعتش باشد. آیا دلیلی دارد که روحم رنجور، خوار، درمانده، نگران و هراسان باشد؟ آیا چیزی را میشناسی که به این بها بیرزد؟ تأملات مارکوس اورلیوس امروز...

ربکا روچ
فیلسوف آمریکایی دیوید لوئیس را به دفاعش از نظریهی واقعگرایی وجهی میشناسند: دیدگاهی مبنی بر اینکه جهانهای ممکن غیرواقعی به همان اندازه واقعی هستند که جهان واقعی. اما در بین کسانی که او را میشناختند او به سکوتهایش نیز به همین اندازه معروف بود. دی اچ ملور (استاد راهنمای رسالهی...

مرصاد غلامویسی
من اغلب به داییام فکر میکنم. به اینکه چگونه مُرد و معنای مرگش چه بود. داییام جوان بود که مُرد، گمان میکنم حدود چهل سال سن داشت. معمولاً سعی میکنم چهرهاش را به یاد بیاورم. آن روزی که او را خاک کردند، به خودم گفتم روزی چهرهاش را یادم میرود...

زهرا محمدیان فر
«اصالتاً بندری هستم، اما سالهای زیادی از عمرم، آب اصفهان را خوردهام و از زمان دانشگاه به بعد در تهران ماندگار شدهام.» این شاید طولانیترین جملهای باشد که میشود در جواب «کجایی هستی؟» گفت، اما در هر حال، سالهاست که همین جواب را میدهم. این جابهجایی از شهری به شهر...

فائزه مرزوقی
پانزدهشانزده ساله بودم که عاشق شدم. سالهای اولِ دبیرستان. همان وقتها که باید حواسم جمعِ مثلثات و هندسه میبود، خطبهخطِ ابیات کتاب فارسی را حفظ میکردم تا گلچینشان را توی دفترچهی خاطراتِ گُلگُلیام بنویسم و روزی به او هدیه بدهم. هر صبح، وقتی راهی مدرسه میشدم، میدیدمش. همانجا، سر ایستگاهِ...

مهتاب شریعتی
پانزده سال جسم دارد، شش سال هیچ اثری از او نیست، پنج سال بعدی اکثراً صدا و گاهی هم تصویری پیکسلی و حالا، دوباره مجسم میشود؛ پدرم را میگویم. {تا حالا شده بری دم مغازهی دوست بابات، یا کارگاه خیاطیپسرعموش، یا زل بزنی تو چشمای پسرعمهای که اتفاقی تو خیابون...

پریسا وارسته
میتوانم صدای چکش خوردن میخ و دستگاه برش نجاری که کوچهی باریکی با اتاقخوابم فاصله دارد، برخوردهای پشتسرهم توپ چهلتکه و صدای شوت بچهها به دیوار سیمانی پشت خانه، صدای دیگ و قابلمهی آشپزخانه و خراشیدن قاشق ته آنها را فیلتر کنم. همه، به شرطی که سرم فقط یک صدا...

عباد غفوری
در جهانی که ارزش کار را اغلب با عدد حساب بانکی میسنجند، پرسش سادهای دوباره پیش رویمان میآید: کار را برای چه میکنیم؟ این نوشته تلاشی است برای بازاندیشی در معنای کار؛ از منظر فلسفه، روانشناسی و تجربههای جمعی امروز . تلاشی برای یادآوری اینکه کار، اگر از چرخهی صرف...

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد