icon
icon

برچسب:افغانستان

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 32

بیگانه

ذکیه شهاب

چشمانش مثل میخ به سقف سفید اتاق دوخته شده بود. سقفی بی‌طرح، بی‌چراغ، بی‌خاک. سوزن را، بی‌هیچ تلاشی برای پیدا کردن رگ، در دست لاغر و تتو‌شده‌اش فرو کردند. پوستش سرد بود، مثل دیوارهای این کشور. تصویر تتو انگار در دود محو می‌شد؛ نه شیر بود، نه پلنگ، فقط خطی...

بیگانه
شوروم 25

آمدآمدِ عید

منصوره‌سادات میرآقاجانی

مأمور به برگه‌ی تردد نگاهی می‌اندازد. «حافظِ دوست‌محمد؟» سری تکان می‌دهم. می‌گوید: «به‌سلامت.» دو روز است که همه با اشک یا لبخند همین را می‌گویند. به‌سلامت. دو روز پیش، توی مراسم فارغ‌التحصیلی به هم‌کلاس‌ها گفتم دارم برمی‌گردم. چند تایشان ذوق کردند. توی چشم بعضی‌ها اما نم اشکی نشست و بغضی...

آمدآمدِ عید
شوروم 20

تعقیب حاجی هوتَک

جمیل جان کوچای

دقیقاً نمی‌دانی چرا برای این خانواده‌ی خاص، در این خانه‌ی خاص، در وِست ساکرامِنتوی کالیفرنیا مأمور شده‌ای. این وظیفه‌ی تو نیست که به دلیل آن فکر کنی. با وجود این، پس از چند روز، حدس می‌زنی که مظنون اصلی مأموریتِ تو پدر خانواده با اسمِ رمز حاجی است، حتی اگر...

تعقیب حاجی هوتَک
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram