icon
icon
نتایج جستجو برای
#محسن پناهی
sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 43

راستی من محمدم

محسن پناهی

در خط قرمز متروی تهران ایستاده بودم. از مکالمه ی تصادفی دو نفر که با هم حرف می زدند، شنیدم یکی می گفت: «یک چیزی درست نیست.» جمله به جانم چسبید. عادت کرده ام جمله های تصادفی و ناگهانی را شکار کنم. همیشه فکر می کنم کل جمعیت یک شهر،...

راستی من محمدم
شوروم 36

آخرین کلکی که می‌توانیم بزنیم

محسن پناهی

مهم ترین چیزی که بلافاصله بعد از تولد ۶۵سالگی فهمیدم، این است که نمی خواهم وقتم را تلفِ کارهایی کنم که دوست ندارم. این را گوشه ای یادداشت می کنم. بعد از خودم می پرسم: «چه کارهایی را دوست ندارم؟» برای من سؤال ساده ای نیست، بنابراین از خودم می...

آخرین کلکی که می‌توانیم بزنیم
شوروم 35

جهان یک نارسیس بزرگ است

محسن پناهی

«من همانم که هستم!» این عبارت را وقتی کودک یا نوجوان بودم در انیمیشنی شنیدم که احتمالاً نامش دیوار سرخ است. عبارت کامل این بود: «من همانم که هستم و شمشیرم نشانه ی من است.» جمله ا ی قهرمانی اساطیری بود. احساس می کردم قدرتی خواستنی در این کلمات جریان...

جهان یک نارسیس بزرگ است
شوروم 31

قاب گرفتن کلمات تو برای مرگ

محسن پناهی

از کجا شروع کنم؟ این را از تو پرسیده بودم. چهارده سال پیشتر از این بود. می خواستم شعر بنویسم. تازه مسیر نوشتن را شروع کرده بودم. هیچ نگفته بودی. بسیاری از پاسخ ها را همان موقع به زبان نمی آوردی. در موردِ چیزها، به پنجره ای یا دری خیره...

قاب گرفتن کلمات تو برای مرگ
شوروم 27

چرا پیش از این ریچارد فورد نخوانده بودم؟

محسن پناهی

آتش بازی را از انبوه عنوان های دیگر بیرون کشید و گفت خوش به حالت که اولین بار است آتش بازی ریچارد فورد را می خوانی. کتاب را که می خواندم، می خواستم برگردم به کتاب فروشی و به نازی بگویم اما این اولین بار نیست! هرچند چشم های من...

چرا پیش از این ریچارد فورد نخوانده بودم؟
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد