icon
icon
نتایج جستجو برای
#سوگ
sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 45

عزت

آسیه رضایی

وقتی پیر و سالخورده می شوی، ارزشِ زمانِ حال برایت کم رنگ و کم رنگ تر می شود و گذشته است که در ذهنت می درخشد؛ زمانی که زیبا بودی، سرشار از جوانی و توانایی جسمی. این روزها «عزت» هر چیزی را بهانه می کند تا یک خاطره از جوانی...

عزت
شوروم 43

کاش گربه، فقط گربه باشد

نازیلا دلیرنیا

بیا کنارم بنشین و به صدای مکرر برخورد بیل فلزی بر تپه ی شنی گوش کن. تو هم صدای شلیک هایی که از دوردست می آیند را می شنوی؟ می خواهم درباره ی داستانی حرف بزنم که صدای راوی و کلماتش را با هزاران انعکاس از درونم گذرانده ام و...

کاش گربه، فقط گربه باشد
شوروم 43

فیلیو دی ایران

سهیل کاراگاه

یک جوکی هست که از بدکاره ای حکایت می کند که می برندش به جهنم. منتها با حق انتخابِ نوع مجازات و این شرط که دیگر هیچ قت حق تغییر مجازاتش را ندارد. بدکاره از همه ی دپارتمان ها بازدید می کند، تا به استخر وسیعی می رسد. بدکاره های...

فیلیو دی ایران
شوروم 43

در رثای مادربزرگم و دیگران

آیدین آریافر

همه چیز مثلِ برق و باد گذشت؛ از روزی که دیگر کسی را نمی شناختی، تا روزی که به خاکت سپردیم. بهشت زهرا قلقله بود و ما نیز در میان خیلِ عظیمِ داغداران، برایت عزاداری کردیم. تو ۸۶ سال عمر کردی و هر طرف نعشِ جوان هایی بر دست می...

در رثای مادربزرگم و دیگران
شوروم 44

خاطرات عشق از دست رفته

سام حاجیانی

«حاجیان؟ حاجیان؟» از طرز فریاد زدن و سرخی صورتش می شد حدس زد چندمین بار است که صدایم می کند. «کجایی پس داداش؟ کل سالن رو دنبالت گشتم.» نزدیک پذیرش ایستاده بودم تا زودتر کارم راه بیفتد و از شر گرمای سالنی که انگار هیچ تهویه ای ندارد، زودتر خلاص...

خاطرات عشق از دست رفته
شوروم 32

هویت جمعی، بیداری پس ‌از سوگ

زهرا عباسعلی

«خوابیدگان شریکان و همکاران اند در آنچه در جهان روی می دهد.» هراکلیتوس چند روزی می شود که در شبکه های اجتماعی عکس تشییع جنازه ی زنی دست به دست می شود. یک نویسنده ی زن ایرانی مرده است. برخلاف روال همیشگی زنان تابوت را روی دوش خود حمل می...

هویت جمعی، بیداری پس ‌از سوگ
شوروم 31

«فرصت نکردم نان بخرم»

افرا آبشناسان

روز هشتم مهرماه از خانه بیرون می زنم. ساعت شش بعدازظهر. به هوای قدم زدن و خرید نان و دارو. سرم را رو به آسمان می گیرم و هوای تازه را نفس می کشم. ابرهای تیره آسمان را پوشانده است. برنمی گردم تا چتر بردارم. با هر قدم که برمی...

«فرصت نکردم نان بخرم»
عزت
شوروم 45

عزت

آسیه رضایی

وقتی پیر و سالخورده می شوی، ارزشِ زمانِ حال برایت کم رنگ و کم رنگ تر می شود و گذشته است که در ذهنت می...

کاش گربه، فقط گربه باشد
شوروم 43

کاش گربه، فقط گربه باشد

نازیلا دلیرنیا

بیا کنارم بنشین و به صدای مکرر برخورد بیل فلزی بر تپه ی شنی گوش کن. تو هم صدای شلیک هایی که از دوردست می...

فیلیو دی ایران
شوروم 43

فیلیو دی ایران

سهیل کاراگاه

یک جوکی هست که از بدکاره ای حکایت می کند که می برندش به جهنم. منتها با حق انتخابِ نوع مجازات و این شرط که...

در رثای مادربزرگم و دیگران
شوروم 43

در رثای مادربزرگم و دیگران

آیدین آریافر

همه چیز مثلِ برق و باد گذشت؛ از روزی که دیگر کسی را نمی شناختی، تا روزی که به خاکت سپردیم. بهشت زهرا قلقله بود...

خاطرات عشق از دست رفته
شوروم 44

خاطرات عشق از دست رفته

سام حاجیانی

«حاجیان؟ حاجیان؟» از طرز فریاد زدن و سرخی صورتش می شد حدس زد چندمین بار است که صدایم می کند. «کجایی پس داداش؟ کل سالن...

هویت جمعی، بیداری پس ‌از سوگ
شوروم 32

هویت جمعی، بیداری پس ‌از سوگ

زهرا عباسعلی

«خوابیدگان شریکان و همکاران اند در آنچه در جهان روی می دهد.» هراکلیتوس چند روزی می شود که در شبکه های اجتماعی عکس تشییع جنازه...

«فرصت نکردم نان بخرم»
شوروم 31

«فرصت نکردم نان بخرم»

افرا آبشناسان

روز هشتم مهرماه از خانه بیرون می زنم. ساعت شش بعدازظهر. به هوای قدم زدن و خرید نان و دارو. سرم را رو به آسمان...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد