هاروکی موراکامی
ما به آنجا میگفتیم «منطقهی مثلثی». راستش، اسم بهتری به ذهنم نمیرسید. زمینش واقعاً یک مثلث کامل بود، انگار کسی با خطکش کشیده باشدش. من و همسرم همانجا زندگی میکردیم؛ سال ۱۹۷۳ یا ۱۹۷۴ بود. وقتی میگویم «منطقهی مثلثی»، امیدوارم تصویر یک دلتا به ذهنتان نیاید. منطقهی مثلثیای که ما...
مرد گفت: «تو زندگیم با همهجور زنی سر قرار رفتهم، ولی باید بگم که هیچوقت زنی به زشتی تو ندیدهم.» این را وقتی گفت که دسر را تمام کرده و منتظر بودند برایشان قهوه بیاورند. کمی طول کشید تا کاهُو بتواند کلمات او را هضم کند. سه چهار ثانیه. این...
ما به آنجا میگفتیم «منطقهی مثلثی». راستش، اسم بهتری به ذهنم نمیرسید. زمینش واقعاً یک مثلث کامل بود، انگار کسی با خطکش کشیده باشدش. من...
مرد گفت: «تو زندگیم با همهجور زنی سر قرار رفتهم، ولی باید بگم که هیچوقت زنی به زشتی تو ندیدهم.» این را وقتی گفت که...
هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد