جیکوب اِمهانگو
جهان، روح دارد و به شیوههایی مرموز با ما حرف میزند، یا دستکم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای دورافتاده، تومبی گروه بزرگی از پیروان، که بیشترشان زن بودند، را دور خودش جمع کرده بود. این زنها در تمامی جلسات هفتگی تومبی کنار رودخانه...

جان هِرسی
روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین زورگه در حالی که چمدانِ پاپیهماشهی خود را در دست داشت، پیاده از محل اقامت کشیشهای جوان به سمت هیروشیما به راه افتاد. کمکم داشت فکر میکرد این کیف، که اشیای قیمتیاش را در آن نگه میداشت،...

جان هِرسی
اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن بهآرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین میرفت. این قایق در جاهای مختلفی توقف میکرد تا اعلامیهای را به گوش همه برساند. در کرانههای ماسهای شلوغی که صدها مجروح روی آنها دراز کشیده بودند، روی...

جان هِرسی
درست پس از وقوع انفجار، کشیش تانیموتوی سراسیمه از عمارت ماتسویی بیرون دوید. همانطور که بهتزده به سربازان خونآلود در نزدیکی ورودی سنگری که حفر میکردند خیره شده بود، دلسوزانه به سمت پیرزنی رفت که حیرت زده راه میفت. با دست چپ سرش را گرفته بود و با دست...

جان هِرسی
در تاریخ بشر، لحظاتی وجود دارند که زمان را به دو بخش تقسیم میکنند: پیش از واقعه و پس از آن. ششم آگوست ۱۹۴۵، برای ساکنان شهر هیروشیما چنین لحظهای بود؛ روزی که خورشیدی مصنوعی در آسمان این شهر طلوع کرد تا سایهای سیاه بر تمدن بشری بیفکند. کتابی که...

هاروکی موراکامی
ما به آنجا میگفتیم «منطقهی مثلثی». راستش، اسم بهتری به ذهنم نمیرسید. زمینش واقعاً یک مثلث کامل بود، انگار کسی با خطکش کشیده باشدش. من و همسرم همانجا زندگی میکردیم؛ سال ۱۹۷۳ یا ۱۹۷۴ بود. وقتی میگویم «منطقهی مثلثی»، امیدوارم تصویر یک دلتا به ذهنتان نیاید. منطقهی مثلثیای که ما...

متیو مککورمک
کفشها چیزهایی بسیار شخصی هستند و به معنای واقعی کلمه با زندگی ما عجین میشوند. اما به همان اندازه که بیانگر زندگی اجتماعی ما هستند در ساختن زندگی اجتماعی ما نیز نقش دارند. این یک جفت کفش از اوایل قرن هجدهمِ بریتانیا را خوب نگاه کنید. مردانه است یا زنانه؟...

جِروم گروپمَن
وقتی از بیمارانم بهعنوان پزشک مراقبت میکنم، بیشتروقتها به این میاندیشم که چه افکار و احساساتی دارند که من از آنها ناآگاه هستم؟ چه گفتوگوی درونیای در آنها در جریان است؟ نهتنها در مورد علائم بیماری، بلکه در مورد حال و آینده، در مورد اینکه چگونه بیماری آنها برملا خواهد...

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد