icon
icon

برچسب:رامین رادمنش

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 47

مادر

جیکوب اِم‌هانگو

جهان، روح دارد و به شیوه‌هایی مرموز با ما حرف می‌زند، یا دست‌کم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای دورافتاده، تومبی گروه بزرگی از پیروان، که بیشترشان زن بودند، را دور خودش جمع کرده بود. این زن‌ها در تمامی جلسات هفتگی تومبی کنار رودخانه...

مادر
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین ‌ زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه‌ماشه‌ی خود را در دست داشت، پیاده از محل اقامت کشیش‌های جوان به سمت هیروشیما به راه افتاد. کم‌کم داشت فکر می‌کرد این کیف، که اشیای قیمتی‌اش را در آن نگه می‌داشت،...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به‌آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می‌رفت. این قایق در جاهای مختلفی توقف می‌کرد تا اعلامیه‌ای را به گوش همه برساند. در کرانه‌های ماسه‌ای شلوغی که صدها مجروح روی آنها دراز کشیده بودند، روی...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
شوروم 44

هیروشیما: آتش‌سوزی

جان هِرسی

درست پس از وقوع انفجار، کشیش تانی‌موتوی سراسیمه از عمارت ماتسویی بیرون دوید. همان‌طور که بهت‌‌زده به سربازان خون‌آلود در نزدیکی ورودی سنگری که حفر می‌کردند خیره شده بود، دلسوزانه به سمت پیرزنی رفت که حیرت ‌ زده راه می‌فت. با دست چپ سرش را گرفته بود و با دست...

هیروشیما: آتش‌سوزی
شوروم 44

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا

جان هِرسی

در تاریخ بشر، لحظاتی وجود دارند که زمان را به دو بخش تقسیم می‌کنند: پیش از واقعه و پس از آن. ششم آگوست ۱۹۴۵، برای ساکنان شهر هیروشیما چنین لحظه‌ای بود؛ روزی که خورشیدی مصنوعی در آسمان این شهر طلوع کرد تا سایه‌ای سیاه بر تمدن بشری بیفکند. کتابی که...

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا
شوروم 42

فقر چیزکیکی من

هاروکی موراکامی

ما به آنجا می‌گفتیم «منطقه‌ی مثلثی». راستش، اسم بهتری به ذهنم نمی‌رسید. زمینش واقعاً یک مثلث کامل بود، انگار کسی با خط‌کش کشیده باشدش. من و همسرم همان‌جا زندگی می‌کردیم؛ سال ۱۹۷۳ یا ۱۹۷۴ بود. وقتی می‌گویم «منطقه‌ی مثلثی»، امیدوارم تصویر یک دلتا به ذهنتان نیاید. منطقه‌ی مثلثی‌ای که ما...

فقر چیزکیکی من
شوروم 42

چرا کفش مهم است؟

متیو مک‌کورمک

کفش‌ها چیزهایی بسیار شخصی هستند و به معنای واقعی کلمه با زندگی ما عجین می‌شوند. اما به همان اندازه که بیانگر زندگی اجتماعی ما هستند در ساختن زندگی اجتماعی ما نیز نقش دارند. این یک جفت کفش از اوایل قرن هجدهمِ بریتانیا را خوب نگاه کنید. مردانه است یا زنانه؟...

چرا کفش مهم است؟
شوروم 37

مشاهده‌ی نیرویی که در نابینایی هست

جِروم گروپمَن

وقتی از بیمارانم به‌عنوان پزشک مراقبت می‌کنم، بیشتروقت‌ها به این می‌اندیشم که چه افکار و احساساتی دارند که من از آن‌ها ناآگاه هستم؟ چه گفت‌و‌گوی درونی‌ای در آن‌ها در جریان است؟ نه‌تنها در مورد علائم بیماری، بلکه در مورد حال و آینده، در مورد اینکه چگونه بیماری آن‌ها برملا خواهد...

مشاهده‌ی نیرویی که در نابینایی هست
مادر
شوروم 47

مادر

جیکوب اِم‌هانگو

جهان، روح دارد و به شیوه‌هایی مرموز با ما حرف می‌زند، یا دست‌کم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین ‌ زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه‌ماشه‌ی خود را در دست داشت، پیاده...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به‌آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می‌رفت. این قایق...

هیروشیما: آتش‌سوزی
شوروم 44

هیروشیما: آتش‌سوزی

جان هِرسی

درست پس از وقوع انفجار، کشیش تانی‌موتوی سراسیمه از عمارت ماتسویی بیرون دوید. همان‌طور که بهت‌‌زده به سربازان خون‌آلود در نزدیکی ورودی سنگری که حفر...

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا
شوروم 44

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا

جان هِرسی

در تاریخ بشر، لحظاتی وجود دارند که زمان را به دو بخش تقسیم می‌کنند: پیش از واقعه و پس از آن. ششم آگوست ۱۹۴۵، برای...

فقر چیزکیکی من
شوروم 42

فقر چیزکیکی من

هاروکی موراکامی

ما به آنجا می‌گفتیم «منطقه‌ی مثلثی». راستش، اسم بهتری به ذهنم نمی‌رسید. زمینش واقعاً یک مثلث کامل بود، انگار کسی با خط‌کش کشیده باشدش. من...

چرا کفش مهم است؟
شوروم 42

چرا کفش مهم است؟

متیو مک‌کورمک

کفش‌ها چیزهایی بسیار شخصی هستند و به معنای واقعی کلمه با زندگی ما عجین می‌شوند. اما به همان اندازه که بیانگر زندگی اجتماعی ما هستند...

مشاهده‌ی نیرویی که در نابینایی هست
شوروم 37

مشاهده‌ی نیرویی که در نابینایی هست

جِروم گروپمَن

وقتی از بیمارانم به‌عنوان پزشک مراقبت می‌کنم، بیشتروقت‌ها به این می‌اندیشم که چه افکار و احساساتی دارند که من از آن‌ها ناآگاه هستم؟ چه گفت‌و‌گوی...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram