icon
icon
کفش زنانه حدود سال های ۱۷۳۰-۱۷۴۰ ساخته شده از ابریشم زربافت بافته شده در اسپیتالفیلدز - لندن
shurum enlarge
کفش زنانه حدود سال های ۱۷۳۰-۱۷۴۰ ساخته شده از ابریشم زربافت بافته شده در اسپیتالفیلدز - لندن
چرا کفش مهم است؟
نویسنده
متیو مک‌کورمک
زمان مطالعه
15 دقیقه
ترجمه از
رامین رادمنش
کفش زنانه حدود سال های ۱۷۳۰-۱۷۴۰ ساخته شده از ابریشم زربافت بافته شده در اسپیتالفیلدز - لندن
shurum enlarge
کفش زنانه حدود سال های ۱۷۳۰-۱۷۴۰ ساخته شده از ابریشم زربافت بافته شده در اسپیتالفیلدز - لندن
چرا کفش مهم است؟
نویسنده
متیو مک‌کورمک
زمان مطالعه
15 دقیقه
ترجمه از
رامین رادمنش

کفش‌ها چیزهایی بسیار شخصی هستند و به معنای واقعی کلمه با زندگی ما عجین می‌شوند. اما به همان اندازه که بیانگر زندگی اجتماعی ما هستند در ساختن زندگی اجتماعی ما نیز نقش دارند.

 

این یک جفت کفش از اوایل قرن هجدهمِ بریتانیا را خوب نگاه کنید. مردانه است یا زنانه؟ این پرسش پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. این کفش پاشنه‌ی بلندی دارد که امروزه ما آن را با کفش‌های زنانه مرتبط می‌دانیم. در مقابل، کفش‌های مردانه‌ی امروزی معمولاً پاشنه‌ی کوتاهی دارند و محکم و کاربردی هستند—پوتینِ کارِ سنگین یک نمونه از کفش‌های کلیشه‌ای مردانه است.

در حال بارگذاری...
کفش های ابریشمی زربافت حدود ۱۷۳۰ - تصویر از موزه و گالری هنر نورث همپتون

با این حال، هیچ‌چیز «طبیعی» در مورد سبک کفش‌های مردانه و زنانه وجود ندارد. این موضوع در درجه‌ی اول به ساختار بدن زنان و مردان مربوط نمی‌شود. پای مردان و زنان تفاوت‌هایی دارند—پای مردان فقط نسخه‌های بزرگ‌تری از پای زنان نیست، زیرا تفاوت‌های کوچک اما قابل توجهی در شکل و عرض آنها وجود دارد—اما این امکان وجود دارد که کفش‌هایی کاملاً مشابه را برای مردان و زنان و مردان تولید کرد. دلایلی که ما تمایل به انجام این کار نداریم با فرهنگ و نقش‌های اجتماعی مرتبط است. 

پاپوش‌ها در مورد تاریخ مردان و زنان، و انتظاراتی که از نحوه‌ی رفتار آنها وجود داشته چیزهای زیادی به ما می‌گویند. دلیل اهمیت اجتماعی کفش‌ها ارتباط نزدیک آنها با بدن ماست. برای درک کفش‌ها باید آنها را چیزهایی در نظر بگیریم که بدن ما را می‌پوشانند: کالاهای مادی که با بدن‌هایی که آنها را می‌پوشند در تعامل‌اند. این حرف بدیهی به نظر می‌رسد، اما نکته‌ی مهمی است. کفش‌ها از کل بدن ما پشتیبانی می‌کنند، بنابراین در نحوه‌ی ایستادن، روش حرکت و نوع سطوحی که می‌توانیم روی آنها حرکت کنیم تأثیر می‌گذارند. این به نوبه‌ی خود انسان را قادر می‌سازد کارهای خاصی انجام دهد و از انجام دادن برخی کارهای دیگر باز می‌داردش. بنابراین انتخاب کفش در مورد شغل فرد، فضاهایی که انتظار می‌رود در آنجا حضور یابد و نقشی که در جامعه دارد چیزهای زیادی به ما می‌گوید.

این تا حدودی به ظاهر ما نیز مربوط می‌شود. «ظاهر» کفش مهم است، زیرا ظاهر ما، تصویری که می‌خواهیم از خود نشان دهیم و نحوه‌ی نگاه ما به خودمان را نشان می‌دهد. مثلاً کفش پاشنه‌بلند امروزه معانی قدرتمندی برای ما دارد و زنانگی، تمایلات جنسیتی و قدرت را القا می‌کند. اما عملاً برای مکان‌ها و وظایف خاصی مناسب است: برای محل ساخت و ساز نامناسب است، همان‌طور که پوتینی با پنجه‌ی فولادی برای نمایش مد نامناسب است. علاوه بر این، بر نحوه‌ی حرکت بدن به طور مستقیم تأثیر می‌گذارد. ویلیام رُوسی، متخصص پا، در کتاب زندگی جنسیتی پا و کفش1 (۱۹۷۶) استدلال می‌کند که کفش‌های پاشنه‌بلند حرکت لگن را هنگام راه رفتن افزایش می‌دهند و حالت بدن را به شکلی که از نظر جنسی تحریک‌آمیز باشد شکل می‌دهند، و بر ساق پا، باسن و سینه تأکید می‌کنند. 

از سوی دیگر، یک پوتین مخصوص کار سنگین روش راه رفتن فرد را بسیار متفاوت می‌کند. این پوتین چسبندگی لازم را فراهم می‌کند و او را قادر می‌سازد تا روی سطوح ناهموار راه برود، در حالی که از پا در برابر آسیب و ورود مایعات یا اشیای خارجی محافظت می‌کند. به این ترتیب، انجام کار بدنی در مکان‌های باز را ساده‌تر می‌کند.

بنابراین، خواص ظاهری کفش در نهایت نقش اجتماعی صاحب آن را بیان می‌کند.

با در نظر گرفتن این موضوع، بیایید به سراغ کفش‌ اوایل قرن هجدهم برویم، و این پرسش را پاسخ دهیم که آیا آنها متعلق به یک مرد بوده‌اند یا یک زن آنها را به پا می‌کرده. در این دوره، کفش‌های مردان و زنان طبقه‌ی مرفه بسیار شبیه به هم بودند. مردان و زنان می‌توانستند کفش‌های رنگارنگی که با پارچه‌های طرح‌دار تزیین شده بودند به پا کنند. آنها نیازی به محافظت در برابر عناصر طبیعی نداشتند، زیرا از افراد طبقات بالا انتظار نمی‌رفت مسافت زیادی را پیاده‌روی کنند. در عوض، آنها با صندلی متحرک یا کالسکه جابه‌جا می‌شدند، یا می‌توانستند «پاپوش» بپوشند که کفش‌های گرانبهای آنها را از گل و لای دور نگه دارد. همین غیرکاربردی بودن کفش‌ها نشان از جایگاه اجتماعی آنها داشت. 

علاوه بر این، کفش‌های طبقه‌ی مرفه برای هر دو جنس زن و مرد بیشتر اوقات پاشنه‌ی بلندی داشتند. آنها متفاوت ساخته می‌شدند—پاشنه‌های مردانه از تکه‌های چرمی روی هم چیده‌شده ساخته می‌شدند، در حالی که پاشنه‌های خوش‌فرم‌تر زنانه ممکن بود از چوب تراشیده شوند—اما ظاهری مشابه داشتند. هر دو ممکن بود با پارچه یا چرم پوشانده شوند، بنابراین تشخیص نحوه‌ی ساخت آنها و بنابراین جنسیت آنها دشوار است. در اوایل دوران مدرن، پاشنه‌ی بلند بیشتر نشانگر جایگاه طبقاتی بود تا جنسیت. مردان اشراف برای برجسته کردن قد و هیکل برتر خود، در دورانی که طبقات بالا به دلیل تغذیه و زندگی بهتر به معنای واقعی کلمه بر طبقات پایین خود برتری داشتند، کفش پاشنه‌بلند می‌پوشیدند. در دربار لوئی چهاردهم، درباریان کفش پاشنه‌بلند قرمز - les talons rouge - می‌پوشیدند تا نمادی از قدرت پادشاه خورشید و اشرافیان باشند. پاشنه‌ها همچنین با اسب‌سواری مرتبط بودند، زیرا برای نگه داشتن پا در رکاب به پاشنه‌ی بلند نیاز بود، و سوارکاری با جایگاه والا در ارتش و جامعه ارتباط مستقیم داشت.

 

در حال بارگذاری...
پاشنه‌ها. پرتره‌ی لوئی چهاردهم (دهه‌ی اول قرن هفدهم). اثر هیاسینت ریگاد. با تشکر از موزه‌ی جی. پاول گِتی

 

به این ترتیب، کفشی که در تصویر بالا می‌بینید کفش مردانه است، اما با توجه به شباهت‌های زیادشان بیراه نیست که فکر کنید کفش زنانه است. این نکته نشان می‌دهد که در بررسی تاریخچه‌ی کفش، با در نظر گرفتن اینکه نقش اجتماعی صاحبانشان چگونه به خواص ظاهری کفش و تأثیر آن در بدن آنها مرتبط است، قرار دادن کفش‌ها در بستر اجتماعی مناسبشان امری بسیار مهم است. و اگر بستر اجتماعی تغییر کند، کفش‌ها نیز تغییر می‌کنند.

کفش‌های زنانه‌ی شیک چنان سریع فرسوده می‌شدند که زن‌ها مجبور بودند همزمان چندین جفت از بخرند.

 

اگر مردان و زنان در آغاز قرن هجدهم سبک کفش مشابهی داشتند، این وضعیت با عوض شدن قرن تغییر کرد. همان‌طور که در کتابم با عنوان کفش‌ها و مردان دوره‌ی جورج (۲۰۲۵) بررسی کرده‌ام، کفش‌های مردانه عموماً رنگ ساده‌تری پیدا کردند و بیشتر از چرم سیاه درست می‌شدند. کفش‌های زیبا ممکن بود رویه‌های براق و تزیینات دستی نفیسی داشته باشند و سگک‌های تزیینی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شدند، تا اینکه در دهه‌ی ۱۷۹۰ کاملاً از مد افتادند. اما به طور کلی آنها تک‌رنگ و برای پیاده‌روی مناسب‌تر شدند. پاشنه‌ها کوتاه‌تر شدند و حتی پوتین‌ها—که قبل از آن فقط برای سوارکاری پوشیده می‌شدند—انعطاف‌پذیرتر و کاربردی‌تر شدند. در دوران نیابت سلطنت توسط شاهزاده‌ی ولز، انگلیسی‌ها پوتین‌های چرمی ظریفی به پا می‌کردند که می‌توانستند هم برای سوارکاری و هم برای پیاده‌روی استفاده شوند، و در شهر و روستا مد بودند. چنین کفش‌هایی برای کارکنان دولت یا تاجرها مناسب بودند و امکان تحرک آسان در دنیای مردم عوام را، که انتظار می‌رفت کارکنان دولت یا تاجرها بر آن تسلط داشته باشند، فراهم می‌کرد. آنها همچنین خطوط ران پای مرد را نشان می‌دادند و جایگاه او را بر اساس ظرافت بدن مردانه‌اش بنا می‌کردند.



در حال بارگذاری...
پوتین‌های زیبای دوران نیابت سلطنت. ژوزف-آنتوان دو نوژان (1815) اثر ژان آگوست -دومینیک اینگر. با تشکر از موزه‌ی هنر هاروارد

در مقابل، کفش‌های زنانه ظریف‌تر شدند. در حالی که کفش‌های مردانه تقریباً همیشه از چرم ساخته می‌شدند، زنان شیک‌پوش به طور فزاینده‌ای کفش‌هایی از جنس پارچه‌هایی پنبه‌ای، پشمین یا ابریشمین را به پا می‌کردند. در اوایل قرن نوزدهم، کفش‌های زنانه‌ی شیک چنان سریع فرسوده می‌شدند که زن‌ها مجبور بودند همزمان چندین جفت از بخرند. چنین کفش‌هایی فقط برای پوشیدن در داخل خانه مناسب بودند: آنها برای رقص و فعالیت‌های اجتماعی در داخل خانه ایدئال بودند، اما اگر کسی آنها را بیرون از خانه به پا می‌کرد، به‌سرعت خراب می‌شدند. 

مورخان بسیاری اوقات می‌گویند که نقش‌های جنسیتی در طول قرن هجدهم از هم تفکیک شده‌اند. در حالی که جهان مدرن در روزهای نخستین آن درک انعطاف‌پذیرتری از تفاوت جنسیتی داشت، این ایده‌ها در طول دوره‌ی جورج سخت‌تر و از یکدیگر دورتر شدند. ظاهراً مردان و زنان اندام، جسم و طبیعت روانی متفاوتی داشتند که آنها را برای نقش‌های اجتماعی مختلف آماده می‌کرد. نیم‌قرن پیش، مورخان زنان استدلال می‌کردند که این دوره شاهد ظهور «حوزه‌های جداگانه» بود، که به موجب آن مردان بر جهان عمومی سیاست و کار تسلط یافتند، در حالی که زنان به جهان خصوصی خانه‌داری و فرزندپروری محدود شدند. این امر توضیحی ساختاری برای ظهور مردسالاری و نابرابری جنسیتی در جهان امروزی ارائه داد. تفسیر «حوزه‌های جداگانه» امروزه کمتر پذیرفته شده است، زیرا اکنون مورخان بیشتر تمایل دارند فرهنگ را به جای ساختارهای اجتماعی مطالعه کنند. 

به هر شکلی که داستان را روایت کنیم، کفش‌ها بخشی از تغییری بنیادین در روابط جنسیتی بوده‌اند. آنها تغییرات را زیاد منعکس نمی‌کردند، بلکه بیشتر به پیشبرد تغییرات کمک می‌کردند. اگر ایده‌های مربوط به جنسیت در این دوره در حال تغییر بود، کفش‌ها عاملی بودند که ریشه‌های این ایده‌های مرتبط با جنسیت را در اعمال روزمره تثبیت می‌کرد. طراحی کفش تحت تأثیر تحولات در زمینه‌های وسیع‌تر، مانند سیاست، علم و هنرهای تجسمی، قرار گرفت، و این تحولات را بر اشیایی متمرکز کرد که عملاً در زندگی استفاده‌کنندگانشان تأثیر می‌گذاشت. آنها انواع جایگاه‌هایی را که مردان و زنان می‌توانستند داشته باشند و نقش‌هایی که در آن جایگاه‌ها می‌توانستند ایفا کنند دیکته می‌کردند. اگر قرن هجدهم روابط جنسیتی جدید را ایجاد کرد، تا حدودی به دلیل کفش‌هایی بود که مردمان دوره‌ی جورج به پا می‌کردند.

درست است که کفش‌ها از نظر تاریخی برای دسته‌بندی گروه‌های مختلف مردم به کار رفته‌اند، اما می‌توانند درباره‌ی ما، به عنوان افراد خاص، نیز چیزهای زیادی بگویند. همان‌طور که مفسری در سال ۱۸۲۵ بیان کرده است: «مذهب، میهن‌پرستی، فضیلت عمومی و شخصی، اصول ناب و ثابت سلیقه، طراوت فکری و جسمی، همه‌ی اینها، همگی به انتخاب کفش بستگی دارند.»

دلیل این امر این است که کفش‌ها با صاحبانشان رابطه‌ی بسیار نزدیکی دارند. از آنجا که کفش‌ها وزن و حرکات بدن را تحمل می‌کنند، تحت فشار قابل توجهی قرار می‌گیرند و باید به گونه‌ای ساخته شوند که در برابر این فشار مقاومت کنند. این بدان معناست که آنها باید از مواد خاصی ساخته شوند که از یک طرف راحت و انعطاف‌پذیر باشند، و از طرف دیگر مقاوم و ضدِآب باشند. برای قرن‌ها، تنها ماده‌ای که تمام این شرایط را داشت فقط چرم بود. چرم از پوست حیوانات درست می‌شود، بنابراین وقتی آن را روی بدن خود می‌پوشیم، به‌نوعی پوست دوم برای ما تبدیل می‌شود. زمانی که پای ما با چرم کفش تماس پیدا می‌کند، پوست پای ما به‌مرور سفت‌تر می‌شود و چرم را نرم‌تر می‌کند، تا جایی که تشخیص مرز بین جایی که بدن تمام شده و کفش آغاز می‌شود کاری دشوار است.

در حالی که ما وزن و فشار را روی کفش اعمال می‌کنیم، کفش به شکل پای ما و نحوه‌ی راه رفتن ما درمی‌آید. کفش شکل پای ما را به خود می‌گیرد و راحت‌تر و انعطاف‌پذیرتر می‌شود. کفش‌های ما «فرسوده می‌شوند» تا اینکه در نهایت «از شکل می‌افتند»: نقطه‌ی مطلوب برای کفش راحت جایی در این میانه است. کفشی که خیلی فرسوده باشد ممکن است زیاد شیک به نظر نرسد، اما احتمالاً راحت‌تر از یک کفش نو است، بنابراین جای تعجب نیست که ما به آنها وابسته می‌شویم.

 

از روی کفش هرکس ردپای شبح‌واری از صاحب قبلی کفش را می‌توانیم ببینیم: کفش «منبع شناخت مهم»ی درباره‌ی صاحب آن است.

 

نحوه‌ی به پا کردن کفش‌ها منحصربه‌فرد است. شما نمی‌توانید این کار را به شخص دیگری بسپارید، زیرا آنها به‌طور خاص با پای شما قالب‌گیری می‌شوند‌. بنابراین اکثر مردم می‌توانند هنگام انجام دادن کارهای دیگر کفش‌های خود را به پا کنند، البته ظاهراً خانواده‌ی سلطنتی روش متفاوتی برای کارها دارند. ملکه الیزابت دوم فقید دستیاری نام آنجلا کِلی داشت که کارش پوشاندن کفش به پای ملکه بود، که در مورد پوشاندن کفش‌های ملکه چنین گزارش داده: «ملکه وقت بسیار کمی را به خودشان اختصاص می‌دهند، و هیچ زمان اضافی برای پوشیدن کفش‌های خودشان ندارند.» احتمالاً پاهای ملکه و دستیارش از نظر اندازه و شکل خیلی شبیه بوده است، و حتی این هم به‌نوعی مصالحه بوده است، زیرا به محض اینکه خود ملکه شروع به راه رفتن با کفش‌هایش می‌کرد آنها به طور متفاوتی در پایش جا می‌افتادند.

اگر به یک کفش کهنه نگاه کنید، می‌توانید طرح کلی پای صاحب آن را ببینید. از آنجا که ما در کفش‌هایمان عرق می‌کنیم، گاهی پاهایمان خونریزی می‌کنند و پوست پایمان به‌مرور عوض می‌شود، گاهی اوقات مواد بدن فرد در کفشش قابل مشاهده است. علاوه بر این، با نگاه به ساییدگی کف کفش و کشیدگی یا آسیب به رویه‌ی کفش، می‌توانیم سابقه‌ای از نحوه‌ی راه رفتن فرد را ببینیم. با بررسی کثیفی و ساییدگی روی چرم، می‌توانیم در مورد کارهایی که فرد با کفش انجام داده، شاید شغل او یا زمینی که روی آن راه رفته است به چیزهایی پی ببریم. با بررسی تعمیرات و اصلاحات کفش، یا میزان جلا و مراقبت از آنها می‌توانیم در مورد وضعیت اقتصادی فرد حدس‌هایی بزنیم. بنابراین ردپایی شبح‌وار از صاحب قبلی آنها به دست می‌آوریم: کفش چیزی را ارائه می‌دهد که مورخان آن را «منبع شناخت مهم» درباره‌ی صاحب آن می‌نامند. هیچ لباس دیگری بدن فرد را به این شکل نشان نمی‌دهد و تا این حد مستقیم در حرکات بدن تأثیر نمی‌گذارد. کفش‌ها به ما بینشی در مورد نحوه‌ی حرکت بدن در دوران گذشته می‌دهند، چیزی که مطالعه‌ی آن بدون کفش‌ها بسیار دشوار است.

به همین دلیل، کفش‌های تاریخیِ فرسوده جالب‌تر از کفش‌های نو هستند. آنها جزو معدود دسته‌های آثار باستانی موزه‌ها هستند که متصدیان موزه نمونه‌های ناقص را ترجیح می‌دهند و تمایلی به تعمیر یا بازسازی آنها ندارند. بهتر است کفشی کهنه را به جای کفشی نو به نمایش بگذارید، زیرا داستان‌های بیشتری برای گفتن دارد. کفش نو ممکن است برای دیدن خوشایند باشد، اما در نهایت فقط در مورد خود آن کفش به شما می‌گوید، در حالی که کفش کهنه در مورد زندگی انسانی که در تاریخ زیسته به ما اطلاعات می‌دهد.

مثلاً کفشی را که در تصویر زیر می‌بینید کارگران ساختمانی در کارخانه‌ی کشتی‌سازی قدیمی‌‌ای در چَتهام، در زمان بازسازی انبار تجهیزات، کشف کردند. این کفش به‌طور قابل توجهی به سبک قرن هجدهم است، زیرا به جای اینکه برای پای چپ یا راست شکل گرفته باشد «صاف» است، بنابراین متقارن است و می‌توانست برای هر دو پا استفاده شود. این کفش در وضعیت نسبتاً بدی قرار دارد، که نشان می‌دهد بسیار زیاد پوشیده شده است. این کفش ساختاری نسبتاً ابتدایی دارد، بنابراین احتمالاً مال یکی از اعضای رده‌بالای جامعه نبوده. تا حدی پهن است، و صاحبش شکاف‌هایی در کفش ایجاد کرده تا فضای بیشتری برای پایش ایجاد کند. بنابراین احتمال دارد که پاهای صاحب کفش ورم کرده باشند، احتمالاً ناشی از نقرس، که در قرن هجدهم بیماری بسیار رایجی بود. بنابراین این کفش یک نمونه‌ی بسیار نادر باقیمانده از کفش نقرس (یا «کفش عالی») است، وسیله‌ی کمکی‌ای که به صاحب بیمار کفش کمک می‌کرد تا درد وحشتناک پاهایش را کاهش دهد. این کفش می‌توانست اندام متورم را تسکین دهد و اندکی تحرک را ممکن سازد، زیرا نقرس تأثیر بسیار محدودکننده‌ای در زندگی مبتلایان به آن داشت. بنابراین این کفش قدیمی و فرسوده به ما کمک می‌کند تا در مورد تاریخچه‌ی مشکلات حرکتی بیندیشیم.

 

در حال بارگذاری...
کفش نقرس، قرن ۱۸ کارخانه‌ی کشتی‌سازی قدیمی چَتهام

ارتباط بین کفش و کسی که آن را به پا می‌کند عمیق‌تر از این حرف‌هاست. شاید به این دلیل که کفش‌ها به شکلی منحصربه‌فرد به شکل بدن ما در می‌آیند، از نظر تاریخی با صاحب خود یکی دانسته شده‌اند: طبق ضرب‌المثل قدیمی «کفش شخص دیگری را به پا کنید»، یعنی خودتان را جای او بگذارید. حتی اعتقاد بر این بوده است که کفش بخشی از روح صاحبش را در خود نگه می‌دارد. 

در بریتانیای قرن هجدهم، پنهان کردن کفش‌های کهنه در خانه برای خوش‌شانسی و دفع ارواح شیطانی کاری رایج بود. یک جفت کفش کهنه را زیر کفپوش یا در شکاف دیوار، معمولاً نزدیک آستانه‌ی در، پنجره یا دودکش، قرار می‌دادند. این کار جادوگران و ارواح شیطانی را دور می‌کرد، چراکه ممکن بود روح صاحب قبلی را تشخیص دهند، و با این کار از کفش دور می‌ماندند یا به‌اشتباه به جای صاحب کفش به سمت خود کفش می‌رفتند. در حدود دهه‌ی 1950، موزه‌ی نورث‌هَمپتون (که مجموعه‌ی ملی کفش بریتانیا را در خود جای داده است) جمع‌آوری این کفش‌های پنهان‌شده در خانه‌ها را آغاز کرد، کفش‌هایی که افراد مختلف هنگام بازسازی خانه‌های خود بارها و بارها آنها را کشف می‌کردند. گاهی اوقات، موزه نمی‌توانست مدت طولانی این کفش‌ها را نگه دارد. برخی از مردم، که پس از اهدای این کفش‌های پنهان به موزه دچار بدشانسی می‌شدند، بلافاصله درخواست می‌کردند که کفش را پس بگیرند تا به جای اصلی که در آن پیدا شده بود بازگردانده شود. اما خوشبختانه اکثر آنها این کار را نکردند و موزه اکنون فهرستی از هزاران کفش پنهان—به علاوه‌ی نمونه‌های زیادی از کفش‌های عامه‌ی مردم که در غیر این صورت حفظ نمی‌شدند—را در خود گنجانده است.

 

کفش‌ها درباره‌ی مردم و زندگی‌شان داستان‌هایی می‌گویند و اغلب خودشان هم داستان‌هایی برای گفتن دارند.

 

کفش‌ها می‌توانند به روش‌های دیگری نیز نماینده‌ی صاحبان خود باشند. یک جفت کفش آویزان از سیم تلگراف می‌تواند نشان دهد که آنجا قلمرو گروهی تبهکار است، یا شاید یادبود کسی باشد که از دنیا رفته است. یک جفت کفش بدون صاحب نشان‌دهنده‌ی فقدان یک انسان است. برخی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر مربوط به هولوکاست انبوهی از کفش‌های خالی است، کفش‌هایی که هرکدام نشان‌دهنده‌ی انسانی‌اند که از وحشت اردوگاه‌ها رنج برده است. این تصویر به‌ویژه به دلیل ارتباط نزدیک بین کفش و سوگواری در یهودیت یادآور تأثیرگذاری است. قوم بنی‌اسرائیل باستان هنگام سوگواری شیوا، یعنی دوره‌ی عزاداری پس از مرگ یکی از بستگان نزدیک، کفش به پا نمی‌کردند. بسیاری از یهودیان معتقد امروزی در این دوره و زمانه هم کفش چرمی نمی‌پوشند، یا برای یادآوری سوگواری سنگریزه‌ای در کفش خود قرار می‌دهند.

کفش‌ها برای ما داستان می‌گویند. آنها درباره‌ی مردم و زندگی‌شان به ما می‌گویند و اغلب داستان‌های خودشان را هم دارند. کفش‌ها می‌توانند یادآور چیزی باشند. آنها ممکن است یادآور رویدادی خاص مانند عروسی یا غسل تعمید باشند. ممکن است در ماجراجویی‌ای حضور داشته باشند، مانند سفری اکتشافی یا یک مسابقه‌ی ماراتُن. ممکن است به دلیل خاصی خریداری شده باشند، یا ممکن است یک جفت کفش کاملاً معمولی باشند که اتفاقی ما را یاد دوره‌ا‌ی خاص از زندگی‌مان می‌اندازند. موزه‌های کفش امروزی  بیشتر اوقات یک جفت کفش را با تصویری از صاحبشان و داستانی که صاحبشان به آنها نسبت می‌دهد به نمایش می‌گذارند. 

یکی از کفش‌های مورد علاقه‌ی من یک جفت پوتین پاشنه‌دار مدل «اِستو» از برند تریکِر است که در کارخانه‌ی آنها در نورث‌هَمپتون ساخته شده است، و در تصویر زیر می‌بینید. در طول انقلاب صنعتی، نورث‌همپتون مرکز صنعت کفش بریتانیا بود و تا همین امروز نیز کارخانه‌های زیادی از شرکت‌های معروف تولید کفش در آنجا وجود دارد که کفش‌های دست‌ساز گران‌قیمت تولید می‌کنند. من که چند سالی در این شهر زندگی کرده بودم از ته دل یک جفت کفش نورث‌همپتون می‌خواستم، اما نمی‌توانستم قیمت‌های معمول (بیش از ۵۰۰ پوند) آنها را بپردازم. مردم محلی می‌دانند که می‌توانید آنها را با تخفیف‌های زیادی از فروشگاه‌های کارخانه تهیه کنید، بنابراین وقتی کارخانه کفش‌های نمونه (sample sale) را به حراج گذاشت، حراجی که نمونه‌های تکی و نمونه‌هایی که دیگر تولید نمی‌شوند، به تریکِر رفتم.

 

در حال بارگذاری...
پوتین پاشنه‌دار تریکر مدل اِستو. متعلق به نویسنده

رفتن به حراج کفش‌های نمونه تجربه‌ی جذابی بود. از مغازه‌ای که کفاشان در آن مشغول کار بودند می‌شد داخل کارخانه را دید. با توجه به اینکه کفش‌های دست‌ساز از اواسط قرن نوزدهم تغییر زیادی نکرده‌اند، گویی در زمان به عقب برگشته بودیم. بسیاری از مردم محلی در حراج حضور داشتند، بنابراین حس حضور در رویدادی اجتماعی را تجربه می‌کردیم. اهالی نورث‌همپتون می‌دانند کفش‌های خوب را از کجا می‌توانند به قیمت ارزان تهیه کنند، بنابراین بیشتر اوقات کفش‌هایشان ساختار خوبی دارد. کفاشان کارخانه پسرانشان را آورده بودند تا برایشان یک جفت کفش شیک بخرند و در مورد اینکه چگونه می‌توانند نوع کفی کفش را در صورت تمایل تغییر دهند و دانش خود را به نسل بعدی منتقل کنند با آنها بحث کردند.

من از خرید این پوتین‌ها هیجان‌زده بودم و هنوز هم دوستشان دارم. من عاشق اینم که آنها اختصاصی برای من ساخته شده بودند، قیمت مناسبی داشتند. من عاشق اینم که آنها مرا به زادگاهم ارتباط می‌دهند. مانند تمام پوتین‌های چرمی محکم، طول کشید که به آنها عادت کنم، که این واقعیت خودش به این معنی است که من بیشتر به آنها علاقه‌مند هستم. حالا آنها بسیار راحت‌اند، به شکل پاهایم درآمده‌اند و احتمالاً (با یک جفت کفی جدید) عمرشان زیاد است.

بنابراین کفش‌ها چیزهای زیادی درباره‌ی ما می‌گویند. بخشی از آن به سبک و تصویری که می‌خواهیم از خودمان نشان دهیم مربوط می‌شود: آنها بخش مهمی از نحوه‌ی معرفی خودمان به تمام جهان‌اند. آنها می‌توانند به هویت شخصی ما و حس تعلق ما به یک گروه کمک کنند: یک جفت کفش دکتر مارتنز یا یک برند خاص کفش کتانی می‌تواند عضویت ما در یک «گروه خاص» را اعلام کند. بنابراین ارتباط ما با کفش‌ها می‌تواند احساسی باشد: آنها به زندگی ما، خاطرات ما، حس ما نسبت به یک مکان مرتبط می‌شوند. اما اگر واقعاً می‌خواهیم اهمیت کفش‌هایمان را درک کنیم، باید ارتباط جسمانی‌ای که با آنها داریم بررسی کنیم. کفش‌ها با بدن ما گره خورده‌اند. آنها در نحوه‌ی حرکت بدن ما و انواع کارهایی که جسم ما قادر به انجام آنهاست تأثیر می‌گذارند. و کفش‌ها به روشی منحصربه‌فرد بدن ما را در برمی‌گیرند و به‌سرعت به چیزی اختصاصی برای ما تبدیل می‌شوند. به همین دلیل است که کفش‌ها شخصیت و حتی روح صاحب خود را حفظ می‌کنند.

 

 

1.The Sex Life of the Foot and Shoe

متن‌های دیگر
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد