icon
icon

برچسب:کتاب

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 49

مواجهه با شرق بنفشه

لیلا کاظمی فراهانی

کم مانده دوره بیفتم یکی یکی از آدم‌ها بپرسم: «خانوم! آقا! شما می‌توانید من را دوست داشته باشید؟» بپرسم ذبیح و ارغوان را می‌شناسند؟ چیزی از ماه-نهال و آن مریدش که به تقلای دوست داشتن و دوست داشته شدن خون می‌ریخت شنیده‌اند؟ بگویم من در خودم آن جنون را نمی‌بینم...

مواجهه با شرق بنفشه
شوروم 48

وقتی با رزا خانم مبعوث می‌شوم

زهرا اختری

در صفحه‌ی چت «زندگی سالم» با چت‌جی‌پی‌تی می‌نویسم: صبحانه همان تخم‌مرغ آب‌پز همیشگی، ناهار شش قاشق لوبیاپلو با سالاد و... شام را هنوز نمی‌دانم. مطابق با دستورالعملی که به او داده‌ام، میزان پروتئین، فیبر و کالری را حساب می‌کند و می‌گوید امروز روز ورزش است و میزان پروتئین هنوز ناکافی‌ست؛...

وقتی با رزا خانم مبعوث می‌شوم
شوروم 42

عصرهای سه‌شنبه

حافظ خیاوی

بر بالای اولین صفحه‌ی داستان با مداد علامت زده و یادداشت کرده بودم تا این سه‌شنبه که می‌آید، شش عصر سه‌شنبه که می‌رسد و پشت میز، مقابل گوشی که می‌نشینم تا درباره‌ی یکی از داستان‌های آلیس مونرو که نامش غرور است، برای مخاطب‌های مجازی حرف بزنم با این شروع کنم...

عصرهای سه‌شنبه
شوروم 38

رؤیای پایکوبی بر ویرانه‌های قصری که زیبا نیست

مسعود بُربُر

بازخوانی قصر را در شبی گرم و کلافه آغاز کردم. شبِ یکی از همان روزهای تابستانی که همگی از گرما، بی‌برقی، اینترنت محدود، تنگنای اقتصادی و آزادیِ له‌شده به ستوه آمده بودیم و هیچ کاری از ما بر نمی‌آمد. در پی داستانی زمستانی، کُند و برف‌گیر بودم که به یاد...

رؤیای پایکوبی بر ویرانه‌های قصری که زیبا نیست
شوروم 36

مارگاریتا را شیطان برد

مسعود بُربُر

«دیشب تا صبح با میخاییل جنگ‌ودعوا داشتیم که دو خط متقاطع که به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند، از کجا دیگر به هم رسیده‌اند. بولگاکف می‌گفت غیر از ضخامت خطوط، ابعاد بدن خودمان هم مهم است.» این خواب را، زمستان دو سال پیش، شبی دیدم که تا صبح لرزیده بودم...

مارگاریتا را شیطان برد
شوروم 35

تام جود؛ پسر تام جود، پاره‌ای از یک روح بزرگ

نیلوفر صادقی

بر همگان واضح و مبرهن است که با پایان امتحانات؛ حالا در هر مقطعی و از هر نوعی که می‌‌‌‌‌خواهد باشد؛ شعفی به آدمی دست می‌‌‌‌‌دهد بس دیرپا و دل‌انگیز. دیرپا که یعنی فقط تا دو هفته قبل از شروع سال تحصیلی یا دوره و مقطع بعدی. آنچه روزهای تابستان...

تام جود؛ پسر تام جود، پاره‌ای از یک روح بزرگ
شوروم 34

چگونه باستیان پوچی را شکست داد

بهزاد قدیمی

معمولاً ظهرها اوضاع جالب نیست. منظورم این است که بعضی‌ها آدم سر سحرند، خودم از این دسته‌ام. هوای سر سحر انگار سبک‌تر است. طلوع خورشید را هم می‌شود دید، اگر بشود از میان آپارتمان‌های زمخت و ناهمخوان راهی به افق پیدا کرد. طلوع را هم نبینی،‌ بالاخره می‌بینی سیاهی شکسته...

چگونه باستیان پوچی را شکست داد
شوروم 23

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده

علیرضا محمودی ایرانمهر

نخستین مواجهه‌ی من با «ارنست همینگوی» همچون ملاقاتی عاشقانه بود. رابطه‌ای پر از سوءتفاهم، شیفتگی، و حتی گاه خشم. مثل وقتی که نمی‌دانی چرا کسی که خیلی دوست داری تو را عصبانی می‌کند. نخستین‌بار که نام او را دیدم اواخر دهه‌ی شصت بود. زمانی که رؤیای نویسندگی برایم بهشتی بزرگ...

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده
مواجهه با شرق بنفشه
شوروم 49

مواجهه با شرق بنفشه

لیلا کاظمی فراهانی

کم مانده دوره بیفتم یکی یکی از آدم‌ها بپرسم: «خانوم! آقا! شما می‌توانید من را دوست داشته باشید؟» بپرسم ذبیح و ارغوان را می‌شناسند؟ چیزی...

وقتی با رزا خانم مبعوث می‌شوم
شوروم 48

وقتی با رزا خانم مبعوث می‌شوم

زهرا اختری

در صفحه‌ی چت «زندگی سالم» با چت‌جی‌پی‌تی می‌نویسم: صبحانه همان تخم‌مرغ آب‌پز همیشگی، ناهار شش قاشق لوبیاپلو با سالاد و... شام را هنوز نمی‌دانم. مطابق...

عصرهای سه‌شنبه
شوروم 42

عصرهای سه‌شنبه

حافظ خیاوی

بر بالای اولین صفحه‌ی داستان با مداد علامت زده و یادداشت کرده بودم تا این سه‌شنبه که می‌آید، شش عصر سه‌شنبه که می‌رسد و پشت...

رؤیای پایکوبی بر ویرانه‌های قصری که زیبا نیست
شوروم 38

رؤیای پایکوبی بر ویرانه‌های قصری که زیبا نیست

مسعود بُربُر

بازخوانی قصر را در شبی گرم و کلافه آغاز کردم. شبِ یکی از همان روزهای تابستانی که همگی از گرما، بی‌برقی، اینترنت محدود، تنگنای اقتصادی...

مارگاریتا را شیطان برد
شوروم 36

مارگاریتا را شیطان برد

مسعود بُربُر

«دیشب تا صبح با میخاییل جنگ‌ودعوا داشتیم که دو خط متقاطع که به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند، از کجا دیگر به هم رسیده‌اند. بولگاکف...

تام جود؛ پسر تام جود، پاره‌ای از یک روح بزرگ
شوروم 35

تام جود؛ پسر تام جود، پاره‌ای از یک روح بزرگ

نیلوفر صادقی

بر همگان واضح و مبرهن است که با پایان امتحانات؛ حالا در هر مقطعی و از هر نوعی که می‌‌‌‌‌خواهد باشد؛ شعفی به آدمی دست...

چگونه باستیان پوچی را شکست داد
شوروم 34

چگونه باستیان پوچی را شکست داد

بهزاد قدیمی

معمولاً ظهرها اوضاع جالب نیست. منظورم این است که بعضی‌ها آدم سر سحرند، خودم از این دسته‌ام. هوای سر سحر انگار سبک‌تر است. طلوع خورشید...

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده
شوروم 23

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده

علیرضا محمودی ایرانمهر

نخستین مواجهه‌ی من با «ارنست همینگوی» همچون ملاقاتی عاشقانه بود. رابطه‌ای پر از سوءتفاهم، شیفتگی، و حتی گاه خشم. مثل وقتی که نمی‌دانی چرا کسی...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram