icon
icon

برچسب:الهام برزین

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 48

اسارتِ خوردن، اسارت ِنخوردن

الهام برزین

بعضی وقت‌ها آدم از طرف خودش غافلگیر می‌شود. تصمیمی ناگهانی می‌گیرد و در مسیری می‌افتد که انتظارش را نداشته است. من هم چنین وضعیتی را حدود ۱۷ سال قبل تجربه کردم؛ وقتی تصمیم گرفتم دیگر برنج نخورم و تا امروز یک قاشق هم نخورده‌ام. تصمیم من پیش‌درآمدی تصادفی داشت؛ در...

اسارتِ خوردن، اسارت ِنخوردن
شوروم 47

آینه در آینه شد

الهام برزین

باران بی‌امان می‌بارد. برف‌پاک‌کن‌های ماشین به ناله کردن افتاده‌اند. با این وضعیت، مسیر پنج‌ساعته‌ی شیراز به بوشهر بیشتر از هفت – هشت ساعت طول می‌کشد. حسینقلی به بوشهر فکر می‌کند که سیل به جانش افتاده است و به زن جوانش که در آن شهر، در خانه‌ی سازمانی شهرداری، تنها مانده...

آینه در آینه شد
شوروم 23

به جان خرس قسم

الهام برزین

گیلاسی از توی بشقاب برمی‌دارم و می‌گذارم توی دهانم، لب‌هایم را روی هم قفل می‌کنم و دم گیلاس را می‌کشم بیرون. هنوز دندان‌هایم به هم نرسیده‌اند که گیلاس له می‌شود و طعمی تلخ دهانم را پر می‌کند. لابد کرم هم داشت. با این حال، گیلاس بعدی را برمی‌دارم و سُر...

به جان خرس قسم
شوروم 18

دیدار خصوصی با ملکه

الهام برزین

هر یازده تا ملکه در رفته‌ بودند. ابراهیم همین که فهمید تا چند ثانیه بعدش چیزی نمی‌شنید، فقط هیکل بزرگ مرد صاحبخانه را می‌دید که توی چارچوب در این پا و آن پا می‌‌شد و لب‌های آویزان و گوشتالویش می‌جنبید. برافروختگی صورت تمیز و اصلاح‌شده‌ی مرد کم‌کم داشت ابراهیم را...

دیدار خصوصی با ملکه
شوروم 17

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی

الهام برزین

مردی درشت‌هیکل چند روزی است روی لبه‌ی دیوارِ کوتاهِ شرقیِ پارک شهرآرا می‌نشیند و یک‌ریز حرف می‌زند و از استقرا و قیاس و استنتاج می‌گوید و دست‌هایش را طوری در هوا تکان می‌دهد انگار در دفاع از رساله‌ای سخن می‌گوید. مو و ریش بلند و آشفته‌اش به سفیدی می‌زند، پاهایش...

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی
شوروم 15

سلسله‌ی مویِ دوست در کیوتو

الهام برزین

در میانه‌ی راهروی عریضی که دو سالنِ معبدِ هیگاشی هونگانجی کیوتو را به هم وصل می‌کند یک محفظه‌ی شیشه‌ای قرار دارد. درون محفظه، طناب قطور سیاه و بلندی روی خودش حلقه شده و مثل ستونِ استوانه‌‌مانندی بالا آمده است. الیاف نازکِ طناب، باظرافت و یکدست، دور هم تابیده شده‌اند. در...

سلسله‌ی مویِ دوست در کیوتو
اسارتِ خوردن، اسارت ِنخوردن
شوروم 48

اسارتِ خوردن، اسارت ِنخوردن

الهام برزین

بعضی وقت‌ها آدم از طرف خودش غافلگیر می‌شود. تصمیمی ناگهانی می‌گیرد و در مسیری می‌افتد که انتظارش را نداشته است. من هم چنین وضعیتی را...

آینه در آینه شد
شوروم 47

آینه در آینه شد

الهام برزین

باران بی‌امان می‌بارد. برف‌پاک‌کن‌های ماشین به ناله کردن افتاده‌اند. با این وضعیت، مسیر پنج‌ساعته‌ی شیراز به بوشهر بیشتر از هفت – هشت ساعت طول می‌کشد....

به جان خرس قسم
شوروم 23

به جان خرس قسم

الهام برزین

گیلاسی از توی بشقاب برمی‌دارم و می‌گذارم توی دهانم، لب‌هایم را روی هم قفل می‌کنم و دم گیلاس را می‌کشم بیرون. هنوز دندان‌هایم به هم...

دیدار خصوصی با ملکه
شوروم 18

دیدار خصوصی با ملکه

الهام برزین

هر یازده تا ملکه در رفته‌ بودند. ابراهیم همین که فهمید تا چند ثانیه بعدش چیزی نمی‌شنید، فقط هیکل بزرگ مرد صاحبخانه را می‌دید که...

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی
شوروم 17

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی

الهام برزین

مردی درشت‌هیکل چند روزی است روی لبه‌ی دیوارِ کوتاهِ شرقیِ پارک شهرآرا می‌نشیند و یک‌ریز حرف می‌زند و از استقرا و قیاس و استنتاج می‌گوید...

سلسله‌ی مویِ دوست در کیوتو
شوروم 15

سلسله‌ی مویِ دوست در کیوتو

الهام برزین

در میانه‌ی راهروی عریضی که دو سالنِ معبدِ هیگاشی هونگانجی کیوتو را به هم وصل می‌کند یک محفظه‌ی شیشه‌ای قرار دارد. درون محفظه، طناب قطور...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram