icon
icon

برچسب:زن

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 51

الهه‌ای در خیابان های تهران

زهرا زردکوهی

سرم را تکیه داده‌ام به شیشه‌ی ماشین. زن راننده ازم می‌پرسد: «بهتری دخترم؟» فکم هنوز منقبض است. دست‌های مشت‌شده‌ام روی پاهایم قرار دارند و پاهایم را یک‌ضرب به کف ماشین می‌کوبم. سر تکان می‌دهم. مادر و دختری که با هم همراه شده‌ایم، زیرچشمی نگاهم می‌کنند. دلم می‌خواهد زیر هیچ ذره‌بینی...

الهه‌ای در خیابان های تهران
شوروم 51

مرتعی خالی در بعدازظهر

سارا مرادی

دل‌درد عجیب و هولناکم که سالیان درازی با من است، امروز صبح دوباره در میان تنم سر برآورده است. تمام تنم پوشیده از عرقی سرد و لزج شده و پیراهن بلند و سفیدم را به ران‌ها و تیره‌ی پشتم چسبانده است. همین که اندکی جابه‌جا می‌شوم، پیراهن خیس تنم را...

مرتعی خالی در بعدازظهر
شوروم 51

وقتی نامم را گرفت

ذکیه شهاب

می‌بینی؟ در این اتاق کوچک که قرار بود یکی شویم، نشسته‌ام. هر روز چقدر به عکس آویخته‌شده‌ی عروسی‌مان به دیوار نگاه می‌کردم، مثل حالا. تو نمی‌دانی چقدر به گذشته که هر روز در اینجا از مقابل چشمانم رژه می‌رود، تن‌به‌تن می‌آویزم. هر بار که به ولایات سفر می‌کردی، دلم می‌خواست...

وقتی نامم را گرفت
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram