نرگس حکیمپناه
یک ساعت که از فیلم میگذرد، مراسم ادب کردن درخت شروع میشود. باغبان اصرار دارد که ارباب باید حضور داشته باشد. با خودم فکر میکنم چرا به یک درخت مثل انسان اهمیت میدهند. چرا اصلاً ارباب را صدا میزنند؟ مگر درخت میفهمد که ارباب کیست و چه جایگاهی دارد؟ مراسم...

زهرا اکبریان
تماس را که قطع میکنم، هنوز دارم تلاش میکنم بغضم را قورت بدهم؛ که حالا آنقدر بزرگ شده است که راه گلویم را بسته و کمکم دارد تبدیل به تهوع میشود. از همان تهوعهای همراه دلشورهی صبحگاهی. سر نفسهایم میسوزد و سخت و سنگین نفس میکشم. انگار چیزی درونم در...
لیلی دان
بهتازگی دوباره فیلم کلاسیک پلهای مدیسون کانتی را تماشا کردم و ناگهان حسی آشنا در من زنده شد؛ لحظهای که در محافل سینمایی به «لحظهی مدیسون کانتی» معروف است. فرانسسکا (با بازی مریل استریپ) همراه همسرش در خودروی شورلت است و معشوقش در وانتِ جلوی آنهاست. فرانسسکا دستگیرهی در را...

آرمین فرمانی
«آبجوی من چی شد؟ — یادم رفت بابا، تلویزیون روشن بود.» مرگِ بانی مونرو ، نیک کِیو پیادهروهای بندرعباس خالی بودند . آفتاب داغِ شهری که در آن به دنیا آمدم و تا هجده سالگی زندگی کردم، فرصتی جز این نمیداد . وقتی در طول روز سوار ماشین پدرم به...
سعیده اسداللهی
عصر همان شبی که ما فهمیدیم باید امر نسبی برتری و توهم استعلا را با کشیدن سیفون مستراح روانهی چاه فاضلاب کنیم، همهمان جمع شده بودیم خانهی خاله آبجی. اینکه ما چرا به خالهی بزرگمان میگوییم «آبجی» و دو تا نسبت را میگذاریم تنگ هم، یک مسئلهی درونخانوادگی است که...
مینا صادق ایوبی
ساعت شش صبح است، اما زمان در این اتاق مرده است. ساعتی غبارگرفته روی دیوار است که عقربههایش در نقطهای نامعلوم، از حرکت ایستادهاند. نور سرد فلورسنت، حتی پیش از طلوع خورشید، اتاق را بلعیده است. نه گرمایی دارد و نه لطافتی؛ مثل پردهای شفاف و یخزده، روی دیوارهای سفید...


در مرکز محیط اجرا، یک دایره با رنگی سفید کشیده شده. اجراگر شمارهی ۱ سمت راست دایره و با فاصلهای قابل توجه از دایره، پشت میکروفون ایستاده، اجراگر شمارهی ۲ سمت راست دایره و بسیار نزدیک به آن ایستاده و دوربینی روی پیشانیاش دارد. جلوتر و در مرز فاصلهی محل...
مریم زراعتکار

در مرکز محیط اجرا، یک دایره با رنگی سفید کشیده شده. اجراگر شمارهی ۱ سمت راست دایره و با فاصلهای قابل توجه از دایره، پشت میکروفون ایستاده، اجراگر شمارهی ۲ سمت راست دایره و بسیار نزدیک به آن ایستاده و دوربینی روی پیشانیاش دارد. جلوتر و در مرز فاصلهی محل...
مریم زراعتکار
مهتاب شریعتی
این چهارمین جنگی بود که حاجیبابا تجربه میکرد: جنگ جهانی دوم، جنگ اروندرود، جنگ ایران و عراق، و حالا جنگ ایران و اسرائیل . با این حال حاجیبابا در نودسالگی هم زیر پایههای تخت یک تکه موکت چند سانتی میگذارد که روی فرش، گودی نیفتد . در انباری خانهی مامانیوحاجیبابا،...

معصومه تدینی
حافظهی عاطفی همان بخش از مغز انسان است که انتخاب میکند بعضی از خاطرات را سالها نگه دارد . سیستمهای حافظه، تجربههایی را که در زمان برانگیختگی هیجانی شدید رمزگذاری شدهاند، بهتر به خاطر میسپارند. این فرایند حاصل همکاری آمیگدال و هیپوکامپوس است. آمیگدال با آزاد کردن هورمونهایی مانند آدرنالین...

آوا کیارسی
در فرودگاه اربیل منتظر آقای سامان نشسته بودم. دنبال کسی میگشتم که یکی از دوستان او را معرفی کرد تا داروهای مامان را ببرد ایران. آنقدر وقت پر بود که قرار شد همان روزی که پرواز دارد، بسته را در فرودگاه تحویل بگیرد. از پشت تلفن صدایش بم و لحنش...

راب بادیس
تجربهی درد در تمام انسانها مشترک نیست. صاحب تاریخچه است؛ به مرور زمان و مکانبهمکان تغییر میکند. شرح این تاریخ گویای سیاست نهادینه در بطن تلاشهایی است که برای اندازهگیری، اعتباربخشی یا فراموشکردن تجربهی کسانی که درد دارند صورت گرفته است. زبان درد، که به دوران باستان برمیگردد، درد عاطفی...

عماد عبادی
پلنگ روی تختهسنگی موجدار و سخت، قامت راست کرده بود و با آروارههای تیز و شکافندهاش گویی هوای دودآلود و باروتزده را میدرید. شیار باریک و ناپیدای کوهپایه مأمن بیهولوهراسی بود برای آنان که میخواستند تن را از هلاکت به امنیت و آسایش بسپارند و دمی بیاسایند. سرباز به تنه...

بهاره ارشدریاحی
پیرزن دارد گوشتهای قیمهشده و چرخکرده را کیسه میکند و جا میدهد توی کشوهای فریزر ناسیونال عهد بوقش. چند شقهی دندهدار و قلم هم مانده توی آبکش؛ از گاو، کوچکتر و از گوسفند، بزرگتر. از پشت دیوار مشترک همسایه، صدای درهم زوزهی جاروبرقی و جیغ و گریهی کودکی شنیده میشود....


در مرکز محیط اجرا، یک دایره با رنگی سفید کشیده شده. اجراگر شمارهی ۱ سمت راست دایره و با فاصلهای قابل توجه از دایره، پشت میکروفون ایستاده، اجراگر شمارهی ۲ سمت راست دایره و بسیار نزدیک به آن ایستاده و دوربینی روی پیشانیاش دارد. جلوتر و در مرز فاصلهی محل...
مریم زراعتکار

در مرکز محیط اجرا، یک دایره با رنگی سفید کشیده شده. اجراگر شمارهی ۱ سمت راست دایره و با فاصلهای قابل توجه از دایره، پشت میکروفون ایستاده، اجراگر شمارهی ۲ سمت راست دایره و بسیار نزدیک به آن ایستاده و دوربینی روی پیشانیاش دارد. جلوتر و در مرز فاصلهی محل...
مریم زراعتکار
هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد