icon
icon

برچسب:مادرانگی

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 49

تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو

مهشاد فرنوش

دلخور بودم که اسفند تهران را از دست داده‌ام؛ اسفندِ -اگر بشود اسمش را گذاشت- بی‌تشویش و آسوده‌ی شهر را. اسفند سال قبل را، وسط وقفه‌هایی که می‌شد از آزمایش و دیالیز و شیمی‌‌درمانی گرفت، توی خیابان‌ها پرسه زدم، بی‌این‌که لحظه‌ای حواسم از این پرت شود که مامان چند ماه...

تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو
شوروم 48

رسپی‌هایِ شکست

نغمه پروان

پختنی‌های شیرین خانه‌ی ما خلاصه می‌شد در خاگینه و حلوا؛ همه‌اش چون مامان از ریسمان سیاه‌سفید می‌ترسید. و سرِ این ریسمان ابلق را که می‌گرفتی، می‌رسید به خاطره‌ای از چهارده‌سالگی مامان؛ به روزی که کیکی از روی دستور آشپزی «اطلاعات بانوان» پخته بود. البته، پخته بودند؛ چون بچگی مامان در...

رسپی‌هایِ شکست
شوروم 47

مرگ و زندگی دو پسرم

یییون لی

«هیچ راه خوبی برای گفتن این خبر وجود ندارد» - وقتی پلیس می‌رسد، به ناچار، خبر بد را با چنین جمله‌ای آغاز می‌کند، گویی همین که پلیس آمده است خبر شومی نیست. اولین باری که این جمله را شنیدم، از قبل می‌دانستم که قرار است چه خبری را بشنوم. با...

مرگ و زندگی دو پسرم
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram