icon
icon

برچسب:ترجمه

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 49

استخر

تی.کورَگِسِن بویل

ما تا پیش از این استخری نداشتیم، اما خانه‌ی جدید استخری داشت که حداقل از نظر من بخشی از جذابیتش بود. آن زمان ما در اوایل سی‌سالگی‌مان بودیم، با دو فرزند—مالی چهارساله و جردن دوساله—و در حال اسباب‌کشی بودیم، چون به فضای بیشتری نیاز داشتیم، علاوه ‌بر این، محله‌ی بهتر...

استخر
شوروم 48

میوه‌های زنِ من

هان کانگ

اواخر ماه مه بود که اولین بار کبودی‌ها را روی بدن همسرم دیدم؛ روزی که گلبرگ‌های یاس‌های بنفش در باغچه‌ی کنار اتاق سرایدار مثل زبان‌های بریده‌ بر زمین پراکنده شده بودند و سنگ‌فرش‌های ورودی خانه‌ی سالمندان را شکوفه‌های سفیدی پوشانده بود که زیر پای رهگذران لگدمال می‌شدند و می‌پوسیدند. خورشید...

میوه‌های زنِ من
شوروم 47

مادر

جیکوب اِم‌هانگو

جهان، روح دارد و به شیوه‌هایی مرموز با ما حرف می‌زند، یا دست‌کم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای دورافتاده، تومبی گروه بزرگی از پیروان، که بیشترشان زن بودند، را دور خودش جمع کرده بود. این زن‌ها در تمامی جلسات هفتگی تومبی کنار رودخانه...

مادر
شوروم 47

مرگ و زندگی دو پسرم

یییون لی

«هیچ راه خوبی برای گفتن این خبر وجود ندارد» - وقتی پلیس می‌رسد، به ناچار، خبر بد را با چنین جمله‌ای آغاز می‌کند، گویی همین که پلیس آمده است خبر شومی نیست. اولین باری که این جمله را شنیدم، از قبل می‌دانستم که قرار است چه خبری را بشنوم. با...

مرگ و زندگی دو پسرم
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین ‌ زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه‌ماشه‌ی خود را در دست داشت، پیاده از محل اقامت کشیش‌های جوان به سمت هیروشیما به راه افتاد. کم‌کم داشت فکر می‌کرد این کیف، که اشیای قیمتی‌اش را در آن نگه می‌داشت،...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به‌آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می‌رفت. این قایق در جاهای مختلفی توقف می‌کرد تا اعلامیه‌ای را به گوش همه برساند. در کرانه‌های ماسه‌ای شلوغی که صدها مجروح روی آنها دراز کشیده بودند، روی...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
شوروم 44

هیروشیما: آتش‌سوزی

جان هِرسی

درست پس از وقوع انفجار، کشیش تانی‌موتوی سراسیمه از عمارت ماتسویی بیرون دوید. همان‌طور که بهت‌‌زده به سربازان خون‌آلود در نزدیکی ورودی سنگری که حفر می‌کردند خیره شده بود، دلسوزانه به سمت پیرزنی رفت که حیرت ‌ زده راه می‌فت. با دست چپ سرش را گرفته بود و با دست...

هیروشیما: آتش‌سوزی
شوروم 44

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا

جان هِرسی

در تاریخ بشر، لحظاتی وجود دارند که زمان را به دو بخش تقسیم می‌کنند: پیش از واقعه و پس از آن. ششم آگوست ۱۹۴۵، برای ساکنان شهر هیروشیما چنین لحظه‌ای بود؛ روزی که خورشیدی مصنوعی در آسمان این شهر طلوع کرد تا سایه‌ای سیاه بر تمدن بشری بیفکند. کتابی که...

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا
استخر
شوروم 49

استخر

تی.کورَگِسِن بویل

ما تا پیش از این استخری نداشتیم، اما خانه‌ی جدید استخری داشت که حداقل از نظر من بخشی از جذابیتش بود. آن زمان ما در...

میوه‌های زنِ من
شوروم 48

میوه‌های زنِ من

هان کانگ

اواخر ماه مه بود که اولین بار کبودی‌ها را روی بدن همسرم دیدم؛ روزی که گلبرگ‌های یاس‌های بنفش در باغچه‌ی کنار اتاق سرایدار مثل زبان‌های...

مادر
شوروم 47

مادر

جیکوب اِم‌هانگو

جهان، روح دارد و به شیوه‌هایی مرموز با ما حرف می‌زند، یا دست‌کم این چیزی بود که سِپو از تومبی آموخته بود. در آن روستای...

مرگ و زندگی دو پسرم
شوروم 47

مرگ و زندگی دو پسرم

یییون لی

«هیچ راه خوبی برای گفتن این خبر وجود ندارد» - وقتی پلیس می‌رسد، به ناچار، خبر بد را با چنین جمله‌ای آغاز می‌کند، گویی همین...

هیروشیما: هراس و التیام
شوروم 44

هیروشیما: هراس و التیام

جان هِرسی

روز هجدهم آگوست، یعنی دوازده روز پس از انفجار بمب، پدر کلاین ‌ زورگه در حالی که چمدانِ پاپیه‌ماشه‌ی خود را در دست داشت، پیاده...

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است
شوروم 44

هیروشیما: جزئیات در دست بررسی است

جان هِرسی

اوایل عصرِ روزی که بمب منفجر شد قایق موتوری نیروی دریایی ژاپن به‌آرامی در امتداد هر هفت رود هیروشیما بالا و پایین می‌رفت. این قایق...

هیروشیما: آتش‌سوزی
شوروم 44

هیروشیما: آتش‌سوزی

جان هِرسی

درست پس از وقوع انفجار، کشیش تانی‌موتوی سراسیمه از عمارت ماتسویی بیرون دوید. همان‌طور که بهت‌‌زده به سربازان خون‌آلود در نزدیکی ورودی سنگری که حفر...

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا
شوروم 44

هیروشیما: آذرخش بی‌صدا

جان هِرسی

در تاریخ بشر، لحظاتی وجود دارند که زمان را به دو بخش تقسیم می‌کنند: پیش از واقعه و پس از آن. ششم آگوست ۱۹۴۵، برای...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram