icon
icon

برچسب:روزمرگی

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 50

در رثای حروف مرده

عماد عبادی

به نظرم در ادبیات ما در حق بعضی حروف، اجحاف فراوان شده است چون کمتر اثری از آن‌ها در محاوره‌های روزمره و متون نوشتاری دیده می‌شود. چند وقتی است در مورد یک حرف به صرافت افتادم که آخر مگر می‌شود این حرف این‌قدر مظلوم باشد که در طول روز حتی...

در رثای حروف مرده
شوروم 50

از پشت پنجره تا خیابان

فائزه مرزوقی

پانزده‌شانزده ساله بودم که عاشق شدم. سال‌های اولِ دبیرستان. همان وقت‌ها که باید حواسم جمعِ مثلثات و هندسه می‌بود، خط‌به‌خطِ ابیات کتاب فارسی را حفظ می‌کردم تا گلچین‌شان را توی دفترچه‌ی خاطراتِ گُل‌گُلی‌ام بنویسم و روزی به او هدیه بدهم. هر صبح، وقتی راهی مدرسه می‌شدم، می‌دیدمش. همان‌جا، سر ایستگاهِ...

از پشت پنجره تا خیابان
شوروم 50

زمستان ۱۹۸۴

پریسا وارسته

می‌توانم صدای چکش خوردن میخ و دستگاه برش نجاری که کوچه‌ی باریکی با اتاق‌خوابم فاصله دارد، برخوردهای پشت‌سرهم توپ چهل‌تکه و صدای شوت بچه‌ها به دیوار سیمانی پشت خانه، صدای دیگ و قابلمه‌ی آشپزخانه و خراشیدن قاشق ته آن‌ها را فیلتر کنم. همه، به شرطی که سرم فقط یک صدا...

زمستان ۱۹۸۴
شوروم 49

دایره‌های معلق در هوا

خاطره محمدی

مجری برنامه می‌گوید: «در وضعیت کنونی، اکیداً توصیه می‌شود که تمامی قاب‌ها و تابلوها از دیوارها برداشته شوند تا ایمنی شما تضمین گردد.» زن می‌رود روی کاناپه و عکس عروسی‌شان را از دیوار برمی‌دارد و می‌گذارد روی میز. مرد از پای تلویزیون بلند می‌شود. پایش به ل یوان چای می‌خورد...

دایره‌های معلق در هوا
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram