icon
icon
مراسم نوروزبل در گیلان، عکس از آدینه صالح‌نژاد
shurum enlarge
مراسم نوروزبل در گیلان، عکس از آدینه صالح‌نژاد
نوروزبل؛ از یک آیین گالشی تا یک نمایش توریست‌پسند
نویسنده
علی خوشتراش
زمان مطالعه
9 دقیقه
مراسم نوروزبل در گیلان، عکس از آدینه صالح‌نژاد
shurum enlarge
مراسم نوروزبل در گیلان، عکس از آدینه صالح‌نژاد
نوروزبل؛ از یک آیین گالشی تا یک نمایش توریست‌پسند
نویسنده
علی خوشتراش
زمان مطالعه
9 دقیقه

در دهه‌ی ۸۰ شمسی، آیینی به نام «نوروزبل» در مناطق کوهستانی شرق گیلان و بخش‌هایی از غرب مازندران، جایی که گالش‌ها قرن‌ها با دام و طبیعت هم‌نفس بوده‌اند، دوباره سر از خاکستر تاریخ برآورد. این جشن، که در سال ۱۳۹۶ به ثبت ملی رسید، قرار بود یادآور سنت‌های کهن کوه‌نشینان باشد، اما چیزی که امروز به نام نوروزبل می‌بینیم، با روایت‌های ساده و صمیمی افرادی محلی مثل خورشید عاشوری و آقای اکبری (چوپانی کهنسال) که در سال ۱۳۷۳ با نگارنده گفت‌وگو کرده بودند از آتش‌افروزی‌های گذشتگان در کوهستان‌های اشکورات فاصله‌ای به بلندای قله‌های البرز دارد.

نوروزبلِ اصیل، آیینی بود که در آن چوپانان با جمع‌آوری «چرداکو» (چوب و آت‌واشغال) آتش‌هایی می‌افروختند که شعله‌ها و دودش از دور در کوهستان‌ها نمایان بود، اما نسخه‌ی امروزی آن، با موسیقی‌های نمایشی و جشنواره‌های توریستی، بیشتر به یک نمایش برای جذب گردشگر شبیه است تا یک سنت بومی.

این گزارش با نگاهی نقادانه به تناقضات بین نوروزبل اصیل و بازسازی مدرن آن، گاهشماری دیلمی، و مقایسه با آیین نوروز صیاد در جزیره‌ی قشم، پرده از جعل هویت‌های بومی در سایه‌ی ملی‌گرایی و توریسم برمی‌دارد.

 

شعله‌های ساده‌ی کوهستان

در زبان گیلکی «بل» بیشتر از آن‌که معنی آتش بدهد به معنای شعله است؛ به عنوان مثال به آتشی که شعله‌های خوبی دارد می‌گویند «بل‌بله آتیش».

نوروزبل، آیینی که در نیمه‌ی مرداد (آخرین روز ماه اسپندارما در گاهشماری دیلمی) در مناطق گالش‌نشین شرق گیلان (مثل دیلمان، املش و سیاهکل) و غرب مازندران برگزار می‌شود، ریشه در فرهنگ دامداری و کشاورزی کوه‌نشینان دارد. خورشید عاشوری، راوی فرهنگ شفاهی گیلکی و گالشی، تعریف می‌کند که گالش‌ها در این زمان به رسم آباء و اجدادشان آتش برمی‌افروختند و آقای اکبری، چوپانی از روستای دیورود اشکور هم در گفت‌وگویی در سال ۱۳۷۳ شرح داده که چوپانان با جمع‌آوری چرداکو (تکه‌های چوب و آت‌واشغال) آتش‌هایی می‌ساختند. حال این آیین ساده، که با معیشت گالش‌ها گره خورده بود، با گاهشماری دیلمی هماهنگ بود؛ تقویمی که برخلاف گاهشماری هجری شمسی، با زمان‌بندی کاشت، برداشت و کوچ دام اهالی مناطق یادشده هم‌سو بود. زیرا تقویم رسمی ایران، که نوروز را در اول بهار قرار می‌دهد، برای اقتصاد دامداری و کشاورزی کوه‌نشینان مناسب نیست. نوروزبل، به‌عنوان «نوروز» محلی، نشان‌دهنده‌ی تعریف متفاوتی از سال نو است که با نیازهای عملی زندگی گالشی سازگار بود.

 

نوروزبل از اصالت تا نمایش توریستی

در دهه‌ی ۸۰ شمسی، به‌ویژه از سال ۱۳۸۵ در روستای ملکوت املش، نوروزبل به شکلی سازمان‌یافته احیا و در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان میراث ناملموس ثبت ملی شد. اما این احیا، به نظر می‌رسد با «جعلیات» و بازسازی‌هایی همراه بوده که بیشتر برای جلب گردشگر طراحی شده‌اند تا حفظ سنت اصیل. نسخه‌ی مدرن نوروزبل، با اجرای موسیقی‌های محلی، رقص‌های نمایشی و بازارهای توریستی، هیچ شباهتی به آتش‌افروزی ساده‌ی کوه‌نشینان ندارد. در حالی که چوپانان گالشی با چرداکو آتش‌هایی می‌افروختند که کارکردی عملی (مثل علامت‌دهی) و معنوی (شکرگزاری) داشت، جشنواره‌های امروزی بیشتر به یک تئاتر فرهنگی شبیه‌اند که برای دوربین‌های گردشگران اجرا می‌شود.

 

تناقضات بازسازی

روایت‌های شفاهی خورشید عاشوری و آقای اکبری از سادگی نوروزبل سخن می‌گویند، اما نسخه‌ی مدرن پر از زرق‌وبرق‌هایی است که با روح این آیین بیگانه‌اند. مثلاً موسیقی‌های سازمان‌یافته و رقص‌های گروهی، که در جشنواره‌های امروزی پررنگ‌اند، بی‌شک جای نیایش‌ها و آوازهای خودجوش محلی را گرفته‌اند.

 

تأثیر توریسم

حمایت سازمان‌هایی مانند میراث فرهنگی نشان‌دهنده‌ی تلاش برای تبدیل سنت‌های بومی به جاذبه‌های گردشگری است. این روند، هرچند به حفظ نام نوروزبل کمک کرده، اما اصالت آن را به خطر انداخته است.

 

گاهشماری دیلمی: تقویمی بومی در سایه‌ی اسطوره‌سازی

گاهشماری دیلمی، که نوروزبل بر آن استوار است، تقویمی خورشیدی با ماه‌هایی مانند نوروزما، کورچ‌ما و اسپندارما و روزهای اضافه (پنجیک و ویشک) است. این تقویم برای هماهنگی با کوچ دام و برداشت محصول طراحی شده و با نیازهای معیشتی گالش‌ها هم‌خوانی دارد. اما برخی منابع مدرن، مانند پژوهش‌های نصرالله هومند، ادعا کرده‌اند مبدأ این گاهشماری زرتشتی است و برخی مبدأ آن را به مرگ یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانی، ۶۵۱ میلادی) نسبت داده‌اند. این ادعا با چند تناقض جدی مواجه است:

 

عدم انسجام تاریخی

بیایید ابتدا همه چیز را فرض بگیریم. ما با گاهشماری‌ای روبه‌رو هستیم که آغاز سال نوِ آن در تابستان است و از آن‌جا که به نخستین روز از هر سال در گاهشماری «نوروز» اطلاق می‌شود، نوروزِ این گاهشماری در تابستان به وقوع می‌پیوندد. از آن‌جا که آتشِ سال نو و آتش‌افروزی در جشن‌های سال نو پای ثابت است، قاعدتاً این نوروزبل نقش این خرده‌آیین در گاهشماری مورد نظر کوه‌نشینان را دارد نه این که خود محور اصلی آیین‌ها باشد، مثل آتش‌افروزی در چهارشنبه‌سوری برای عید نوروز ایرانی. اما نکته‌ی قابل توجهی که نباید به سادگی از کنارش گذشت این است که دیلمی‌ها، به دلیل استقلال نسبی و نارضایتی از نظام طبقاتی ساسانی، در برابر دولت ساسانی مقاومت می‌کردند. منابع تاریخی مانند تاریخ طبری نشان می‌دهند که در نبرد قادسیه (۶۳۶ میلادی)، برخی سربازان دیلمی از حمایت یزدگرد سوم خودداری کردند و حتی به اعراب پیوستند. بنابراین منطقی نیست که گاهشماری خود را بر اساس یک دولت و حتی مرگ پادشاهی تنظیم کنند که با او دشمنی داشتند.

 

فقدان اسناد معتبر

هیچ سند تاریخی مستقیمی این ارتباط را تأید نمی‌کند. گاهشماری دیلمی احتمالاً ریشه در سنت‌های بومی پیشاساسانی دارد و به چرخه‌های طبیعی وابسته است.

 

ملی‌گرایی و اسطوره‌سازی

موج باستانی‌گرایی از دوره‌ی پهلوی سعی کرده آیین‌های محلی را به زرتشتی‌گری یا رویدادهای ساسانی وصل کند. بی‌شک این اسطوره‌سازی، نوروزبل را هم از ریشه‌های ساده و معیشتی‌اش دور کرده است.

در حال بارگذاری...
مراسم نوروزبل در گیلان، عکس از آدینه صالح‌نژاد

مهرپرستی و استقلال فرهنگی دیلمی‌ها

باید توجه داشته باشیم که دیلمی‌ها و گالش‌ها بیشتر پیرو آیین‌های مهرپرستانه بودند تا زرتشتی‌گری رسمی ساسانی. منابع تاریخی، مانند نوشته‌های هرودوت و شواهد باستان‌شناختی، نشان می‌دهند که مردم البرز پیش از دوره‌ی ساسانی آیین‌هایی طبیعت‌محور و متمرکز بر خورشید داشتند. نوروزبل، با آتش‌افروزی در نیمه‌ی مرداد (زمان اوج گرمای خورشیدی یا «قلب‌الاسد»)، به آیین‌های مهرپرستانه نزدیک‌تر است تا آتش مقدس زرتشتی.

 

تضاد با زرتشتی‌گری

زرتشتی‌گری، با ساختار کاهنی و حکومتی، در مناطق کوهستانی دیلم نفوذ کمی داشت. نبود آتشکده‌های مهم در دیلمستان و مقاومت دیلمی‌ها در برابر ساسانیان و اعراب این موضوع را تأیید می‌کند.

 

استقلال دیلمی‌ها

دیلمی‌ها، به دلیل موقعیت کوهستانی و فرهنگ مستقل، تا قرن‌ها پس از ورود اسلام به آیین‌های بومی خود پایبند بودند. این استقلال، نوروزبل را به آیینی متمایز از سنت‌های زرتشتی تبدیل کرده بود.

 

دیلم، دیلمان، دیلمستان و دیلم خاصه

«دیلمان تاریخی کجاست؟» یک سؤال تقریباً بدون پاسخ است که جواب قانع‌کننده‌ای تاکنون به آن داده نشده؛ منطقه و قومی که این گاهشماری به آن‌ها منتسب شده است. روزگاری دیلمستان به همه‌ی نواحی البرز تا الموت، طالقان، قزوین و ری در جنوب، کوه‌های خراسان در شرق و در غرب حتی به بخشی از قفقاز نیز اطلاق می‌شد. اما یک منطقه نیز بوده که تا پیش از ورود ایران به عصر جدید به آن «دیلم خاصه» می‌گفتند. دیلم خاصه، منطقه‌ای کوهستانی بین کجور (غرب طبرستان) و ملاط (رانکوه در شرق گیلان)، هسته‌ی مرکزی دیلمستان تاریخی بود که احتمالاً نوروزبل در آن رواج داشته است. این محدوده، که شامل بخش‌هایی از دیلمان کنونی، سیاهکل، رودبار و الموت می‌شد، پایگاه مقاومت دیلمی‌ها در برابر ساسانیان و اعراب بود. منابع تاریخی مانند مسالک‌الممالک اصطخری و تاریخ طبرستان ظهیرالدین مرعشی تأیید می‌کنند که دیلم خاصه مرکز سیاسی و فرهنگی دیلمی‌ها بود.

 

دیلمان کنونی

شهر دیلمان در سیاهکل تنها بخشی از دیلم خاصه را در بر می‌گیرد و نمی‌تواند کل گستره‌ی تاریخی آن را نمایندگی کند. با این حال، نوروزبل در این منطقه همچنان ریشه‌های خود را حفظ کرده است.

 

تأثیر توریسم

تبلیغ دیلمان به‌عنوان مقصد گردشگری، نوروزبل را به یک برند فرهنگی تبدیل کرده، اما این روند گاهی تصویر واقعی دیلم خاصه و آیین‌های ساده‌ی آن را مخدوش کرده است.

 

نوروز صیاد: آیینی مشابه در معرض توریسم

برای درک تناقضات نوروزبل، مقایسه با نوروز صیاد در جزیره‌ی قشم مفید است. این آیین، که در اواخر تیر یا اول مرداد برگزار می‌شود، بر اساس گاهشماری صیادی تنظیم شده و با شکرگزاری از دریا، شنا و دعای «لوبن» همراه است. مانند نوروزبل، نوروز صیاد ریشه در معیشت محلی دارد و با گاهشماری رسمی هم‌سو نیست.

 

شباهت‌ها

هر دو آیین بر تقویم‌های بومی و احترام به طبیعت (دریا در نوروز صیاد، زمین در نوروزبل) استوارند.

 

تفاوت‌ها

نوروزبل با آتش‌افروزی و چرداکو شناخته می‌شود، در حالی که نوروز صیاد با رنگ‌آمیزی «گِلَک» و شنا همراه است. گاهشماری صیادی به چرخه‌های دریایی وابسته است، اما گاهشماری دیلمی با کوچ و کشاورزی هم‌سوست.

 

توریسم و بازسازی

نوروز صیاد نیز، مانند نوروزبل، با حمایت سازمان‌هایی مانند منطقه آزاد قشم به جاذبه‌ای گردشگری تبدیل شده که ممکن است اصالت آن را تهدید کند.

 

جعل هویت در سایه‌ی ملی‌گرایی و توریسم

ملی‌گرایی باستانی، به‌ویژه از دوره‌ی پهلوی، آیین‌های محلی مانند نوروزبل را با اغراق‌هایی به زرتشتی‌گری یا رویدادهای ساسانی وصل کرده است. احیای نوروزبل در دهه‌ی ۸۰، هرچند با نیت حفظ هویت گالشی بود، با اضافه شدن عناصری مانند موسیقی‌های نمایشی و بازارهای توریستی، از نسخه‌ی اصیل آن فاصله گرفته است. این بازسازی‌ها، که برای جلب گردشگر طراحی شده‌اند، نوروزبل را از آیینی ساده به یک نمایش فرهنگی تبدیل کرده‌اند.

 

تناقضات فرهنگی

ادعاهایی مانند قدمت ۱۵۰۰ساله یا ارتباط نوروزبل با زرتشتی‌گری، بدون سند تاریخی و تحت تأثیر ملی‌گرایی شکل گرفته‌اند.

 

خطر فراموشی اصالت

روایت‌های شفاهی نشان‌دهنده‌ی سادگی نوروزبل هستند، اما جشنواره‌های مدرن این سادگی را به حاشیه برده‌اند.

 

شعله‌ای که در خطر خاموشی است

نوروزبل، آیینی که ریشه در گاهشماری دیلمی و معیشت گالش‌های شرق گیلان و غرب مازندران دارد، با آتش‌افروزی‌های ساده‌ای مانند چرداکو تعریف می‌شد. اما احیای مدرن نوروزبل در دهه‌ی ۸۰ و ثبت ملی آن در سال ۱۳۹۶، با نمایش‌های توریستی و اغراق‌های ملی‌گرایانه، از اصالت آن فاصله گرفته است. برای حفظ نوروزبل، بهتر است به روایت‌های شفاهی و ریشه‌های معیشتی آن وفادار ماند و از دام توریسم و اسطوره‌سازی ملی‌گرایانه پرهیز کرد.

متن‌های دیگر
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد