icon
icon

شماره‌ی ۱۱ — طرح از شادی هاشمی فشارکی — شوروم ۱۱

11
icon
11
طرح از شادی هاشمی فشارکی
shurum enlarge
طرح از شادی هاشمی فشارکی
طرح از شادی هاشمی فشارکی
shurum enlarge
طرح از شادی هاشمی فشارکی
11
icon
11

در ستایشِ کلاژ

ماهور دولتی

سیزده‌ساله بودم، یا کمی بیشتر یا کمی کمتر، که حیاط مدرسه را به تصرف درآوردم؛ زنگ‌های تفریح صدای استاد شجریان و گهگاهی، با اندکی چاشنیِ شیطنت، صدای نامجو از بلندگوهای مدرسه پخش می‌شد. خیلی کوچک بودم که اولین برنامه‌ی رادیویی زندگی‌ام را ساختم: شعری از فریدون مشیری می‌خواندم، برشی...

در ستایشِ کلاژ

چی عزیزم؟ چی؟

یاسین نمکچیان

آقا نوری دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه آزاد تنکابن بود. پس از سال‌ها رنج و عذاب زندان، رو آورده بود به درس و تحصیل. مثل خیلی‌های دیگر، که در آن روزگار عاشق کتاب و کلمه بودند و ناگهان سر از زندان در آورده بودند، آقا نوری هم جوانی‌اش را...

چی عزیزم؟ چی؟

وقتی دستِ قرمز همه‌مان را خورد

محبوبه آب‌برین

بار دوم بود که اسامی‌مان از بلندگوی زنگ‌زده در حیاط طنین‌انداز شد. حال زندانیانی را داشتیم که فردا صبح، قبل از طلوع آفتاب، طناب دار گردنشان را می‌فشرد. باد صدای خانم بیات را شبیه جادوگر زیبای خفته می‌کرد که از آینه‌ی جادو می‌پرسید: «بگو زیباترین زن دنیا کیست؟» «سعید قلعه‌نویی،‌...

وقتی دستِ قرمز همه‌مان را خورد
اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم
صداها

اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم

«۲۸ اردیبهشت ۰۲، خا‌نه‌ی حیاط‌‌دار دوم هم تمام شد. البته هنوز نه، اما خیلی زود تمام می‌شود؛ چهار روز آینده موعد قراردادم می‌رسد و من دوباره تمامی وسایلم را در کارتن‌ها و کیف‌ها و ساک‌دستی‌ها جا می‌دهم، سوار ماشین می‌کنم و به خانه‌ی دیگری می‌برم. خانه‌ی دیگر که سومین خانه‌ام...

مهتاب شریعتی

شوروم ۱۱
صداها

اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم

«۲۸ اردیبهشت ۰۲، خا‌نه‌ی حیاط‌‌دار دوم هم تمام شد. البته هنوز نه، اما خیلی زود تمام می‌شود؛ چهار روز آینده موعد قراردادم می‌رسد و من دوباره تمامی وسایلم را در کارتن‌ها و کیف‌ها و ساک‌دستی‌ها جا می‌دهم، سوار ماشین می‌کنم و به خانه‌ی دیگری می‌برم. خانه‌ی دیگر که سومین خانه‌ام...

مهتاب شریعتی

اتاق مدیر

رامین رادمنش

سر جایم میخکوب شده‌ام. پاهایم بی‌حس شده و گزگز می‌کند، اما سعی می‌کنم تکان نخورم. لامپ‌های موزاییکی کف اتاق گاه‌و‌بیگاه روشن و خاموش می‌شوند. وقتی وارد اتاق شدم، خاموش بودند، ولی حالا هر چند لحظه یک بار روشن می‌شوند و می‌رقصند. از وقتی پایم را روی اولین موزاییک گذاشتم این...

اتاق مدیر

مواجهه

در قاب

صداها

اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم
صداها

اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم

«۲۸ اردیبهشت ۰۲، خا‌نه‌ی حیاط‌‌دار دوم هم تمام شد. البته هنوز نه، اما خیلی زود تمام می‌شود؛ چهار روز آینده موعد قراردادم می‌رسد و من دوباره تمامی وسایلم را در کارتن‌ها و کیف‌ها و ساک‌دستی‌ها جا می‌دهم، سوار ماشین می‌کنم و به خانه‌ی دیگری می‌برم. خانه‌ی دیگر که سومین خانه‌ام...

مهتاب شریعتی

شوروم ۱۱
صداها

اگر می‌خواهم خودم بشوم باید خانه‌ی خودم را هم داشته باشم

«۲۸ اردیبهشت ۰۲، خا‌نه‌ی حیاط‌‌دار دوم هم تمام شد. البته هنوز نه، اما خیلی زود تمام می‌شود؛ چهار روز آینده موعد قراردادم می‌رسد و من دوباره تمامی وسایلم را در کارتن‌ها و کیف‌ها و ساک‌دستی‌ها جا می‌دهم، سوار ماشین می‌کنم و به خانه‌ی دیگری می‌برم. خانه‌ی دیگر که سومین خانه‌ام...

مهتاب شریعتی

داستان

گردآورندگان

ماهنی تذهیبی
همایون محمودى
شادی هاشمی
نازیلا دلیرنیا
سحر بکائی
مهسا هدایتی
پگاه قدیری
یاسین نمکچیان
مهتاب شریعتی
ماهور دولتی
محبوبه آب‌برین
رامین رادمنش
امید حسینی
علیرضا محمودی ایرانمهر
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram