icon
icon
9
icon
13 تیر 1403
9
13 تیر 1403
زندگی در دنیای شبکه‌های اجتماعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای شبکه‌های اجتماعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای شبکه‌های اجتماعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای شبکه‌های اجتماعی، طرح از لادن راه‌انجام
9
icon
13 تیر 1403
9
13 تیر 1403

سرگذشتِ شماره‌ی پنج در من

الهام بدیعی

درون کدام اثر هنری زندگی کرده‌اید؟ اگر قرار باشد به این سؤال پاسخ دهید، پاسختان چیست؟ من بی‌درنگ جواب می‌دهم سمفونی شماره‌ی پنج گوستاو مالر. درباره‌ی خیلی از فیلم‌ها، نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و رمان‌‌ها می‌توانم خیلی بیشتر از این سمفونی حرف بزنم. حداقل می‌توانم از شمایلشان یا از مفاهیمی که...

سرگذشتِ شماره‌ی پنج در من

زاون، کلاس تاریخِ سینما و عروسک پارچه‌ای

امید حسینی

ماجرایی عجیب یا دراماتیک، آن‌طور که کسی را دست‌به‌سینه و مشتاق کنارت بنشاند، کمتر رخ می‌داد؛ کلاس زاون روال ثابتی داشت. اگر کلاس توی زیرزمینِ دانشگاه سپهر در کوچه‌ی سعدیِ «نقش جهان» برگزار می‌شد، کمی مانده به آمدن استاد، آقای متصدی سمعی‌بصری شتابان وارد می‌شد؛ کار او رفع لنگی...

زاون، کلاس تاریخِ سینما و عروسک پارچه‌ای

این خانه را عاق کرده‌ام

امیرحسین کریمی

با احتساب چهار نفری که زیر طاق بزرگ خانه‌ی استخری ایستاده‌اند، می‌شویم هفت نفر که در چند سمت کوچه‌ی شوقی در محله‌ی شاهدباز یزد سر پا‌ ایستاده‌ایم. دست‌های ما هفت نفر در تکاپوی خشت‌هاست و قرنیه‌ها گشاد و بارور از تماشا. آن که می‌تواند باروری چشم‌ها را از بازشدن...

این خانه را عاق کرده‌ام

ببخشید شما مسیرتون به من می‌خوره؟

سپیده طبیب

نیمه‌شب است. با ترس و خشمی فروخورده انگشتر‌ها را از دست پیشکارش که از شرم عرق کرده بود می‌گیرم، در را به هم می‌کوبم. آخرین‌بار که به خانه‌اش رفته بودم انگشترهایم را لب سینکش جا گذاشته بودم. انگشترها از عرق نم دارند. نفرت ‌و چندش همزمان پشتم را می‌لرزاند....

ببخشید شما مسیرتون به من می‌خوره؟

خیابان، عبور، بن‌بست

الهام خطایی

از عباس‌آباد پیچیدم سمت چپ و افتادم توی ولیعصر، رو به پایین. وسط خیابان نرده‌کشی دارد. ترافیکِ پشت چراغ‌قرمزِ تقاطع ولیعصر و تخت‌طاووس‌فتحی‌شقاقی تا سر همین عباس‌آباد آمده بود. گاه پایم را از روی ترمز برمی‌داشتم ماشین جلو می‌رفت. تو فکر بودم، حوصله‌ نداشتم به چیزی گوش دهم....

خیابان، عبور، بن‌بست

عرقِ سرد

بهمن طالبی‌نژاد

«لعنت به این شانس. یعنی چی که نگین حالش بد شده و من باید جاش رو بگیرم. اگه من الآن اینجا نبودم، شرکت چه گهی می‌خورد؟ این آحمت دیگه شورش رو درآورده. فردا می‌رم شرکت، داد و بیداد می‌کنم. این که نشد برنامه‌ریزی. دهن من یه‌ نفر رو سرویس...

عرقِ سرد

من موشِ پیتزاخورم

هان اونگ

تابلویی در انتهای راهروی مرکز تجمع سن‌متئو نصب شده که روی آن نوشته شده: «اگر این‌جا آمدید که خیلی عادی، زمین بخورید زیادی جلو آمده‌اید. برگردید و از درِ وسط وارد شوید.» وقتی دقت می‌کنی، میبینی که علامت ویرگول چیزی جز غبار یا جوهر اضافی...

من موشِ پیتزاخورم
گردآورندگان
پرستو حقی
سعید خانجانی‌نژاد
علیرضا محمودی ایرانمهر
امید حسینی
پیمان یزدانی
الهام بدیعی
ماهان خدادادى
بهمن طالبی‌نژاد
پژمان حمیدی‌زاده
الهام خطایی
لادن راه‌انجام
امیرحسین کریمی
سپیده طبیب
ماهنی تذهیبی
سحر بکائی
نازیلا دلیرنیا
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد