icon
icon

برچسب:شهر

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 49

تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو

مهشاد فرنوش

دلخور بودم که اسفند تهران را از دست داده‌ام؛ اسفندِ -اگر بشود اسمش را گذاشت- بی‌تشویش و آسوده‌ی شهر را. اسفند سال قبل را، وسط وقفه‌هایی که می‌شد از آزمایش و دیالیز و شیمی‌‌درمانی گرفت، توی خیابان‌ها پرسه زدم، بی‌این‌که لحظه‌ای حواسم از این پرت شود که مامان چند ماه...

تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو
شوروم 47

تهرانپارس من، از ۴۴۰۰ تا ۱۴۴۰۰

نغمه پروان

با دومین گاز از شیرینی دارچینی، دهانم تلخ می‌شود و حسی از حسرت می‌افتد به جانم. شیرینی را از یکی از چادرهای جشن روز ملی محله‌مان «ترانِ‌بَری» برداشته‌ام. هر سال در چنین روزی‌، میان کارناوال و بازی و موسیقی، خیمه‌ای برپا می‌شود برای نمایش عکس‌های محله؛ از صد سال پیش...

تهرانپارس من، از ۴۴۰۰ تا ۱۴۴۰۰
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می‌گیرم، عطر برنج می‌خورد توی صورتم، نفس می‌کشم. دانه‌های برنج قد کشیده‌اند. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آشپز خوبی بشوم، ولی حالا فکر می‌کنم چه خوب از پسش برآمده‌ام. از دیدن دانه‌های کشیده و سفید برنج کیف می‌کنم. دست‌مریزاد دختر! چه کرده‌ای. صدای انفجاری دلم را می‌لرزاند. از...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 6

واحدهای زندگی‌بخش

الهام خطایی

صبح جمعه است. می‌خواهم زرده‌ی تخم‌مرغ هم‌زده و پنکیک درست کنم. ناگهان هم‌زن پِت‌پِت می‌کند و خاموش می‌شود. هرچه کلیدش را جابه‌جا می‌کنم فایده ندارد. فکر لذتِ مزه‌ی قدیمی صبحانه‌ی روزهای تعطیل در دهانم بیات می‌شود. مادربزرگم حدود پنجاه سال پیش، این هم‌زن را از مرگ نجات داده بود. اوایل...

واحدهای زندگی‌بخش
شوروم 6

سفر به شهری که لنگه ندارد

امیرحسین نوبهار

شمار دفعاتی که در کودکی به این شهر سفر کرده‌ام را نمی‌دانم اما دست‌کم ده سالی می‌شد که بندرلنگه را ندیده بودم. لنگه‌ی کودکی من فقط یک گذرگاه بود. برای وقتی بلیت هواپیما از دبی به لار یا شیراز گیر نیامده بود و ما باید با ماشین از مسیر نه...

سفر به شهری که لنگه ندارد
تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو
شوروم 49

تهران، بحبوحه‌ی شکوفه‌ی زردآلو

مهشاد فرنوش

دلخور بودم که اسفند تهران را از دست داده‌ام؛ اسفندِ -اگر بشود اسمش را گذاشت- بی‌تشویش و آسوده‌ی شهر را. اسفند سال قبل را، وسط...

تهرانپارس من، از ۴۴۰۰ تا ۱۴۴۰۰
شوروم 47

تهرانپارس من، از ۴۴۰۰ تا ۱۴۴۰۰

نغمه پروان

با دومین گاز از شیرینی دارچینی، دهانم تلخ می‌شود و حسی از حسرت می‌افتد به جانم. شیرینی را از یکی از چادرهای جشن روز ملی...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می‌گیرم، عطر برنج می‌خورد توی صورتم، نفس می‌کشم. دانه‌های برنج قد کشیده‌اند. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آشپز خوبی بشوم، ولی حالا فکر...

واحدهای زندگی‌بخش
شوروم 6

واحدهای زندگی‌بخش

الهام خطایی

صبح جمعه است. می‌خواهم زرده‌ی تخم‌مرغ هم‌زده و پنکیک درست کنم. ناگهان هم‌زن پِت‌پِت می‌کند و خاموش می‌شود. هرچه کلیدش را جابه‌جا می‌کنم فایده ندارد....

سفر به شهری که لنگه ندارد
شوروم 6

سفر به شهری که لنگه ندارد

امیرحسین نوبهار

شمار دفعاتی که در کودکی به این شهر سفر کرده‌ام را نمی‌دانم اما دست‌کم ده سالی می‌شد که بندرلنگه را ندیده بودم. لنگه‌ی کودکی من...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram