
امیر بهاری
معمولا ترانهها و قطعهها در مواجههی آغازین هر چقدر هم که تأثیرگذار باشند، آن حسی را ایجاد نمیکنند که موسیقیهای قدیمی در مخاطب به وجود میآورد. مثلا حافظهی شنیداری شما یک تعریفی از جنس موسیقیهایی تولیدشده در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۴۰ رادیو دارد و وقتی شما قطعهای تازه از موسیقی...

نسرین شیریننیاز
مادرجون با لحنی آرام و سرد، انگار که میخواست منِ پنجساله را متوجه اشتباهم کند گفت: خون نیومده! با گریه گفتم: اومده! خیلییَم میسوزه. تو دوستم نداری که میگی نیومده. آخر جمله را جور سوزناکی گفتم. آبدماغم را بالا کشیدم و زانوهای زخمی و کثیفم را بغل گرفتم. چانهی تیزش...

ساناز تولائيان
میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم که آشکارا در پردهی کنایت رفت ۱ 1 در اولین جلسهی گفتوگوی غیررسمی که دانشگاه برای ما دانشجویان ارشد تئوری و نقد معماری تشکیل داد، نشسته بودم. صدای انگلیسی حرفزدن استاد در گوشم میپیچید و نگاهم به پنجرهی بزرگی بود که آمفیتئاتر روبازِ دانشگاه...

امیرحسین نوبهار
شمار دفعاتی که در کودکی به این شهر سفر کردهام را نمیدانم اما دستکم ده سالی میشد که بندرلنگه را ندیده بودم. لنگهی کودکی من فقط یک گذرگاه بود. برای وقتی بلیت هواپیما از دبی به لار یا شیراز گیر نیامده بود و ما باید با ماشین از مسیر نه...

الهام خطایی
صبح جمعه است. میخواهم زردهی تخممرغ همزده و پنکیک درست کنم. ناگهان همزن پِتپِت میکند و خاموش میشود. هرچه کلیدش را جابهجا میکنم فایده ندارد. فکر لذتِ مزهی قدیمی صبحانهی روزهای تعطیل در دهانم بیات میشود. مادربزرگم حدود پنجاه سال پیش، این همزن را از مرگ نجات داده بود. اوایل...


تنها چیز خوبِ زندگی غمبار براگونزی در مدرسهی شبانهروزی کواترو دی میل مسابقههای فوتبال بود، و حتی همان زیبایی هم با رنج همراه بود. او خیلی زود، در همان اولین بازی، متوجهی این موضوع شد که موقع شوت زدن حتی بهترین و قدیمیترین بازیکنان هم انگار دچار نوعی انقباض عضلانی...
میشل ماری

تنها چیز خوبِ زندگی غمبار براگونزی در مدرسهی شبانهروزی کواترو دی میل مسابقههای فوتبال بود، و حتی همان زیبایی هم با رنج همراه بود. او خیلی زود، در همان اولین بازی، متوجهی این موضوع شد که موقع شوت زدن حتی بهترین و قدیمیترین بازیکنان هم انگار دچار نوعی انقباض عضلانی...
میشل ماری

تنها چیز خوبِ زندگی غمبار براگونزی در مدرسهی شبانهروزی کواترو دی میل مسابقههای فوتبال بود، و حتی همان زیبایی هم با رنج همراه بود. او خیلی زود، در همان اولین بازی، متوجهی این موضوع شد که موقع شوت زدن حتی بهترین و قدیمیترین بازیکنان هم انگار دچار نوعی انقباض عضلانی...
میشل ماری

تنها چیز خوبِ زندگی غمبار براگونزی در مدرسهی شبانهروزی کواترو دی میل مسابقههای فوتبال بود، و حتی همان زیبایی هم با رنج همراه بود. او خیلی زود، در همان اولین بازی، متوجهی این موضوع شد که موقع شوت زدن حتی بهترین و قدیمیترین بازیکنان هم انگار دچار نوعی انقباض عضلانی...
میشل ماری
هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد