icon
icon

برچسب:خانه

sort
مرتب‌سازی
sort
مرتب‌سازی
شوروم 49

باید از خانه رفت تا درباره‌ی خونه نوشت

مرضیه اختری

سیمز، یک مجموعه‌ی بازیِ شبیه‌سازِ زندگی است که از سال‌های ۲۰۰۸ به بعد در بازارِ جهانی عرضه شد. انتهای دهه‌ی هشتادِ شمسی، تاریخِ پیوندِ منِ تازه نوجوان‌شده با این بازی بود. بسترِ عجیبی که در آن طعمِ قادرِ مطلق بودن را چشیدم. این بازی شبیهِ بقیه‌ی بازی‌های نصب‌شده روی کامپیوترِ...

باید از خانه رفت تا درباره‌ی خونه نوشت
شوروم 49

عکس روی طاقچه‌ی اتاق کوچیکه

علیرضا زیلوچی

هر بار از کنار نرده‌های دانشگاه تهران رد می‌شوم، سلسله‌ی عکس‌های مشاهیر ایران روی این نرده‌ها، رشته‌ی هر فکری که از آن سوی خیابان تا به اینجا در سرم بوده را از هم می‌گسلد . معمولاً هر بار که از آنجا رد می‌شوم، چند ثانیه‌ای می‌ایستم، در یک یا چند...

عکس روی طاقچه‌ی اتاق کوچیکه
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می‌گیرم، عطر برنج می‌خورد توی صورتم، نفس می‌کشم. دانه‌های برنج قد کشیده‌اند. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آشپز خوبی بشوم، ولی حالا فکر می‌کنم چه خوب از پسش برآمده‌ام. از دیدن دانه‌های کشیده و سفید برنج کیف می‌کنم. دست‌مریزاد دختر! چه کرده‌ای. صدای انفجاری دلم را می‌لرزاند. از...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 42

پُل

سپیده واعظ

دیواری سیمانی به فاصله‌ی تقریباً سه متر از آن قاب فلزیِ مستطیل‌شکل؛ این منظره‌ی پنجره‌ی اتاق نشیمنِ اولین خانه‌ی مشترک ما در کوچه‌ی سرهنگ سازگارِ خیابان بهار شمالی بود. من آن مستطیل فلزی را با اغماض پنجره به‌حساب می‌آوردم. پنجره در واژه‌نامه‌ی شخصی من، یعنی قابی که از طریق آن...

پُل
شوروم 42

دریا پشت در

سحر صبور

به‌گمانم آن روز، در تراس آپارتمان لادن، هنگامی که داشتم لباس‌‌های نوزادی خواهرم را روی بند می‌انداختم و منظره‌ی دریا در تقلایی سخت از لای تصاویر خیابان، ماشین‌ها و ساختمان‌ها می‌گریخت تا خود را به چشمان نیازمند من برساند، این اندیشه در ذهنم نمی‌جوشید که در چه جریانی قرار دارم....

دریا پشت در
شوروم 42

دمپایی‌های آبی

فائزه مرزوقی

روایت «دمپایی‌های آبی» از جایی شروع می‌شود که زمین زیر پای راوی همچون گهواره‌ی نامتوازنی تاب می‌خورد. خیلی زود می‌فهمیم با آدمی طرفیم که با «دیگری» درگیر است. حریم خودش را می‌خواهد. صدای عصای طبقه‌ی بالا و بوی پیازداغ آن یکی همسایه و تلفن‌های مادرِ جویای احوال اذیتش می‌کند. حالا...

دمپایی‌های آبی
شوروم 42

در میانه

زهرا زمانی

«در میانه» روایتِ ایستادن است؛ ایستادن در فاصله‌ای باریک میان دیدن و مداخله‌نکردن، میان ماندن و رفتن، میان خانه به‌عنوان پناه و خانه به‌عنوان مرز موقت. متن، تجربه‌ی زیستن در تعلیق را به‌جای روایت رخدادهای بزرگ می‌نشاند و با گوش‌سپردن به صداها، بوها و تکرارهای به‌ظاهر کم‌اهمیت، از شهر چهره‌ای...

در میانه
شوروم 42

خانه‌ی رضا

محمد جواد شاکر آرانی

خانه‌ی رضا روایت «بلوغ» است.روایت تجربه فردیت درون زیست جمعی است. داستان «بزرگ شدن» است و مثل هر داستان دیگری که روی بزرگ‌شدن و تغییر‌کردن و شکل‌گرفتن شخصیت در مقطعی از زندگی دست می‌گذارد با خاطره‌ یا تجربیاتی که مثل میخ به جان آدم کوبیده شده‌اند آمیخته می‌شود. در حضور...

خانه‌ی رضا
باید از خانه رفت تا درباره‌ی خونه نوشت
شوروم 49

باید از خانه رفت تا درباره‌ی خونه نوشت

مرضیه اختری

سیمز، یک مجموعه‌ی بازیِ شبیه‌سازِ زندگی است که از سال‌های ۲۰۰۸ به بعد در بازارِ جهانی عرضه شد. انتهای دهه‌ی هشتادِ شمسی، تاریخِ پیوندِ منِ...

عکس روی طاقچه‌ی اتاق کوچیکه
شوروم 49

عکس روی طاقچه‌ی اتاق کوچیکه

علیرضا زیلوچی

هر بار از کنار نرده‌های دانشگاه تهران رد می‌شوم، سلسله‌ی عکس‌های مشاهیر ایران روی این نرده‌ها، رشته‌ی هر فکری که از آن سوی خیابان تا...

خانه‌ای که بر شانه‌های من است
شوروم 47

خانه‌ای که بر شانه‌های من است

مریم ابراهیمی

سرم را بالای قابلمه می‌گیرم، عطر برنج می‌خورد توی صورتم، نفس می‌کشم. دانه‌های برنج قد کشیده‌اند. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آشپز خوبی بشوم، ولی حالا فکر...

پُل
شوروم 42

پُل

سپیده واعظ

دیواری سیمانی به فاصله‌ی تقریباً سه متر از آن قاب فلزیِ مستطیل‌شکل؛ این منظره‌ی پنجره‌ی اتاق نشیمنِ اولین خانه‌ی مشترک ما در کوچه‌ی سرهنگ سازگارِ...

دریا پشت در
شوروم 42

دریا پشت در

سحر صبور

به‌گمانم آن روز، در تراس آپارتمان لادن، هنگامی که داشتم لباس‌‌های نوزادی خواهرم را روی بند می‌انداختم و منظره‌ی دریا در تقلایی سخت از لای...

دمپایی‌های آبی
شوروم 42

دمپایی‌های آبی

فائزه مرزوقی

روایت «دمپایی‌های آبی» از جایی شروع می‌شود که زمین زیر پای راوی همچون گهواره‌ی نامتوازنی تاب می‌خورد. خیلی زود می‌فهمیم با آدمی طرفیم که با...

در میانه
شوروم 42

در میانه

زهرا زمانی

«در میانه» روایتِ ایستادن است؛ ایستادن در فاصله‌ای باریک میان دیدن و مداخله‌نکردن، میان ماندن و رفتن، میان خانه به‌عنوان پناه و خانه به‌عنوان مرز...

خانه‌ی رضا
شوروم 42

خانه‌ی رضا

محمد جواد شاکر آرانی

خانه‌ی رضا روایت «بلوغ» است.روایت تجربه فردیت درون زیست جمعی است. داستان «بزرگ شدن» است و مثل هر داستان دیگری که روی بزرگ‌شدن و تغییر‌کردن...

icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram