icon
icon
28
icon
17 اردیبهشت 1404
28
17 اردیبهشت 1404
مادرانگی، دلارام فقانی
مادرانگی، دلارام فقانی
مادرانگی، دلارام فقانی
مادرانگی، دلارام فقانی
28
icon
17 اردیبهشت 1404
28
17 اردیبهشت 1404

نازنین و ضیافتی به صرف خون

نازنین جودت

اواخر تابستان، در عصری دلگیر و خفه، گیر افتاده بودم در ترافیک خیابان کریمخان. از صبح، هیچ‌کدام از کارهایم خوب پیش نرفته بود و از آن روزهایی بود که دعا می‌کردم زودتر تمام شود. راننده‌ی اسنپ از من هم کلافه‌تر بود و مدام در حال غر زدن و به...

نازنین و ضیافتی به صرف خون

تهران‌های تلگرامی

مرضیه اختری

آناستاسیا انیمیشنی موزیکال است که در سال‌های پایانی دهه‌ی نود میلادی ساخته و منتشر شده، روایتی نه‌چندان واقعی از داستان آناستاسیا، دختر نیکلای دوم، که در جریان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۵ گم می‌شود. سال‌ها بعد، مادر نیکلای دوم، که در پاریس زندگی می‌کند، جایزه و فراخوانی برای...

تهران‌های تلگرامی
شاید حق با کامو باشد

در قاب

شاید حق با کامو باشد

هیچ‌کس گریه نمی‌کرد. هیچ‌کس ضجه نمی‌زد. دورتادور ایستاده بودند و به جنازه‌ی سفید لاغر و باریکی نگاه می‌کردند که قرار بود جا بگیرد توی گو‌دال و گوش داده بودند به «مادر، مادر» مداح که قصد کرده بود آتش در عالم بیندازد. همسایه‌ی دیواربه‌دیوارمان بود، از خیلی وقت ‌پیش، پنجاه...

مهدیه کوهی‌کار

۱۷ اردیبهشت

در قاب

شاید حق با کامو باشد

هیچ‌کس گریه نمی‌کرد. هیچ‌کس ضجه نمی‌زد. دورتادور ایستاده بودند و به جنازه‌ی سفید لاغر و باریکی نگاه می‌کردند که قرار بود جا بگیرد توی گو‌دال و گوش داده بودند به «مادر، مادر» مداح که قصد کرده بود آتش در عالم بیندازد. همسایه‌ی دیواربه‌دیوارمان بود، از خیلی وقت ‌پیش، پنجاه...

مهدیه کوهی‌کار

پرندگان می‌روند تا این بار در تهران بمیرند

سامان باب‌الحوائجی

اگر بخواهیم ارجاعات ادبی را کنار بگذاریم و صرفاً به جغرافیا توجه کنیم، پرندگان این بار در تهران می‌میرند و من، که مهاجرم و دنبال ییلاق‌های تاریخی‌ تا بهار را رقم بزنم، دست شهرستان را با چشم‌های نم‌دار می‌فشارم و شاید هم، اگر دل خوشی از آن داشته باشم،...

پرندگان می‌روند تا این بار در تهران بمیرند

سبلان ذهن و زمان را می‌شکافد

فرزانه عبدلی

موهای خفته در زیر کلاهم آرام روی پیشانی‌ام خزیده ‌بودند و دستم، اسیر دستکش و عصا، نمی‌توانست که دوباره پنهانشان کند، و عجیب بود که دیدنشان نزدیک مژه‌هایم این‌طور به من احساس زیبایی و معصومیت کودکانه می‌داد—احساسی شبیه وقتی در زمستان‌های سخت کودکی، با دستکش‌های بافتنی زمخت بر دست،...

سبلان ذهن و زمان را می‌شکافد

اهمیت رنج مداوم برای خلق هنر

سارا رز اتر

یک بار، در یک مهمانی، با یک متخصص بیهوشی ملاقات کردم. همیشه مجذوب و مرعوب متخصصان بیهوشی بودم و از آنجا که در این مهمانی هوش و حواسم هم سر جایش نبود سر صحبت را با او باز کردم. پرسیدم: «کجا می‌رویم؟ منظورم این است که وقتی بیهوش...

اهمیت رنج مداوم برای خلق هنر

کمی عشق، کمی عسل

شبنم اسمعیلی

خیابان بانهوف‌اشتراسه را از سر عادت صبح‌های شنبه‌ قدم‌زنان طی می‌کردم که دیدمش. مطمئن بودم که خود خودش است و مطمئن بودم که خواب هم نمی‌بینم. او هم مرا دید. نگاهم را دزدیدم و سرم را چرخاندم سمت ویترین اولین مغازه‌ای که نزدیکم بود. آمد کنارم ایستاد و گفت:...

کمی عشق، کمی عسل

صدای آن سال

نسرین کیایی

صدای دينگ پيام دايی‌جواد اولين صدای صبح تابستان داغ آن سال بود. صدای بعدی مال مادر بود كه مثل فشنگ از دستشويی بيرون پريد و واتساپ را چك كرد و پشت‌بندش فرياد زد: «زود جمع‌و‌جور كنيد. دايی‌جواد رسيد ايران.» دايی‌جواد رسيده بود فرودگاه امام. سريع رفتم حمام تا قبل...

صدای آن سال

سوغاتی

سهیلا سهرابی

خاله‌صفیه خواهر کوچک‌تر مامان‌پری بود، البته از مادری دیگر. پدربزرگم راسته‌دوز حجره‌ی خیاط‌ها بود؛ گاهی هم خرجکار می‌دوخت و پول بیشتری می‌گرفت. مادر خاله‌صفیه را هم، وقتی رفته بود تا ژاکت‌های زردوزی‌شده را تحویل اوستاکار بدهد، دیده بود. نه مادربزرگ من و نه مادر خاله‌صفیه هیچ‌کدام آن‌قدر عمر نکردند...

سوغاتی
شاید حق با کامو باشد

در قاب

شاید حق با کامو باشد

هیچ‌کس گریه نمی‌کرد. هیچ‌کس ضجه نمی‌زد. دورتادور ایستاده بودند و به جنازه‌ی سفید لاغر و باریکی نگاه می‌کردند که قرار بود جا بگیرد توی گو‌دال و گوش داده بودند به «مادر، مادر» مداح که قصد کرده بود آتش در عالم بیندازد. همسایه‌ی دیواربه‌دیوارمان بود، از خیلی وقت ‌پیش، پنجاه...

مهدیه کوهی‌کار

۱۷ اردیبهشت

در قاب

شاید حق با کامو باشد

هیچ‌کس گریه نمی‌کرد. هیچ‌کس ضجه نمی‌زد. دورتادور ایستاده بودند و به جنازه‌ی سفید لاغر و باریکی نگاه می‌کردند که قرار بود جا بگیرد توی گو‌دال و گوش داده بودند به «مادر، مادر» مداح که قصد کرده بود آتش در عالم بیندازد. همسایه‌ی دیواربه‌دیوارمان بود، از خیلی وقت ‌پیش، پنجاه...

مهدیه کوهی‌کار

گردآورندگان
پیمان یزدانی
سهیلا سهرابی
مرضیه اختری
دلارام فقانی
مهرداد وارسته
نازنین جودت
مهدیه کوهی‌کار
سامان باب‌الحوائجی
فرزانه عبدلی
فرحناز دهقی
شبنم اسمعیلی
نسرین کیایی
سحر مختاری
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد