icon
icon
نمایى از فیلم کمال الملک، ساخته‌ی علی حاتمی
نمایى از فیلم کمال الملک، ساخته‌ی علی حاتمی
مواجهه
سرخیِ خونِ انقلابیون
تصویرِ نوروز در فیلم «کمال‌الملک»ِ علی حاتمی
نویسنده
حافظ روحانی
8 فروردین 1403
نمایى از فیلم کمال الملک، ساخته‌ی علی حاتمی
نمایى از فیلم کمال الملک، ساخته‌ی علی حاتمی
مواجهه
سرخیِ خونِ انقلابیون
تصویرِ نوروز در فیلم «کمال‌الملک»ِ علی حاتمی
نویسنده
حافظ روحانی
8 فروردین 1403

نقاش در عوالم خود است؛ دور از هیاهوی آدم‌های بی‌مقدار درباری که نگران برگزاری مراسم و رضایت شاهند. اندکی بعد او را در حالی می‌بینیم که دارد زیر آخرین کارش تاریخ می‌گذارد. تصویر علی حاتمی از هنرمند، همان تصویر محبوبی است که فراوان خواهان دارد، مردی وارسته که از جاه‌و‌جلال دوری می‌کند و مدام از عشق سخن می‌گوید. تصویری که از همان نخستین سکانس ساخته می‌شود، از نخستین خط گفت‌وگوی فیلم «کمال‌الملک» (علی حاتمی، ۱۳۶۲):

وزیر دربار (سیروس ابراهیم‌زاده): جناب حاجب‌الدوله، نقاش‌باشیِ پدرسوخته نیامده انگار.

حاجب‌الدوله (سروش خلیلی): غلط کرده جناب وزیر، آمده، با سر هم آمده، کاکا هم گفته، حکماً یه جایی همین لاماهاست.

وزیر دربار: اگه این مرتیکه‌ی نقاش بزنه به سرش و نیاد، قبله‌ی عالم پاک تو لب می‌شن، ذات ملوکانه غضب می‌فرمایند و عیدمون خدایی نخواسته عزا می‌شه. این جسارت قابل تحمل نیست. ولی‌نعمت اجازه‌ی شرف‌یابی دهد، نوکر خودسرانه نیاید. کوپی‌اوقلی! فی‌الفور یک چاکر روانه کنید برود، کَت‌بسته بیاوردش.

حاجب‌الدوله: مضطرب نباشید جناب وزیر دربار، اگر آن نگون‌بخت نیامده باشه باز در دسترس ماست. حول‌و‌حوش همین عمارته، یا در نقاش‌خانه‌ی مبارکه رنگ روی رنگ می‌گذارد یا در تالار آینه نشسته به کشیدن باسمه. شکر خدا این یکی نه بنگی است، نه افیونی که افتاده باشه پای نگاری. هر جا باشه آن‌جا هم نگارخانه است... اوقلان! گبورا! تِزو!

نقاش‌باشی (جمشید مشایخی) در اتاقی در کاخ نشسته و تاریخ نقاشی را ثبت می‌کند؛ ۱۳۱۳. آن‌چنان وارسته که تنها بعد از شنیدن هشدار فرستاده‌ی دربار قلم زمین می‌گذارد و قدم به مراسم نوروز سال ۱۳۱۳ قمری می‌گذارد و با لبخندی از سر تمسخرِ رفتارهای بی‌مقدار نوکران شاه در گوشه‌ای می‌ایستد. او، امروز، بعد از تحویل سال ۱۳۱۳ قمری عنوان کمال‌الملک و دیگر امتیازات خاصه را از شاه دریافت خواهد کرد. این را در چند صحنه‌ جلوتر می‌بینیم، پای سفره‌ی هفت‌سین. سفره‌ی هفت‌سینی که پهن است و ناصرالدین شاه (عزت‌الله انتظامی) بعد از خواندن دعای تحویل سال لقب کمال‌الملک را به نقاش‌باشی اهدا می‌کند.

در حال بارگذاری...
عکس پشت صحنه فیلم کمال الملک

برای علی حاتمی که بیش از هر چیز به اجرای دقیق آیین‌ها و مراسم علاقه‌مند بود، در فیلم «کمال‌الملک» نوروز به ساده‌ترین شکل برگزار می‌شود. آن‌چه می‌بینیم تنها شامل سفره‌ی هفت‌سین است که بدون تأکید بر جزئیات نمایش داده می‌شود، بعد از تحویل سال گروه نقاره‌زن و دهل‌زن‌ها را می‌بینیم و بعد از آن است که شاه مُشتی نقل را به اتابک (محمد‌علی کشاورز) و کامران میرزا (پرویز پورحسینی) می‌دهد و به طاووسی مکانیکی که با موسیقی می‌رقصد و هدیه‌ی ملکه‌ی انگلیس است، می‌خندد. صحنه‌ی بعد، صحنه‌ی اهدای نشان به کمال‌الملک است.

«کمال‌الملک» هنوز هم فیلم جالبی است، هرچند سخت بتوان آن را ساخته‌ای ممتاز در نظر گرفت، اما به واسطه‌ی سال تولیدش هنوز نکات قابل ملاحظه‌ای دارد و البته این حقیقت که هنوز تنها فیلم زندگی‌نامه‌ای ایرانی درباره‌ی زندگی یک نقاش است. کمال‌الملکِ علی حاتمی همچون دیگر ساخته‌های فیلم‌ساز فقیدش بیش از هر چیز انگار کوششی برای نمایش آیین‌ها و سنت‌هایی است که حاتمی بی‌دریغ شیفته‌شان بود. مراسم نوروز که در فیلم «کمال‌الملک» تصویر می‌شود جزء دقیق‌ترین صحنه‌ها نیست لااقل در قیاس با صحنه‌های دقیقی که علی حاتمی در سریال معروفش، «هزار دستان»، از بازار و جزئیاتش می‌سازد.

حاتمی در این یک فیلم در تلاش است تا تصویری از هنر ارائه دهد که حتی تا همین امروز هم مورد پذیرش است؛ موجودی وارسته که مدام دم از عشق می‌زند و مرارت می‌کشد. ایمان داشتن به چنین تصویری در روزگار ما که می‌دانیم هنرمندان حرفه‌ای –همچون اهالی هر حرفه‌ای– در پی پول درآوردن از هنراند بیش از هر زمانی غیرواقعی به نظر می‌رسد. هرچند که باور دارم در آن روزگاران که سرخی خون انقلاب هنوز در رگ‌ها می‌جوشید این تصویر چقدر خواهان داشت؛ «کمال‌الملک»ِ علی حاتمی، تصویر آن روزگاران و آن میل و خواسته است.

متن‌های دیگر
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد