
امیر بهاری
شاعر جوان بااستعداد و خوشذوق را تصور کنید که رفیقش بچهدار میشود. این رفیقِ پدرشده، دست برقضا آهنگساز نابغهای است. اسم کودک را شاعر جوان انتخاب میکند: «نشاط». رفیق آهنگساز به شادباشِ تولدِ فرزندش، یک موسیقی ناب میسازد و اسم آن را میگذارد: «نشاط»، و از رفیق شاعرش میخواهد که...

حافظ روحانی
نقاش در عوالم خود است؛ دور از هیاهوی آدمهای بیمقدار درباری که نگران برگزاری مراسم و رضایت شاهند. اندکی بعد او را در حالی میبینیم که دارد زیر آخرین کارش تاریخ میگذارد. تصویر علی حاتمی از هنرمند، همان تصویر محبوبی است که فراوان خواهان دارد، مردی وارسته که از...

مهرنوش علیمددی
سابقهی دیرینهی نوروز که جشن سال نوی ایرانیان است، یادگاریست بهجامانده از دوران باستان. با اینهمه بازنمایی چنین سنت کهنی در تاریخ نقاشی ایرانی سهم چندانی نداشته است. البته الگوهایی از حجاریهای درخشان بر دیوارههای تختجمشید تا نمونههایی از دیوارنگاره و نگارگری عهد صفویان علاقه و تمایل به...

زیبا مغربي
حاجی فیروزه، سالی یه روزه، همه میدونن، منم میدونم، عید نوروزه، سالی یه روزه خیابانها شلوغ میشود، کودکان و بزرگسالان شتاب میکنند، ماشینها بوق میزنند و چهرههایی سیاه با لباسهای قرمز جلوی شیشهی ماشینها حاضر میشوند. حاجیفیروزها یک آن ظاهر میشوند و یادمان میآورند از عهد روزگاران باستان، از...

دوستِ نیویورکر
دو هنرمند بزرگ را در چند هفتهی گذشته از دست دادیم. ادگار برگن 1 ، اندکی بعد از آنکه اعلام کرد از دنیای نمایش کنارهگیری میکند -خبری که بیشتر برای من و همنسلانم که با رادیو بزرگ شدیم اهمیت داشت- در میانهی خواب در لاسوگاس از دنیا رفت. او در...


اینکه در ارتفاع ۲۹۰۰ متری، داخل چادر باشی و موبایلت زنگ بزند، آنهم در سال ۱۳۸۵ در منطقهای دورافتاده در مرز اِشکِوَر (شاه سفیدکوه) و رامسر، اتفاق عجیبی است؛ وقتی داستان عجیبتر میشود که اسم محمدتقی جکتاجی روی صفحهی موبایلت نمایان شود، حوالی هشت و نه صبح در نزدیکی...
نیما فریدمجتهدی

اینکه در ارتفاع ۲۹۰۰ متری، داخل چادر باشی و موبایلت زنگ بزند، آنهم در سال ۱۳۸۵ در منطقهای دورافتاده در مرز اِشکِوَر (شاه سفیدکوه) و رامسر، اتفاق عجیبی است؛ وقتی داستان عجیبتر میشود که اسم محمدتقی جکتاجی روی صفحهی موبایلت نمایان شود، حوالی هشت و نه صبح در نزدیکی...
نیما فریدمجتهدی
زهرا مسچی
از همان لحظهای که بخاری برقی را روشن کردم و خزیدم زیر پتو با خودم گفتم: امسال عید-مید نداریم. لحاف پفپفی محبوبم را دور خودم پیچیده بودم و اینستاگرام را بالاپایین میکردم. وسط تماشای هفتسینهای رنگوارنگ، ایمیلی از دانشگاه گرفتم که میگفت به دلیل طوفان سنگین برف، کلاسهای فردا صبح...

سمیه سیدیان
گاهی نمیدانم من کجا تمام میشوم و این گنبد تاریخی از کجا شروع میشود. آدمهای زیادی هستند که گنبد و گلدسته و مدرسههای تاریخی اصفهان را با صدا و کلمههای من میشناسند. من، سُرایِه نادری، راهنمای شیک تورهای خارجی، با عینک آفتابی بالای سر، با ظاهری اتوکشیده و روسری گرهخورده...
ویکه وانگ
دو سال، هیچکس سفر نرفت. کشورها مرزهایشان را روی دیگر کشورهایی که مرزهایشان را زودتر بسته بودند بستند. وقتی مرزها دوباره باز شدند، همه دوباره، با تمام قوا، سفر رفتن را شروع کردند. همیشه جور دیگری هم وجود دارد. بهتر است تا توانش را دارید دنیا را ببینید. در طول...

اینکه در ارتفاع ۲۹۰۰ متری، داخل چادر باشی و موبایلت زنگ بزند، آنهم در سال ۱۳۸۵ در منطقهای دورافتاده در مرز اِشکِوَر (شاه سفیدکوه) و رامسر، اتفاق عجیبی است؛ وقتی داستان عجیبتر میشود که اسم محمدتقی جکتاجی روی صفحهی موبایلت نمایان شود، حوالی هشت و نه صبح در نزدیکی...
نیما فریدمجتهدی

اینکه در ارتفاع ۲۹۰۰ متری، داخل چادر باشی و موبایلت زنگ بزند، آنهم در سال ۱۳۸۵ در منطقهای دورافتاده در مرز اِشکِوَر (شاه سفیدکوه) و رامسر، اتفاق عجیبی است؛ وقتی داستان عجیبتر میشود که اسم محمدتقی جکتاجی روی صفحهی موبایلت نمایان شود، حوالی هشت و نه صبح در نزدیکی...
نیما فریدمجتهدی
هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد