icon
icon
30
icon
14 خرداد 1404
30
14 خرداد 1404
محیط‌زیست، طرح از پدرام کازرونی
محیط‌زیست، طرح از پدرام کازرونی
محیط‌زیست، طرح از پدرام کازرونی
محیط‌زیست، طرح از پدرام کازرونی
30
icon
14 خرداد 1404
30
14 خرداد 1404

در آینه‌ی دیگری

نازیلا دلیرنیا

اولین بار که دوست نابغه‌ی من را دیدم، نمی‌دانستم به تماشای یک داستان آمده‌ام یا اعتراف‌نامه‌ای از خودم در لباسی دیگر. سریال از همان قاب‌های نخست—با آن نور سرد، دیوارهای ترک‌خورده و کوچه‌های تنگ و خاکی، و بیش از همه آرزوهای دختری که می‌خواهد نویسنده شود—مرا...

در آینه‌ی دیگری

خواندن مجمع‌الجزایر گولاگ به‌‌مثابه‌ی نوشیدن زهری تلخ

الهام اشرفی

ماریو بارگاس یوسا در قسمتی از کتاب چرا ادبیات؟ می‌نویسد: «ادبیات، از آغاز تاکنون و تا زمانی که وجود داشته باشد، فصل مشترک تجربیات آدمی بوده و خواهد بود و به ‌واسطه‌ی آن انسان‌ها می‌توانند یکدیگر را بازشناسند.» شاید همین جمله گویای حس‌ و حال کسانی که...

خواندن مجمع‌الجزایر گولاگ به‌‌مثابه‌ی نوشیدن زهری تلخ
بی‌شناسنامگی

آزاد

بی‌شناسنامگی

شنیده بود آدمی تنها چند ثانیه پیش از آنکه روح جسمش را ترک گوید از مرگ خود آگاه می‌شود و در آن هنگامه از بالا خویشتن را به نظاره می‌نشیند. در آخر، روح به صورت آگاهی و شعور به کیهان باز می‌گردد. پس چرا برای او متفاوت بود. اصلاً...

وحید معماری

۱۴ خرداد

آزاد

بی‌شناسنامگی

شنیده بود آدمی تنها چند ثانیه پیش از آنکه روح جسمش را ترک گوید از مرگ خود آگاه می‌شود و در آن هنگامه از بالا خویشتن را به نظاره می‌نشیند. در آخر، روح به صورت آگاهی و شعور به کیهان باز می‌گردد. پس چرا برای او متفاوت بود. اصلاً...

وحید معماری

پرتره‌ا‌ی روی دیوار

ریچل ایسیندِرَت

تقریباً یک روز طول کشید تا با قطار به آنجا برسیم. اما بالاخره رسیدیم: به شیکاگو!—اروپای غرب میانه، «رمِ خطوط راه‌آهن!» (شاید مارک تواین هم، با طعنه به این تشبیه، به این موضوع پرداخته که چگونه برلین از نظر مسافری آمریکایی «شیکاگوی اروپا»ست.) اینجا همه‌چیز باشکوه و...

پرتره‌ا‌ی روی دیوار

خواص گربه

مه‌سا رهنما

خاصیت گربه چیست؟ نه از ناسپاسی، نه از ضرب‌المثل‌های کهنه، و نه گربه‌ستیزی—دارم از خود گربه حرف می‌زنم، از خاصیت واقعی‌اش—که، قبل از هر چیز، حیوان بودن است. و حیوان بودن یعنی شعور کمی داشتن؟—شاید، شاید هم نه. کسی چه می‌داند؟—گربه‌ای می‌شناسم که در شش‌ماهه‌ی اول زندگی‌اش گیر کرده...

خواص گربه

تهران–شانگهای

آزاده عبدی‌فرد

ایمیل موافقت با درخواست جابه‌جایی را که خواندم، بعدِ چند دقیقه خوشحالی حال عجیبی سراغم آمد. وقت ناهار از شرکت بیرون زدم به سمت پارک ساعی. خلوت کردن در یکی از شلوغ‎‌ترین پارک‌های شهر قلق‌ خاص خودش را داشت. ساعی شبیه زمردی بود که لای یکی از چین‌خوردگی‌های ردای...

تهران–شانگهای
غریبگی و شب

داستان

غریبگی و شب

عطش نیکوتین که از خواب پراندش، کورمال دست دراز کرد زیر بالش و دور تشک. سیگار و فندکش نبود. مه نوری که تخت امیر و سولی را روشن می‌کرد و می‌رفت تا در بسته‌ی اتاق هوشیارش کرد. تازه یادش افتاد که نوزده روز است لب به سیگار نزده، شمال...

نفیسه نصیران

۱۴ خرداد

داستان

غریبگی و شب

عطش نیکوتین که از خواب پراندش، کورمال دست دراز کرد زیر بالش و دور تشک. سیگار و فندکش نبود. مه نوری که تخت امیر و سولی را روشن می‌کرد و می‌رفت تا در بسته‌ی اتاق هوشیارش کرد. تازه یادش افتاد که نوزده روز است لب به سیگار نزده، شمال...

نفیسه نصیران

پوست گردو

نسیم نعمت‌الهی

حواسم نبود پوشک ندارم. شاشیدم توی شلوارم. تقصیر بچه‌هایم بود. گفتند: «ایزی‌لایف از زیر لباس پیداست، بابا. خوب نیست در اولین دیدار خانم رحیمی بفهمد.» از شب قبلش نه یک چکه آب خوردم، نه یک استکان چای. فشار مثانه زیاد نمی‌شد، می‌توانستم خودم را کنترل کنم. فقط باید تندتند...

پوست گردو

داستان‌هایی درباره‌ی ما

لور سگال

هوپ پیشنهاد داد: «بیایید زودتر شکایت‌هامون رو بکنیم و خلاص بشیم. من قلبم رو باتری گذاشته‌م.» فرح گفت: «دارم بینایی‌‌م رو از دست می‌دم.» بسی گفت: «من شوهرم رو از دست دادم.» و بریجت گفت: «داستانم رو برای دوستی که تو کلاس نویسندگی قدیمی‌‌م بود فرستادم.» بسی پرسید: «...

داستان‌هایی درباره‌ی ما
بی‌شناسنامگی

آزاد

بی‌شناسنامگی

شنیده بود آدمی تنها چند ثانیه پیش از آنکه روح جسمش را ترک گوید از مرگ خود آگاه می‌شود و در آن هنگامه از بالا خویشتن را به نظاره می‌نشیند. در آخر، روح به صورت آگاهی و شعور به کیهان باز می‌گردد. پس چرا برای او متفاوت بود. اصلاً...

وحید معماری

۱۴ خرداد

آزاد

بی‌شناسنامگی

شنیده بود آدمی تنها چند ثانیه پیش از آنکه روح جسمش را ترک گوید از مرگ خود آگاه می‌شود و در آن هنگامه از بالا خویشتن را به نظاره می‌نشیند. در آخر، روح به صورت آگاهی و شعور به کیهان باز می‌گردد. پس چرا برای او متفاوت بود. اصلاً...

وحید معماری

غریبگی و شب

داستان

غریبگی و شب

عطش نیکوتین که از خواب پراندش، کورمال دست دراز کرد زیر بالش و دور تشک. سیگار و فندکش نبود. مه نوری که تخت امیر و سولی را روشن می‌کرد و می‌رفت تا در بسته‌ی اتاق هوشیارش کرد. تازه یادش افتاد که نوزده روز است لب به سیگار نزده، شمال...

نفیسه نصیران

۱۴ خرداد

داستان

غریبگی و شب

عطش نیکوتین که از خواب پراندش، کورمال دست دراز کرد زیر بالش و دور تشک. سیگار و فندکش نبود. مه نوری که تخت امیر و سولی را روشن می‌کرد و می‌رفت تا در بسته‌ی اتاق هوشیارش کرد. تازه یادش افتاد که نوزده روز است لب به سیگار نزده، شمال...

نفیسه نصیران

گردآورندگان
مریم نیازاده
نازیلا دلیرنیا
سحر بکائی
رامین رادمنش
مبین مایلى
نفیسه نصیران
آزاده عبدی‌فرد
نسیم نعمت‌الهی
پدرام کازرونی
طاهره زحمتکش
مهرى جمشیدى
حمید سلطان‌آبادیان
الهام اشرفی
وحید معماری
زهرا ابراهیمیان
مه‌سا رهنما
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد