icon
icon
16
icon
2 آبان 1403
16
2 آبان 1403
کافه‌نشینی، طرح از صحرا کیقبادی
کافه‌نشینی، طرح از صحرا کیقبادی
کافه‌نشینی، طرح از صحرا کیقبادی
کافه‌نشینی، طرح از صحرا کیقبادی
16
icon
2 آبان 1403
16
2 آبان 1403

تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

یاسمن الف.

قصه‌های وحشی یکی از آن فیلم‌هایی‌ است که بارها آن را دیده‌ام. در دوران دانشگاه، یکی از استادان فیلم‌نامه‌نویسی‌مان معرفی‌اش کرد و از همان سال‌های جوانی این فیلم تبدیل شد به یکی از آن لعنتی‌هایی که هر بار تماشاکردنش حس همان اولین مواجهه را داشت. فیلم مجموعه‌ای...

تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

خاطرمان به شما سخت مشغول است!

شفق شکری

-… - چرا مردم عکس نگه می‌دارند؟ - چرا، خدا می‌داند! چرا مردم اشیا را نگه می‌دارند، خرده‌ریز و آت‌وآشغال‌هایی که به‌ هیچ‌ دردی نمی‌خورند! - چه می‌دانم، نگه می‌دارند دیگر! به یُمنِ گیفت‌شاپ‌های مسحورکنندای که اخیراً به محیطِ اکثرِ کتابفروشی‌ها پیوست شده است و دست‌کم این‌طور...

خاطرمان به شما سخت مشغول است!

پسرِ طبل‌زن در روز استقلال

ای. اِل داکتُرو

یکمِ ژوئیه‌ی ۲۰۲۴ این داستان اواسط دهه‌ی ۱۹۵۰ نوشته شده، یعنی پس از آن که ای. اِل. داکتُرو، که در آن زمان بیست‌و‌چندساله بود، خدمت سربازی‌اش را در آلمان به پایان رساند. بروس وِبِر، زندگی‌نامه‌نویس، این داستان را همراه با مقالات داکتُرو در قسمت کتابخانه‌ی...

پسرِ طبل‌زن در روز استقلال

سوناتِ دست‌نیافتنی

مهسا خ.

اگر من می‌توانستم با این دست‌ها چیزی را آن‌طور که واقعاً احساسش می‌کنم بِسازم، بِکِشم، بِنوازم، یا بدونِ واسطه‌ی کلمه‌ها (مثلاً با یک یا چند اشاره، آن‌طور که کرها و لال‌ها می‌توانند) همه‌ی آنچه فکر می‌کنم بیان کنم، هرگز به نوشتن این کلمات تن نمی‌دادم. تن نمی‌دادم که بخواهم...

سوناتِ دست‌نیافتنی

هندوانه

افلیا فصیحی

با جیک‌جیک گنجشک‌ها بیدار شدم. شبِ پیش، به‌ خاطرِ صدای خُرخُری که چند بار بیدارم کرد و خواب‌های آشفته و پریشانی که دیدم خوب نتوانسته بودم بخوابم. عین جنازه چسبیده بودم به تخت. در خواب‌وبیداری بودم که جیک‌جیک‌ها یکهو با شُرشُرِ آب قاتی شد. فکر کردم: «باز دارد خودش...

هندوانه

پرتگاه

سمیرا هاشمی

مامان قیچی باغبانی را می‌دهد دستم که شاخه‌های خشک‌شده را هرس کنم و برگ‌های نیمه‌جانشان را بچینم. نشسته‌ام کف بالکن و افتاده‌ام به جان «ناز»، که از باغچه سرازیر شده و خودش را رسانده کنار پاهایم. برگ‌های خشک‌شده را لابه‌لای ساقه‌های درهم‌تنیده‌اش دنبال می‌کنم. جدایشان که می‌کنم تصویری از...

پرتگاه

کلمات در ذهن، کلمات در جمله

هرتا مولر

وقتی امری را تجربه می‌کنیم که بسیار حیاتی است، وقتی پای مسائل بسیار زیادی —تقریباً همه‌چیز—در میان است، اغلب زمان نداریم به کلماتی که واقعاً بهشان نیاز داریم فکر کنیم. کلمات همین‌طوری به میل خودشان از دهان ما بیرون می‌آیند، تنها هدایتگر آنها شانس است. و ما واقعاً نمی‌دانیم...

کلمات در ذهن، کلمات در جمله
مسافران

داستان

مسافران

قطار شماره‌ی هشتاد‌و‌هشت‌صفر هفت معمولاً قطار خلوتی بود. داخل هر واگن را که نگاه می‌کردی، در ردیف صندلی‌های چهارگانه رو‌به‌روی هم دست‌کم دو صندلی خالی می‌ماند. درست برخلاف قطار قرمزرنگ سکوی شماره‌ی چهارده که دو طبقه‌ی بالا و پایین آن پر بود از کله‌های مشکی و بلوطی و حتی...

نهال قربانی چگنی

۲ آبان

داستان

مسافران

قطار شماره‌ی هشتاد‌و‌هشت‌صفر هفت معمولاً قطار خلوتی بود. داخل هر واگن را که نگاه می‌کردی، در ردیف صندلی‌های چهارگانه رو‌به‌روی هم دست‌کم دو صندلی خالی می‌ماند. درست برخلاف قطار قرمزرنگ سکوی شماره‌ی چهارده که دو طبقه‌ی بالا و پایین آن پر بود از کله‌های مشکی و بلوطی و حتی...

نهال قربانی چگنی

مسافران

داستان

مسافران

قطار شماره‌ی هشتاد‌و‌هشت‌صفر هفت معمولاً قطار خلوتی بود. داخل هر واگن را که نگاه می‌کردی، در ردیف صندلی‌های چهارگانه رو‌به‌روی هم دست‌کم دو صندلی خالی می‌ماند. درست برخلاف قطار قرمزرنگ سکوی شماره‌ی چهارده که دو طبقه‌ی بالا و پایین آن پر بود از کله‌های مشکی و بلوطی و حتی...

نهال قربانی چگنی

۲ آبان

داستان

مسافران

قطار شماره‌ی هشتاد‌و‌هشت‌صفر هفت معمولاً قطار خلوتی بود. داخل هر واگن را که نگاه می‌کردی، در ردیف صندلی‌های چهارگانه رو‌به‌روی هم دست‌کم دو صندلی خالی می‌ماند. درست برخلاف قطار قرمزرنگ سکوی شماره‌ی چهارده که دو طبقه‌ی بالا و پایین آن پر بود از کله‌های مشکی و بلوطی و حتی...

نهال قربانی چگنی

گردآورندگان
سحر بکائی
سمیرا هاشمی
پریناز دارابی
رامین رادمنش
امیرمحمد اسلامی
شفق شکری
یاسمن الف.
صحرا کیقبادی
مهسا خ.
افلیا فصیحی
حسین عیدی‌زاده
نهال قربانی چگنی
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد