icon
icon
17
icon
16 آبان 1403
17
16 آبان 1403
زندگی کارمندی، طرح از میلاد موسوی
زندگی کارمندی، طرح از میلاد موسوی
زندگی کارمندی، طرح از میلاد موسوی
زندگی کارمندی، طرح از میلاد موسوی
17
icon
16 آبان 1403
17
16 آبان 1403

نقطه‌ی آبیِ کم‌رنگ یا شروع کن!

پسند بابایی

«گاهی نقطه‌ی شروع‌شدنِ چیزی پیش‌بینی‌نشده است و اتفاقاً بعدتر ارتباطت با آن یا با بهانه‌ی شروعش قطع می‌شود؛ نه اینکه فکرش را نکرده باشی یا برایش برنامه نریخته باشی، اما زمانش انگار از دستِ تو خارج می‌شود. دست‌کم برای من این‌جوری بود؛ مثل زمان مهاجرتم که قراری عاطفی من...

نقطه‌ی آبیِ کم‌رنگ یا شروع کن!

ریسمان تهمتنی که بدان آویختم

رویا سالاروند

پدربزرگ سواد نیم‌بندی داشت. شعر را از دور می‌شناخت: ضرب‌آهنگ کوبنده‌ی حماسه خاطره‌ی جنگاوری‌های دیرینه‌ی دیارش را در دلش چون تنها شعله‌ی باقیمانده از خاکستری زنده نگه می‌داشت. می‌گفت شاهنامه را از بر است. با لحنِ نقالان دم می‌گرفت و قریب به پنجاه شصت بیتی می‌خواند: چه...

ریسمان تهمتنی که بدان آویختم
مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

در قاب

مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

دیروز او را دیدم. دفعه‌ی دومی بود که می‌دیدمش. هر دو بار، همین‌جا، در پاریس. دفعه‌ی اول چهارده یا پانزده سال پیش به مناسبت کتاب زنان ایل بهمئی ، ترجمه‌ی جلال‌الدین رفیع‌فر. دیروز به مناسبت کتاب سرّ سکون ، نوشته‌ی مهرداد عربستانی، با همکاری صدف بیگلری که...

سپیده پارساپژوه

۱۶ آبان

در قاب

مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

دیروز او را دیدم. دفعه‌ی دومی بود که می‌دیدمش. هر دو بار، همین‌جا، در پاریس. دفعه‌ی اول چهارده یا پانزده سال پیش به مناسبت کتاب زنان ایل بهمئی ، ترجمه‌ی جلال‌الدین رفیع‌فر. دیروز به مناسبت کتاب سرّ سکون ، نوشته‌ی مهرداد عربستانی، با همکاری صدف بیگلری که...

سپیده پارساپژوه

من سی‌و‌نه‌ساله، متولد ایتالیا، ساکن تهران

مهدی نوابی

در امتداد خیابان دارم قدم می‌زنم. هوا دلگیر است، در انتهای خیابان کسی نمانده جز من و نور گاه‌و‌بی‌گاه ماشینی که عبور می‌کند و دخترکی که با خنده دوچرخه‌سواری می‌کند. مشغول گوش‌دادن به آهنگی می‌شوم، روی پله‌ی دومِ خانه‌ی شماره‌ی ۴۹ می‌نشینم، سیگارم را روشن می‌کنم، سرم را به...

من سی‌و‌نه‌ساله، متولد ایتالیا، ساکن تهران

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی

الهام برزین

مردی درشت‌هیکل چند روزی است روی لبه‌ی دیوارِ کوتاهِ شرقیِ پارک شهرآرا می‌نشیند و یک‌ریز حرف می‌زند و از استقرا و قیاس و استنتاج می‌گوید و دست‌هایش را طوری در هوا تکان می‌دهد انگار در دفاع از رساله‌ای سخن می‌گوید. مو و ریش بلند و آشفته‌اش به سفیدی می‌زند،...

مرزهای خیالی، دورشدن‌های واقعی

پریدن تا افق خیال

الهامه کاغذچی

امروز، هجدهم اوت، رو‌به‌روی پنجره نشسته‌ام و خاطرات سقف‌های سفالی استانبول را مرور می‌کنم. یابانجی، (در زبان ترکی به معنای خارجی و غریبه است.) مرغ کوچک دریایی خاکستری، صورتش را به پنجره چسبانده و بخار نفس‌هایش شیشه را مات کرده است. باشیطنت، تندوتند از من سؤال‌های عجیب‌و‌غریبی می‌کند که...

پریدن تا افق خیال

پسری که می‌شاشد

محمد معینی

مثلاً شب است. یک شب تابستانی. زمانش هم خیلی مهم نیست. فرض کنیم همین هفت هشت سال پیش. حالا اگر می‌گفتم اواسط دهه‌ی شصت یا سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی چهل، چه فرقی می‌کرد؟ شاید هم فرق می‌کرد! به هر حال، همان هفت هشت سال پیش است؛ مردی سی‌و‌پنج یا شاید...

پسری که می‌شاشد

صدای درخت انار

لیلا امانی

شنیدن صدای درخت‌های پارک میدان افغانی از وقتی شروع شد که خواهرم مهری سرش را روی تنه‌ی درخت گذاشت. گفت: «حرف زد.» با لب‌های خشکیده‌ای که زیر آفتاب شبیه ترک کف پا شده بود به صورت مهری زل زدم تا باور کنم درخت حرف زده. مهری سرم را به...

صدای درخت انار
مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

در قاب

مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

دیروز او را دیدم. دفعه‌ی دومی بود که می‌دیدمش. هر دو بار، همین‌جا، در پاریس. دفعه‌ی اول چهارده یا پانزده سال پیش به مناسبت کتاب زنان ایل بهمئی ، ترجمه‌ی جلال‌الدین رفیع‌فر. دیروز به مناسبت کتاب سرّ سکون ، نوشته‌ی مهرداد عربستانی، با همکاری صدف بیگلری که...

سپیده پارساپژوه

۱۶ آبان

در قاب

مردم‌شناسی که با عنوان همسرش می‌شناختندش

دیروز او را دیدم. دفعه‌ی دومی بود که می‌دیدمش. هر دو بار، همین‌جا، در پاریس. دفعه‌ی اول چهارده یا پانزده سال پیش به مناسبت کتاب زنان ایل بهمئی ، ترجمه‌ی جلال‌الدین رفیع‌فر. دیروز به مناسبت کتاب سرّ سکون ، نوشته‌ی مهرداد عربستانی، با همکاری صدف بیگلری که...

سپیده پارساپژوه

گردآورندگان
سپیده پارساپژوه
محمدامین تلان
الهامه کاغذچی
میلاد موسوی
پسند بابایی
رویا سالاروند
مهدی نوابی
محمد معینی
لیلا امانی
الهام برزین
امید حسینی
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد