icon
icon
24
icon
8 اسفند 1403
24
8 اسفند 1403
آرایشگاه زنانه، طرح از محبوبه یزدانی
آرایشگاه زنانه، طرح از محبوبه یزدانی
آرایشگاه زنانه، طرح از محبوبه یزدانی
آرایشگاه زنانه، طرح از محبوبه یزدانی
24
icon
8 اسفند 1403
24
8 اسفند 1403
پیکار سرکشی و کشف

مواجهه

پیکار سرکشی و کشف

ذات هر عصیانی با جستجو پیوند خورده است. هویتی که در میان چارچوب‌های اجتماعی گم شده با سرکشی‌های کوچک تلاش می‌کند خود را بازیابد. سرکشی، اگرچه در نگاه نخست حرکتی است با مقصد فروپاشی، اما در لایه‌های عمیق‌تر فرصتی برای بازاندیشی، کشف دوباره‌ و خلق دنیایی نو است. دیالکتیک...

گلچهره صادق‌زاده

۸ اسفند

مواجهه

پیکار سرکشی و کشف

ذات هر عصیانی با جستجو پیوند خورده است. هویتی که در میان چارچوب‌های اجتماعی گم شده با سرکشی‌های کوچک تلاش می‌کند خود را بازیابد. سرکشی، اگرچه در نگاه نخست حرکتی است با مقصد فروپاشی، اما در لایه‌های عمیق‌تر فرصتی برای بازاندیشی، کشف دوباره‌ و خلق دنیایی نو است. دیالکتیک...

گلچهره صادق‌زاده

دلتنگی برای او که هرگز ندیدمش!

فاطمه سرمشقی

جلال همان موقع هم مرده بود؛ بعدها سیمین هم رفت پیشش و حالا چند سالی است که دیگر بابا را هم نمی‌توانم ببینم، اما کتاب‌هایش هنوز هم هستند و کتابخانه‌اش شده پناهگاهم؛ همان موقع هم بود. هروقت حوصله‌ی کسی و چیزی را نداشتم پناه می‌بردم به کتابخانه‌ی بابا که...

دلتنگی برای او که هرگز ندیدمش!
بقا

صداها

بقا

عرفان می‌گفت دماوند، از پنج‌هزار به بعد، شبیه هیچ‌‌کدام از جاهایی نیست که تا الآن رفته‌اید. برایش عادی بود که شب صعود به کوه آدم خوابش نبرد. شب صعود به علم‌کوه خیلی راحت خوابیده بودم. آن‌قدر راحت که، بعد از مدت‌ها، خواب تو را دیدم. اما قرارگاه پلور، در...

محمدجواد شاکر آرانی

۸ اسفند

صداها

بقا

عرفان می‌گفت دماوند، از پنج‌هزار به بعد، شبیه هیچ‌‌کدام از جاهایی نیست که تا الآن رفته‌اید. برایش عادی بود که شب صعود به کوه آدم خوابش نبرد. شب صعود به علم‌کوه خیلی راحت خوابیده بودم. آن‌قدر راحت که، بعد از مدت‌ها، خواب تو را دیدم. اما قرارگاه پلور، در...

محمدجواد شاکر آرانی

ادامه‌دار فریب می‌خورم

مهشید پارسایی

گلویم درد می‌کند. ساعت نه شب دو تا قرص می‌خورم و می‌خزم توی تخت. تمام هفته گاه‌و‌بیگاه پیش این ‌و آن خوانده بودم «در بهار جنگ نشه یهو، دلم واسه‌ت تنگ نشه یهو» که نترسم، که حداقل آهنگین و ریتم‌دار باشد ترس و یک لایه‌ی نازک از شور و...

ادامه‌دار فریب می‌خورم

حَمال

ایمان جعفری

ساعت ۱:۲۳ بامداد را نشان می‌دهد. انعکاس چراغ‌قرمزِ خیابان روی زمین خیس برایم یادآور طولانی‌ترین شب سال است. همیشه آن شب‌ها باران می‌آمد و روی زمین پر بود از قدم‌های تندوتیز آدم‌ها. نمی‌دانم با آن عجله کجا می‌رفتند. همیشه عجله داشتند... می‌خواستند تندتند، جسته‌وگریخته، نالان و خوشحال خرید بکنند؛...

حَمال

‌آرام به دل آن شب زیبا برو

راجر ایبرت

می‌دانم که مرگ در حال نزدیک‌شدن است، و باکی از آن ندارم، چراکه معتقدم آن سوی مرگ چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. امیدوارم که در این مسیر تا جای ممکن کمتر درد بکشم. پیش از اینکه زاده شوم در نهایتِ خشنودی بودم، و به مرگ نیز از همین دریچه...

‌آرام به دل آن شب زیبا برو

چند نفر به یک نفر؟

سهیلا کاویانی

دستش را از بالای سبیل باریکش تا پایین چانه می‌کشد: «حالا نمی‌شد مادرتو می‌آوردیم خونه‌ی خودمون؟ اصلاً به جای اینکه تو دو هفته بری اصفهان، مادرجون رو یه ماه بیار پیش خودمون بمونه.» او با لباس راحتی جلوی در اتاق‌خواب به چارچوب تکیه داده است. دانه‌دانه حرکات فرانک را...

چند نفر به یک نفر؟

زيبايیِ دلخواهِ من

مصطفی علیزاده

توی این نور بی‌رمق هم سرخی جامانده روی لبه‌ی فنجان خوب دیده می‌شود. آن‌قدر سرخ است که آدم هوس می‌کند بدون اینکه توی آن چای بریزد لبه‌ی سرخ‌شده‌ را روی لب بگذارد و چشم‌هایش را ببندد و فقط ادای نوشیدن چای را دربیاورد. اگر توی آن قهوه ترک خورده...

زيبايیِ دلخواهِ من

کودکانِ توخالی

لوئیز اردریک

توی میکده‌ی تابور، حین نوشیدن آبجوی چهارم، مردها گاهی گذشته را شخم می‌زدند و ماجراهای پیشینیانشان و موفقیت‌ها و شکست‌های آنان را برای همدیگر تعریف می‌کردند. سال‌ها پیش، قیمت گندم کاهش پیدا کرده بود و بیشترِ مزارع بونانزا به آخر خط رسیده بودند. آن موقع اجداد پدری‌شان آن زمین‌ها...

کودکانِ توخالی
پیکار سرکشی و کشف

مواجهه

پیکار سرکشی و کشف

ذات هر عصیانی با جستجو پیوند خورده است. هویتی که در میان چارچوب‌های اجتماعی گم شده با سرکشی‌های کوچک تلاش می‌کند خود را بازیابد. سرکشی، اگرچه در نگاه نخست حرکتی است با مقصد فروپاشی، اما در لایه‌های عمیق‌تر فرصتی برای بازاندیشی، کشف دوباره‌ و خلق دنیایی نو است. دیالکتیک...

گلچهره صادق‌زاده

۸ اسفند

مواجهه

پیکار سرکشی و کشف

ذات هر عصیانی با جستجو پیوند خورده است. هویتی که در میان چارچوب‌های اجتماعی گم شده با سرکشی‌های کوچک تلاش می‌کند خود را بازیابد. سرکشی، اگرچه در نگاه نخست حرکتی است با مقصد فروپاشی، اما در لایه‌های عمیق‌تر فرصتی برای بازاندیشی، کشف دوباره‌ و خلق دنیایی نو است. دیالکتیک...

گلچهره صادق‌زاده

بقا

صداها

بقا

عرفان می‌گفت دماوند، از پنج‌هزار به بعد، شبیه هیچ‌‌کدام از جاهایی نیست که تا الآن رفته‌اید. برایش عادی بود که شب صعود به کوه آدم خوابش نبرد. شب صعود به علم‌کوه خیلی راحت خوابیده بودم. آن‌قدر راحت که، بعد از مدت‌ها، خواب تو را دیدم. اما قرارگاه پلور، در...

محمدجواد شاکر آرانی

۸ اسفند

صداها

بقا

عرفان می‌گفت دماوند، از پنج‌هزار به بعد، شبیه هیچ‌‌کدام از جاهایی نیست که تا الآن رفته‌اید. برایش عادی بود که شب صعود به کوه آدم خوابش نبرد. شب صعود به علم‌کوه خیلی راحت خوابیده بودم. آن‌قدر راحت که، بعد از مدت‌ها، خواب تو را دیدم. اما قرارگاه پلور، در...

محمدجواد شاکر آرانی

گردآورندگان
طلیعه نعیمایى
سعید خانجانی‌نژاد
سحر بکائی
گلچهره صادق‌زاده
رامین رادمنش
ایمان جعفری
محبوبه یزدانی
شیرین فتح‌اللهی
احسان قائنى
فاطمه سرمشقی
محمدجواد شاکر آرانی
مهشید پارسایی
سهیلا کاویانی
مصطفی علیزاده
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد