icon
icon
طرح از شراره بشرا
شماره
4
icon
5 اردیبهشت 1403
طرح از شراره بشرا
طرح از شراره بشرا
طرح از شراره بشرا
4
icon
5 اردیبهشت 1403
4
5 اردیبهشت 1403

تک‌برگی به‌سان یک درخت تنها

نازیلا دلیرنیا

به ژرفنای خویش نگریستم دیدم که خود، گذرگاهِ دردها، پرسش‌ها و قافله‌ها در دامنه‌های تاریک و ناایمن هستم و لحظه‌هایم بر دشت‌های تاریک گسترده‌ است من در سفر بودم... منوچهر آتشی اسمش راه آسمان بود. اسمی چنان لگدمال که می‌توانست اسم برنامه‌ای تلویزیونی شبیه به زلال احکام باشد. ده...

تک‌برگی به‌سان یک درخت تنها

این خوابِ وهم‌آلود

سید‌فرزام حسینی

پرسه در جای و جهانی دیگر، گشت‌وگذار در هزارتوی معنایِ مرگ و زندگی، با نثری که ردایی از مِه بر تن دارد، کارِ شاهرخ مسکوب است در هوای غزل‌های حافظ شیرازی، در هستیِ بیت بیتِ آن‌ غزل‌ها. مسکوب به دیوانِ خواجه سفر کرده، و در این سفر، دستِ ما...

این خوابِ وهم‌آلود

چهره‌ی هر کسی

لیلیان راس

هفته‌ی پیش، شبی در سوئیتِ طبقه‌ی چهل‌وششم هتل آمریکانا، ما -همراهِ چندتایی از دوستداران دیگر— دور پیانوی دیواری که شارل آزناوور، ترانه‌سرای فرانسوی، خواننده، و ستاره‌ی سینما، پشتش نشسته بود ایستاده بودیم. او پانصدوهشتمین و در واقع آخرین آهنگش با عنوان « کی؟ » را می‌نواخت و می‌خواند،...

چهره‌ی هر کسی

ناک ناک

سیما مبارک‌شاهی

کمربند سه‌چرخه رو می‌بندم. کلاهش رو روی سرش صاف می‌کنم. بیسکویت توی دهنشه. می‌گه: «مامان تو هم فرانسه باش.» حتما درست نشنیدم. قلبم هری می‌ریزه. می‌گم: «بخور بعد دوباره بگو. نفهمیدم چی گفتی.» بازم می‌گه: «تو هم فرانسه باش. دوست دارم مامانم فرانسه باشه با من.» قلبم تندتند می‌زنه....

ناک ناک

خانه‌ و ابد

آرش اخوت

اقامتگاهِ ما جایی است که در آن زندگی می‌کنیم، اما خانه‌ی ما طوری است که زندگی می‌کنیم. رابرت گینزبرگ برادرم پیام زده است که «برای خونه فکرت چیه؟» می‌نویسم: «به‌نظر من پایین را یه مرمت نرم کن بشه آپارتمانت. بالا هم فضای من [دفترِ کار]. کتابخونه هم مشترک.» جوابی...

خانه‌ و ابد

خارج از لیست

فاطمه صادقی

ایستاده‌ام جلوی پیشخان فروشگاه و گوشی به‌ دست زل زده‌ام به قفسه‌ی بالای سر فروشنده که پر از فانکوپاپ شخصیت‌های سینمایی مختلف است. لارنژیت گرفته‌ام و به ناچار روزه‌ی سکوت دوماهه را می‌گذرانم. صفحه‌ی یادداشتِ گوشی‌ام راه ارتباطی جدیدم با همه است، از «بی زحمت دو کیلو سیب‌زمینی و...

خارج از لیست
اعجاب وحشت

پرسه‌ها

اعجاب وحشت

هشت سال بیشتر نداشتم، چهارزانو روی زمین نشسته بودم که دیدم مایکل مایرز در فیلم هالووین (۱۹۷۸) یک‌دفعه جلوی نوجوانی سبز شد و او را با چاقو به دیوار بچسباند. تکان‌دهنده بود، وحشت کرده بودم، نفسم بالا نمی‌آمد، اما همزمان به وجد آمده بودم! اما بعد با خودم فکر...

دنیل توره

شماره چهارم

پرسه‌ها

اعجاب وحشت

هشت سال بیشتر نداشتم، چهارزانو روی زمین نشسته بودم که دیدم مایکل مایرز در فیلم هالووین (۱۹۷۸) یک‌دفعه جلوی نوجوانی سبز شد و او را با چاقو به دیوار بچسباند. تکان‌دهنده بود، وحشت کرده بودم، نفسم بالا نمی‌آمد، اما همزمان به وجد آمده بودم! اما بعد با خودم فکر...

دنیل توره

بیمارستان جنگلی

خلیل رشنوی

تابلوی بزرگی بر دیوار سالن آویزان است؛ تصویری از تالاب و نیلوفرهای آبی و درختانی که در گوشه و کنار روییده‌اند. قایق آبی‌رنگی میان تالاب رها شده و سر طنابِ کهنه‌ای که به بدنه‌ی قایق گره ‌خورده توی آب فرو رفته است. مردی از سمت راست تصویر وارد تابلو...

بیمارستان جنگلی
اعجاب وحشت

پرسه‌ها

اعجاب وحشت

هشت سال بیشتر نداشتم، چهارزانو روی زمین نشسته بودم که دیدم مایکل مایرز در فیلم هالووین (۱۹۷۸) یک‌دفعه جلوی نوجوانی سبز شد و او را با چاقو به دیوار بچسباند. تکان‌دهنده بود، وحشت کرده بودم، نفسم بالا نمی‌آمد، اما همزمان به وجد آمده بودم! اما بعد با خودم فکر...

دنیل توره

شماره چهارم

پرسه‌ها

اعجاب وحشت

هشت سال بیشتر نداشتم، چهارزانو روی زمین نشسته بودم که دیدم مایکل مایرز در فیلم هالووین (۱۹۷۸) یک‌دفعه جلوی نوجوانی سبز شد و او را با چاقو به دیوار بچسباند. تکان‌دهنده بود، وحشت کرده بودم، نفسم بالا نمی‌آمد، اما همزمان به وجد آمده بودم! اما بعد با خودم فکر...

دنیل توره

گردآورندگان
آرش اخوت
کوروش رنجبر
سیما مبارک‌شاهی
سید‌فرزام حسینی
نازیلا دلیرنیا
مسعود شکوری
پرستو حقی
سحر بکائی
محسن توانگر
سارا خندابی
شراره بشرا
خلیل رشنوی
فاطمه صادقی
بهار موسوی
علیرضا محمودی ایرانمهر
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد