icon
icon
22
icon
10 بهمن 1403
22
10 بهمن 1403
زمستان و روز برفی، طرح از رؤیا بیژنی
زمستان و روز برفی، طرح از رؤیا بیژنی
زمستان و روز برفی، طرح از رؤیا بیژنی
زمستان و روز برفی، طرح از رؤیا بیژنی
22
icon
10 بهمن 1403
22
10 بهمن 1403

نابوکُف را، نه با لولیتا، با ماری بشناسید

مریم عربی

مسئله، رویارویی واقعیت و تخیل بود، بود و نبود، هستی و غیاب و حضور، آنجا که نابوکُف خود گفته است: «نمی‌توانستم باور کنم، رونوشتِ حقیقت با خود حقیقت رقابت کند.» درست است که نابوکُف این جمله را درباره‌ی اولین و، به قول خودش، ناپخته‌ترین داستانش می‌گوید، ولی در تمام...

نابوکُف را، نه با لولیتا، با ماری بشناسید

دَمساز

پونه ابدالی

برای نوشتن از تو، ذهنم دچار یک نوع حالت خلسه و خلوت می‌شود. خالی می‌شود و مِهی بزرگ و شیری‌رنگ مرا در بر می‌گیرد. به‌خصوص سال‌های بعد از چهل‌سالگی که انگار طورِ دیگری به رفاقت نگاه می‌کنی. انگار، نخی نامرئی تو را به خاطراتی وصل کرده که ممکن است...

دَمساز

اندر تأثرات دیرین

رضا جولایی

یکی از موجبات تأسف من در زندگی ادبی و اجتماعی‌ام این بوده که، به‌ دفعات مکرر، سرنوشت انسان‌های مهمی را، از نظر تاریخی و اجتماعی و هنری، سر راه من قرار داده، اما یا آنها را نشناخته‌ام، یا شناخته‌ام و نتوانسته‌ام با آنها گفتگویی داشته باشم. و از احوال...

اندر تأثرات دیرین

این مهره اینجا پیچ شده

خاتون حیدری فاروقی

از نوجوانی‌ام نسبتم با زندگی دراماتیک بود، انگار بین من و جهان، بین من و هر اتفاقی یک هاله، یک لنز، یک ورودی وجود داشت که باعث می‌شد همه‌چیز برایم بیشتر از حدِ معمول دراماتیک باشد. البته، نمی‌دانم حد معمول دراماتیک‌بودن چقدر است، اما برای من هر اتفاقی تبدیل...

این مهره اینجا پیچ شده

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ …

آیدا علی‌پور

همین ‌که جاده‌ی ساحلی را به‌ سمت گلستان هشتادوچهار می‌پیچم، صدای قرآن با شورِ همایون در هم می‌شوند. یکی «سوره‌ی جمعه» را می‌خواند و دیگری «ای بی‌بصر، من می‌روم، او می‌کشد قلاب را.» پیچ پخش ماشین را کم می‌کنم. به انتهای کوچه که می‌رسم، صدای قرآن بلندتر می‌شود....

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ …

مرگ در ساعت بیداری

مرتضی ناعمه

آخرین باری که خبر مرگ فردی نزدیک را شنیدم همین چند ماه پیش بود: یکی از روزهای اول خرداد، ساعت هشتِ صبح. چشم‌هایم را به‌آرامی باز کردم، هنوز در مرز نازک خواب و بیداری بودم که صفحه‌ی‌ گوشی به چشمم خورد. از شقایق سه تماس ازدست‌رفته داشتم. این ساعت...

مرگ در ساعت بیداری
دروغ‌های خوشمزه

داستان

دروغ‌های خوشمزه

همین ‌که چشم‌هایم را باز کردم، انگار برق گرفته باشدم، از جا پریدم. ساعتِ گِرد و بزرگ اتاق آقای رئیس شش‌وپنجاه دقیقه را نشان می‌داد. مدتی بود، یواشکی، توی شرکت می‌خوابیدم. اگر کسی مُچم را می‌گرفت، بدبخت می‌شدم. شلوارم را پوشیدم. پیرهنم را برداشتم و از شرکت بیرون رفتم....

آوا کیارسی

۱۰ بهمن

داستان

دروغ‌های خوشمزه

همین ‌که چشم‌هایم را باز کردم، انگار برق گرفته باشدم، از جا پریدم. ساعتِ گِرد و بزرگ اتاق آقای رئیس شش‌وپنجاه دقیقه را نشان می‌داد. مدتی بود، یواشکی، توی شرکت می‌خوابیدم. اگر کسی مُچم را می‌گرفت، بدبخت می‌شدم. شلوارم را پوشیدم. پیرهنم را برداشتم و از شرکت بیرون رفتم....

آوا کیارسی

ماندلا

شهاب فرج اللهی

«یه چند روزی می‌رم شمال پیش مامان‌بابا. فکر کنم اگه یه مدت تنها باشیم، برای جفتمون بهتر باشه.» رها با ماتیک قرمز این جمله را روی آینه نوشته بود و من با چشمان نیمه‌باز زل زده بودم به آن. تازه فهمیدم که رنگ ماتیکش چقدر فلفلی و...

ماندلا

جهت میانه

هان کانگ

زن دست‌به‌سینه می‌نشیند. اخم می‌کند و به تخته‌سیاه نگاه می‌کند. مردی که عینکی ته‌استکانی با قابی نقره‌ای دارد لبخند‌زنان می‌گوید: «خب، بخونش.» لب‌های زن می‌لرزند. لب پایینش را با نوک زبانش مرطوب می‌کند. دست‌هایش دور سینه‌اش بی‌قراری می‌‌کنند. دهانش را باز می‌کند و دوباره می‌بندد. نفسش را حبس...

جهت میانه
دروغ‌های خوشمزه

داستان

دروغ‌های خوشمزه

همین ‌که چشم‌هایم را باز کردم، انگار برق گرفته باشدم، از جا پریدم. ساعتِ گِرد و بزرگ اتاق آقای رئیس شش‌وپنجاه دقیقه را نشان می‌داد. مدتی بود، یواشکی، توی شرکت می‌خوابیدم. اگر کسی مُچم را می‌گرفت، بدبخت می‌شدم. شلوارم را پوشیدم. پیرهنم را برداشتم و از شرکت بیرون رفتم....

آوا کیارسی

۱۰ بهمن

داستان

دروغ‌های خوشمزه

همین ‌که چشم‌هایم را باز کردم، انگار برق گرفته باشدم، از جا پریدم. ساعتِ گِرد و بزرگ اتاق آقای رئیس شش‌وپنجاه دقیقه را نشان می‌داد. مدتی بود، یواشکی، توی شرکت می‌خوابیدم. اگر کسی مُچم را می‌گرفت، بدبخت می‌شدم. شلوارم را پوشیدم. پیرهنم را برداشتم و از شرکت بیرون رفتم....

آوا کیارسی

گردآورندگان
آوا کیارسی
مریم عربی
مریم سلطانی
شهاب فرج اللهی
مرتضی ناعمه
آیدا علی‌پور
خاتون حیدری فاروقی
رضا جولایی
پونه ابدالی
شبانه باقری
شادی ندیمی
رویا بیژنی
فاطمه حسنی
همایون محمودى
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد