icon
icon
23
icon
24 بهمن 1403
23
24 بهمن 1403
زندگی در دنیای هوش مصنوعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای هوش مصنوعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای هوش مصنوعی، طرح از لادن راه‌انجام
زندگی در دنیای هوش مصنوعی، طرح از لادن راه‌انجام
23
icon
24 بهمن 1403
23
24 بهمن 1403

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده

علیرضا محمودی ایرانمهر

نخستین مواجهه‌ی من با «ارنست همینگوی» همچون ملاقاتی عاشقانه بود. رابطه‌ای پر از سوءتفاهم، شیفتگی، و حتی گاه خشم. مثل وقتی که نمی‌دانی چرا کسی که خیلی دوست داری تو را عصبانی می‌کند. نخستین‌بار که نام او را دیدم اواخر دهه‌ی شصت بود. زمانی که رؤیای نویسندگی برایم بهشتی...

اعجازِ عشقِ شکست‌خورده

مجلسِ گرفت‌وگیر

داود شادلو

«مگر زمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟» نساء، ۹۷ در شب دلگشای فروردینی شاه والاقدر بار داده و به جهتِ دیدار با رعیت و جهانبانیِ ربع مسکون به بیرونیِ کوشک مشرف شده بود. هیاهوی شحنه، هیزم‌شکن، ملا و بقال مانع نبود که شاه از کمی آن‌سوتر نوای دلچسبِ...

مجلسِ گرفت‌وگیر
نشت‌کردن مایع شادی

در قاب

نشت‌کردن مایع شادی

اولین تصویر زندگی من از یک قطعه‌ی کوچک خون‌آلود، روی آسفالتی که تب‌دارِ یک روزِ طولانی تابستانی است، شروع می‌شود. شبی از شب‌های شهریورماه سال ١٣٦٤ است، بیست‌و‌پنجم شهریور. جنگ کش‌دار ایران و عراق از نفس افتاده، اما هنوز هست و زهرش را می‌ریزد. من جنینی هستم که آخرین...

سارا تاج‌دینی

۲۴ بهمن

در قاب

نشت‌کردن مایع شادی

اولین تصویر زندگی من از یک قطعه‌ی کوچک خون‌آلود، روی آسفالتی که تب‌دارِ یک روزِ طولانی تابستانی است، شروع می‌شود. شبی از شب‌های شهریورماه سال ١٣٦٤ است، بیست‌و‌پنجم شهریور. جنگ کش‌دار ایران و عراق از نفس افتاده، اما هنوز هست و زهرش را می‌ریزد. من جنینی هستم که آخرین...

سارا تاج‌دینی

چرا پدرخوانده‌ی هوش‌مصنوعی از چیزی که ساخته می‌ترسد

جاشوئا راثمن

در مغز ما عصب‌ها در شبکه‌های بزرگ و کوچک نظم می‌یابند. با هر عمل و هر فکری که می‌کنیم این شبکه‌ها تغییر می‌کنند: عصب‌هایی به شبکه‌ها وارد می‌شوند و عصب‌هایی از آنها کنار گذاشته می‌شوند، و ارتباط بینشان قوی‌تر یا ضعیف‌تر می‌شود. این فرایندها تمام‌مدت در جریان‌اند—همین حالا که...

چرا پدرخوانده‌ی هوش‌مصنوعی از چیزی که ساخته می‌ترسد

راه‌رفتن روی ردِ بویِ خاطرات نارنگی

نرگس حکیم‌پناه

«تنها چیزی که او گفت این بود که در میان رذائل انسانی بزدلی را یکی از اولین رذائل می‌دانست.» مرشد و مارگاریتا میخائیل بولگاکف با سر مدادنوکی روی دستت حروف بی و جی را می‌نویسی. بعد از چند لحظه، دو حرف متورم و قرمز می‌شوند. به من نگاه می‌کنی...

راه‌رفتن روی ردِ بویِ خاطرات نارنگی

بالن ویکتوریا

سحر بکائی

تیغِ تیزِ سرنوشت طوری گردن خوشبختی را درید که هیچ ناله‌ای از آن شنیده نشد. چون فرصت نکرد. خون از شاهرگش پاشید به همه‌چیز و همه‌کس. آنان که مشاهده‌گر بودند دست از تماشاکردن برداشتند. نه دیواری بود نه درگاهی. و دنج‌گاهی نبود. تنها پسله‌ی آنجا پشت همان‌جایی بود که...

بالن ویکتوریا

مکث معلق

نادیا زحمتکش

«ما ما، که روی کلمات مکث می‌کنیم، هرگز نمی‌فهمیم چه گفته‌ایم...» محمدباقر کلاهی‌ اهری این را گفته و من با مداد مشکی زغالی روی دیوار نوشته‌ام. روی‌ دیوار رفتن ساده نیست، نستعلیق‌شدن هم، آن هم برای ما، مایی که گاهی مکث کرده‌ایم روی کلمات و تا عمقشان...

مکث معلق

به جان خرس قسم

الهام برزین

گیلاسی از توی بشقاب برمی‌دارم و می‌گذارم توی دهانم، لب‌هایم را روی هم قفل می‌کنم و دم گیلاس را می‌کشم بیرون. هنوز دندان‌هایم به هم نرسیده‌اند که گیلاس له می‌شود و طعمی تلخ دهانم را پر می‌کند. لابد کرم هم داشت. با این حال، گیلاس بعدی را برمی‌دارم و...

به جان خرس قسم

سیاه‌چاله

راحله‌‌السادات مصطفوی

آخرین کارتن‌های وسایلم را می‌بستم که صدای قیژ درِ آپارتمان پشت سرم بلند شد. امین توپ‌به‌دست توی هال ایستاده بود و دلخور به جعبه‌ی بسته‌بندی‌شده نگاه می‌کرد. می‌خواستم بگویم در را پشت سرش ببندد. چیزی نگفتم و گذاشتم به حال خودش باشد. هنوز کنارآمدن با این اسباب‌کشی‌های هرساله برایش...

سیاه‌چاله
نشت‌کردن مایع شادی

در قاب

نشت‌کردن مایع شادی

اولین تصویر زندگی من از یک قطعه‌ی کوچک خون‌آلود، روی آسفالتی که تب‌دارِ یک روزِ طولانی تابستانی است، شروع می‌شود. شبی از شب‌های شهریورماه سال ١٣٦٤ است، بیست‌و‌پنجم شهریور. جنگ کش‌دار ایران و عراق از نفس افتاده، اما هنوز هست و زهرش را می‌ریزد. من جنینی هستم که آخرین...

سارا تاج‌دینی

۲۴ بهمن

در قاب

نشت‌کردن مایع شادی

اولین تصویر زندگی من از یک قطعه‌ی کوچک خون‌آلود، روی آسفالتی که تب‌دارِ یک روزِ طولانی تابستانی است، شروع می‌شود. شبی از شب‌های شهریورماه سال ١٣٦٤ است، بیست‌و‌پنجم شهریور. جنگ کش‌دار ایران و عراق از نفس افتاده، اما هنوز هست و زهرش را می‌ریزد. من جنینی هستم که آخرین...

سارا تاج‌دینی

گردآورندگان
آیدین رشیدی
نرگس حکیم‌پناه
علیرضا محمودی ایرانمهر
داود شادلو
نادیا زحمتکش
سارا تاج‌دینی
زهرا موحدى فاضل
ملیکا جمالی
نسترن رجالى
راحله‌‌السادات مصطفوی
الهام برزین
لادن راه‌انجام
سحر بکائی
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد

ما را دنبال کنید
linkedintwittertelegraminstagram
پادکست شوروم
youtubespotifyapplecastbox
icon

هر کسی در سینه داستانی برای روایت دارد