کتاب را می بندم. غروب شده و دوبلین زیر آسمانی خاکستری نفس می کشد؛ شهری که در مه، خاطره و فراموشی دفن شده است. خیابان هایش، مرطوب از بارانی که نباریده، بوی نمک، بوی دریا و بوی نان سوخته می دهند. صدای نامفهوم فریادهای بچه ها که در کوچه بازی...
پنجم بهمن ۱۴۰۲ بود؛ ساعت هفت شب. داشتم «كتاب پسرِ» نيكولايديس را ميخواندم و با نخ جورابم ور ميرفتم. روز پدر برام خريده بودند. دوستش داشتم. مشكي بود و روش لوزيهاي سورمهاي و قرمز داشت؛ فقط اينكه نخ مچ پاي راستش بيرون زده بود. اولش خيلي كم بود، اما...
میلان کوندرا در یکی از ترسناکترین کتابهایش با عنوان «وصایای تحریف شده»، از موقعیتی بسیار تلخ پرده برمیدارد: «هنرمندان و اندیشمندان میتوانند بهترین قربانیانِ ستایشگرانِ خویش باشند.» در جستارهای آن کتاب میبینیم که چگونه بزرگترین قهرمانان اقلیم اندیشه و هنر، در امواج ابتذال لجنمال میشوند. عمیقترین ایدهها به چیزهایی...
چشمهایم هنوز گرم نشدهاند که با صدا و لرزش مهیبی قلبم از جا کنده میشود. احساس میکنم میمیرم، اما هنوز زندهام. اولین چیزی که به ذهنم میرسد، بچههایم هستند. یادم میافتد تهران نیستند. مادرم گریه میکند. میگویم: «چیزی نیست، نترس. رعدوبرقه.» اما بوی دود و باروت به مشام میرسد....
«پدر، من میخواهم بار دیگر به شهری که دوست میدارم بازگردم.» نادر ابراهیمی، «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» آن روز در بازار ماهیفروشان رشت وقتی گوشهی لباسم به ماهیها خورد، یادت افتادم لیلا. بهناگاه خودم را کنار شط دیدم. یازده سالی گذشته بود. دوروبرم صدای بازی بچهها ته...
باغ پاسارگاد که سرنمون باغهای ایرانی بهشمار میآید، گرچه امروزه بایر و بیبر است، اما رازی قدیمی از معماری روح ایرانی را در زیر آوار تاریخ محفوظ داشته است. مقبرهی کوروش بزرگ که تا همین صد سال پیش بهغفلت مدفنِ بیبیِ قدیسنمایی بهحساب میآمد و به آن توسل میشد...
ظهر بود. خورشید به میانهی آسمان نشسته بود. مرد بر لب حوضِ تفتیده، در خود فرورفته، خیره به تنها ماهی سرخی خفته بر کف حوض بیآب. نسیم داغ ظهر به برگهای پهن و زبر و کهنهی انجیردرختی ازبارافتاده تن میسایید و خِشخِش دلگزندهای میکرد و راه خویش میرفت. حوض...
آمنه تصمیم گرفته بود برای تولدش به سفر برود. ماه پیش همسرش به یک سفر کاری رفته بود و اگرچه دقیقاً تعطیلات به حساب نمیآمد، اما در شرایط فعلی، هر فرصتی، حتی موقتی، برای رهایی از مراقبت بچه، برایشان حکم تعطیلات را داشت. بهعلاوه این دو سعی داشتند که...